مدیران خودرو
پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۰۸:۴۵
تعداد نظر۱
داغ کنيد+ ۱
آن قدر آب هویج ها را گرفت که آبمیوه گیری سوخت. بعد هم لبخندی زد و گفت: «این آب میوه گیری در راه تبلیغ دین سوخت. اجرتون با شهدا!
این آب‌ میوه گیری در راه تبلیغ دین اسلام سوخت!
گروه فرهنگی جهان نیوز: «ابراهیم، گونی هویج ها رو ببر بالا و مقداری از اونها رو به مامانت بده براتون آب بگیره».

«آقا دستت درد نکنه. اتفاقاً امروز تو پایگاه بسیج، حلقه صالحين داریم. قراره چند نفر جدید بیان. با اینا یه آب هویج بستنی مشتی براشون درست می‌کنم!»

«ابراهیم، مگه جلسات بسیجتون پذیرایی نداره؟»

«نه آقا، بسیج پولش کجا بود؟ من اگه به آب هویج بستنی به این بچه های جدید بدم و فضا رو براشون جذاب کنم که دفعه بعد با اشتیاق بیشتری بیان جلسه. اگه این بچه ها جذب بسیج بشن، مسیر زندگی شون تغییر می‌کنه؛ ولی اگه دیگه نیان به قهوه خونه و جاهای ناجور می‌رن، ممکنه دچار هزاران مصیبت بشن.»

«باشه، پسرم! هر کاری می‌تونی برای جوون‌های محله انجام بده.»

آن قدر آب هویج ها را گرفت که آبمیوه گیری سوخت. بعد هم لبخندی زد و گفت: «این آب میوه گیری در راه تبلیغ دین سوخت. اجرتون با شهدا!»

بعد هم مقداری پول از من گرفت و خودش هم پول توجیبی هایش را رویش گذاشت و بستنی خرید و به پایگاه بسیج برد.

با تمام وجودش مال و جان و وقتش را برای اعتقادش هزینه می‌کرد.

خاطره‌ای از مومنعلی اسمی، پدر شهید
برگرفته از کتاب «اسمی از تبار ابراهیم»؛ روایت هایی از زندگانی شهید مدافع حرم ابراهیم اسمی

بیشتر بخوانید:
ماجرای شهیدی که بانی مخفیانه یک هیئت بود
مدافع حرمی که از آبدارخانه هیئت به بهشت رسید
شرط شهید مدافع حرم برای همراهی کاری با پدرش ماجرای هدیه مادر شهید به همسر بهشتی پسرش
فرمانده‌ای که دوست داشت مسئول آبدارخانه شود
شهید مدافع حرمی که نماز جماعت نمی‌خواند!
شیوه‌ای که یک شهید در امر به معروف داشت
ماجرای معرفت شهید مدافع حرم در دوره آموزشی
رفتم برگه تو رو درست کردم!
ماجرای شنیده نشده از زلزله شش سال پیش کرمانشاه
صورت این شهید مثل ماه شب چهارده می‌درخشید
https://jahannews.com/vdcawanom49ny01.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

روح همه ی شهدای مدافع حرم شاد و راهشان پرهرو باد.