مدیران خودرو
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۸
تعداد نظر۱
داغ کنيد+ ۱
آقای حسینی، نماینده‌ سیستان در مجلس، جوسازی علیه استاندار به راه انداخت و اظهار کرد: «استاندار بی‌عرضه است.» لذا به مجلس رفتم و در جلسه‌ غیرعلنی ماجرای زاهدان را برای نمایندگان تشریح کردم و گفتم این منطقه حساس است و بسیاری از منافقین و فرصت‌طلبان می‌خواستند از این ماجرا سوءاستفاده کنند
روایت «من شاه سلطان حسین نیستم» ناطق نوری چه بود؟
گروه تاریخ جهان نیوز: حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری از جمله سیاستمدارانی است که خاطراتش با توجه به مسئولیت هایی که داشته می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

در یکی از خاطرات آمده است:

هم‌زمان در شیراز، طلاب مدرسهٔ آقای سیدهاشم دستغیب در استانداری متحصن شده بودند. آقای ثِّقاء، استاندار فارس، تلفن زد و گفت: «آقایان در استانداری تحصن کرده‌اند.» به آقای دستغیب تلفن زدم و گفتم: «ما از شما یاری می‌خواستیم؛ شما علما به جای اینکه با ما همکاری کنید، طلاب را تشویق به تحصن می‌کنید.» ایشان گفت: «آقایان خواسته‌هایی دارند.» گفتم: «باید درخواست خود را از طریق قانونی پیگیری کنید. می‌دانید در زاهدان چگونه عمل کردم؟» و در ادامه گفتم: «شما آقای سیدمحمدعلی زابلی را خوب می‌شناسید؛ ایشان را دستگیر کردم.

اگر تا یک ساعت دیگر طلبه هایتان را از استانداری بیرون نکنید همه را دستگیر میکنم.» سپس آقای تقاء، تلفن زدند و گفتند آقایان پراکنده شدند و بدین ترتیب تحصن شیراز نیز پایان یافت.

زابلی که بود؟
داستان این شخص را خود ناطق نوری در سطور ماقبل چنین تعریف می کند:

در انتخابات مجلس دوم آقای سید محمد علی زابلی از سیستان را شورای نگهبان رد صلاحیت کرده بود ایشان روحانی بود و خیلی هم قیافه علمایی داشت. برخی از سیستانی‌ها هم شورش کرده دفتر امام جمعه - آقای عبادی - را آتش زدند و سپس به طرف استانداری حرکت کرده بودند که آنجا را تصرف کنند. آقای سید احمد نصری که استاندار آنجا بود، تلفن زد و گفت «حاج آقا دارند به طرف استانداری می آیند ما«چه کار کنیم؟» گفتم: «کوتاه نیایید؛ برخورد کنید.» جمعه ظهر بود. به آقای آخوندی که برای تشکیل شورای تأمین ویژه به ارومیه رفته بود، گفتم: مستقیماً از همان‌جا به زاهدان برود.آقای آخوندی زنگ زد و گفت: «آقای زابلی اینجاست؛ چه کار کنیم؟» گفتم: «به ایشان احترام بگذارید، اما عمامه‌ی ایشان را بردارید، چشم‌هایش را ببندید و او را به زندان بیندازید.» آقای آخوندی گفت: «این کار هزینه‌ بالایی دارد.» گفتم: «همین که دستور می‌دهم، عمل کنید.» آنها آقای زابلی را زندان انداختند و با اغتشاش‌گران نیز برخورد کردند.

آقای حسینی، نماینده‌ سیستان در مجلس، جوسازی علیه استاندار به راه انداخت و اظهار کرد: «استاندار بی‌عرضه است.» لذا به مجلس رفتم و در جلسه‌ غیرعلنی ماجرای زاهدان را برای نمایندگان تشریح کردم و گفتم این منطقه حساس است و بسیاری از منافقین و فرصت‌طلبان می‌خواستند از این ماجرا سوءاستفاده کنند. گفتم استاندار بی‌عرضه نیست؛ من دستور برخورد با آشوب را دادم. من شاه‌سلطان حسین نیستم که کوتاه بیایم؛ بنده را محاکمه کنید. ماجرای زاهدان نیز بدین صورت پایان یافت.

بیشتر بخوانید:
ماجرای کمک خواستن آیت الله طالقانی از مرحوم شجونی

جمله معروفی که ناطق نوری به کارکنان دفتر منتظری گفت
امام گفت من به مهدوی کنی، ارادت داشتم و دارم و خواهم داشت
چرا هاشمی «مجاهدین خلق» را عصای مسلمین می‌دانست؟

مبارزی که ظرف ٢۴ ساعت ۱۲ نفر را لو داد!
مجاهدین خلق به زنان عضو سازمان احترام ویژه‌ای می‌گذاشتند! ۶۵ هزار مستشار آمریکایی در ایران حق توحش دریافت می‌کردند
گلایه خانواده شهید باهنر از آیت الله مهدوی کنی چه بود؟ وقتی اصلاح طلبان ولایت امیرالمومنین(ع) را زیر سوال بردند
فرمانده معروفی که با جنگنده به ملاقات امام رفت
به امام گفتم اگر ما امریکایی هستم ما را از روی زمین محو کنید
ماجرای پنج دقیقه خواب اضافی آیت الله مهدوی کنی
تکرار ماجرای یوسف و زلیخا در زندان ساواک
حربه کثیف ساواک علیه آیت الله فلسفی
ساواک چطور «شیخ احمد کافی» را حذف کرد؟
استفاده از خودروهای ضد گلوله از چه زمانی شروع شد؟
https://jahannews.com/vdcb9sb95rhbsap.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

نوری
عالی است.بااخلال گران باید به همین شیوه برخوردکرد.