مدیران خودرو
پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۸:۳۹
داغ کنيد+ ۰
وقتی وارد خانه می شد، می‌گفت: مامان ناهار چی داری؟ منم همیشه بلند می‌شدم زودتر نهار را درست می‌کردم که ابراهیم ساعت سه می‌رسید خانه ناهارش حاضر باشد.
ماجرای توجه یک شهید مدافع حرم به غذای بیت المال
گروه فرهنگی جهان نیوز: بچه ها که می‌رفتند بیرون یکم که دیر می کنند من نگرانشان می‌شدم اما ابراهیم که سر کار می‌رفت. نصف قلب من باهاش می‌رفت ولی به بچه ها نمی گفتم، تو دل خودم نگه می‌داشتم. می‌رفت سرکار آنجا ناهار نمی‌خورد، ساعت ۳ خودش را می رساند خانه، که تو خانه ناهار بخورد.

وقتی وارد خانه می شد، می‌گفت: مامان ناهار چی داری؟ منم همیشه بلند می‌شدم زودتر ناهار را درست می‌کردم که ابراهیم ساعت سه می‌رسید خانه ناهارش حاضر باشد.

من همیشه به او می گفتم: الان ساعت سه! چرا تا الان باید گرسنه بمونی؟"

 در محل کارش روزایی که ایران بود معمولاً غذا نمی خورد، فقط گاهی اوقات آن هم زمانی که ماموریت شبانه داشت غذا می‌خورد.

همیشه بدون ناهار خانه می آمد. می گفت: اجازه بدید سربازهایی که اینجا هستند بیشتر غذا بهشون برسد.

از بیت‌المال هم یه غذا کمتر استفاده شود.   

خاطره‌ای از مادر شهید اسمی
برگرفته از کتاب «اسمی از تبار ابراهیم»؛ روایت هایی از زندگانی شهید مدافع حرم ابراهیم اسمی

بیشتر بخوانید: مدافع حرمی که از آبدارخانه هیئت به بهشت رسید
شرط شهید مدافع حرم برای همراهی کاری با پدرش ماجرای هدیه مادر شهید به همسر بهشتی پسرش
فرمانده‌ای که دوست داشت مسئول آبدارخانه شود
شهید مدافع حرمی که نماز جماعت نمی‌خواند!
شیوه‌ای که یک شهید در امر به معروف داشت
ماجرای معرفت شهید مدافع حرم در دوره آموزشی
رفتم برگه تو رو درست کردم!
ماجرای شنیده نشده از زلزله شش سال پیش کرمانشاه
صورت این شهید مثل ماه شب چهارده می‌درخشید
https://jahannews.com/vdch6qnw623nmxd.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما