مدیران خودرو
سه شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۴۴
تعداد نظر۱
داغ کنيد+ ۰
شاه‌عباس پس از تحقیقات محلی از طلبه جوان پرسید: چطور توانستی از این امتحان سربلند بیرون بیایی؟ طلبه جوان گفت با استفاده از کتاب‌های کمک‌درسی و شمع.
گروه تاریخ جهان نیوز:  در روزگار صفویان، طلبه جوانی در داخل حجره‌اش مشغول فراهم کردن بساط شام بود که ناگهان درب حجره باز شد و دختری فراری سراسیمه وارد حجره شد و درب حجره را نیز از پشت قفل کرد.

وی سپس از طلبه جوان پرسید: شام چی داری؟ طلبه جوان که به‌نوبه خود کپ کرده بود، گفت: نیمرو. دختر گفت: بیاور. طلبه جوان نیمرو درست کرد و سفره انداخت و همراه دختر مشغول خوردن شد.

پس از صرف شام طلبه جوان از دختر پرسید: شما کی هستید و چه اتفاقی برایتان افتاده است؟ دختر گفت: من دختر شاه‌عباس کبیرم.

وی افزود: امروز با یکی از زنان حرمسرا دعوا کردم و از کاخ بیرون آمدم و وقتی هوا تاریک شد، از آنجا که شنیده بودم روحانیت امین ناموس مردم است به مدرسه شما آمدم و چون درب حجره تو باز بود، وارد شدم.

طلبه جوان به دختر شاه ادای احترام کرد و گفت: شاه اگر بفهمد شما نزد من بوده‌اید، مرا پاره می‌کشد و مدرسه را نیز به آتش می‌کشد. دختر گفت: این‌طور نیست.

همه‌چیز به رفتار خودت بستگی دارد و در گوشه‌ای از حجره چادر خود را روی سرش کشید و خوابید. فردای آن‌روز مأموران تجسس با زدن رد دختر به مدرسه و حجره، طلبه جوان رسیدند و طلبه و دختر را پیدا کردند و نزد شاه‌عباس بردند.

شاه‌عباس پس از تحقیقات محلی از طلبه جوان پرسید: چطور توانستی از این امتحان سربلند بیرون بیایی؟ طلبه جوان گفت با استفاده از کتاب‌های کمک‌درسی و شمع.

شاه‌عباس گفت: چطور؟ طلبه جوان گفت: کتاب‌ها را توی سر خود می‌کوبیدم که یادم نرود ایشان دختر شاه است و سرانگشتانم را هم‌روی شمع سوزاندم که محکم‌کاری شده باشد.

شاه‌عباس نگاهی به کله طلبه جوان که بادکرده بود و انگشت‌های وی که سوخته بود، کرد و دستور داد همان شاهزاده را به عقد وی دربیاورند و به وی لقب میرداماد عطا کرد و برایش در قصر حجره اختصاصی بنا نمود.

بیشتر بخوانید:
حکایت همسایه‌ای که با ترس همسایه‌اش را کُشت

داستان جالب از نقاشی ناصرالدین شاه
سوسیس و کالباس چه سالی وارد ایران شد؟
ذغال فروش نکته سنج و ناصرالدین شاه وزیر دانا و حکمت انگشت قطع شده پادشاه
ماجرای قضاوت زیرکانه نادر درباره وزیر و باغبانش این مرد ثروتمند تا آخر عمرش پابرهنه بود!
سرنوشت پیکر یوسف پیامبر چه شد؟
آخوند شهیدی که روی شاهزاده قاجاری را کم کرد
خطای بزرگ و تاریخی بخش کوچکی از مردم ایران
منبع : جام جم
https://jahannews.com/vdcgnw97nak9yy4.rpra.html
نام شما
آدرس ايميل شما

لقب میر داماد از پدرش که داماد محقق کرکی بوده به او رسیده.