مدیران خودرو
سه شنبه ۳۱ تير ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰
تعداد نظر۲
داغ کنيد+ ۰
رضاخان که از کوزه‌کنانی سرقضیه منزل دلخوشی نداشت گفت: «چرا هزار نفر را بدون جهت به کار بیهوده‌ای واداشته‌ای؟! تو را به کارخانه وارد کردن چه!» حاج کاظم را ترس زیادی فراگرفت و تا آخرین لحظه توقف شاه خویشتن را پنهان کرد.
نتیجه زیرکی یک مشهدی در برابر رضاخان
گروه تاریخ جهان نیوز: چندین سال قبل از وقایع شهریور 1320 رضاخان به مشهد رفت، البته رفتن به مشهد تشریفات خاصی داشت و این مسافرت هر چند سال یکبار روی ملاحظات سیاسی عملی می شد!
 
رضاخان در منزل حاج کاظم کوزه‌کنانی که از تجار درجه یک و ثروتش زبانزد عام و خاص بود وارد شد و او هم ناچار از پذیرائی بود. چند روزی از توقف رضاخان به مشهد گذشت، ‌تا آنکه یک روز با همراهان خود که «کوزه کنانی» هم در ردیف آنها بود در باغ منزل شروع به گردش کردند و رضاخان که از طرز ساختمان آنجا خوشش آمده بود گفت: «حاجی عمارت قشنگی داری، واقعاً من خوشم آمد!» البته غرض از این تمجید این بود که «کوزه کنانی» فوراً بگوید: «اعلی حضرتا قابلی ندارد پیش‌کش می‌کنم!»

ولی حاجی کاظم از رندان دهر بود در پاسخ شاه می گوید: ‌«قربان، جان‌نثار خیلی زحمت کشیده، تا مورد نظر همایونی واقع شده است!»

ادای این جمله مثل آبی بود که روی آتش احساسات رضاخان ریختند و فهمید که تیرش به سنگ خورده است! چند دقیقه بعد کوزه‌کنانی درصدد برآمد تا کدورتی را که شاه در دل گرفته بود رفع کند، و برای این کار بهتر از موضوع کارخانه سیگار چیزی به خاطرش نرسید، بدین جهت گفت: ‌«اعلی حضرتا جان نثار اقدام به وارد کردن کارخانجات سیگار کرده و اکنون روزی هزار نفر در آن کار می کنند». حاج‌کاظم طوری این موضوع را گفت و وانمود کرد که غرض از این کارخانه خدمت به میهن است و می خواست از این راه مورد لطف شاه واقع شود!

رضاخان که از کوزه‌کنانی سرقضیه منزل دلخوشی نداشت گفت: «چرا هزار نفر را بدون جهت به کار بیهوده‌ای واداشته‌ای؟! تو را به کارخانه وارد کردن چه!» حاج کاظم را ترس زیادی فراگرفت و تا آخرین لحظه توقف شاه خویشتن را پنهان کرد.

دو روز بعد رضاخان به تهران آمد و دستور تهیه کارخانه دخانیات را صادر کرد و سیگار و توتون منحصر به دولت شد. او در اولین وهله دستور بستن کارخانه کوزه‌کنانی را داد تا انتقام خود را از مردی که از خواهش او سرپیچی کرده است بگیرد. 
 
بیشتر بخوانید:
داستان طلبه‌ای که به دامادی شاه صفویان رسید

حکایت همسایه‌ای که با ترس همسایه‌اش را کُشت
داستان جالب از نقاشی ناصرالدین شاه
سوسیس و کالباس چه سالی وارد ایران شد؟
ذغال فروش نکته سنج و ناصرالدین شاه وزیر دانا و حکمت انگشت قطع شده پادشاه
ماجرای قضاوت زیرکانه نادر درباره وزیر و باغبانش این مرد ثروتمند تا آخر عمرش پابرهنه بود!
سرنوشت پیکر یوسف پیامبر چه شد؟
آخوند شهیدی که روی شاهزاده قاجاری را کم کرد
خطای بزرگ و تاریخی بخش کوچکی از مردم ایران
https://jahannews.com/vdca66nom49nye1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

طمع کار در زمین خواری بود. رسانه های غربی هم با این که وی را عامل و نوکر خود می دانستند نامش را جانور زمین خوار نهاده بودند. بهترین و حاصلخیز ترین زمین ها با لطایف الحیل به ثمن بخس توسط عوامل این شخص به ملکیت رضاخان در می آمد.
ایرانی
زیرااو از آسمان رانده شده بود و میدانست به ملکوت راهی ندارد و لذا فقط علاقه به زمین داشت