من لای دریچه در یک تکه خمیر نان یا یک چوب کبریت میگذاشتم تا کاملاً بسته نشود و از همین درز و شکاف دریچه بود که دیدم کسی را فرستادند یک شیشه نوشابه یا تخم مرغ برای اماله بیاورد.
گروه تاریخجهان نیوز: عزت شاهی یکی از مبارزان قبل از انقلاب در کتاب خاطرات خود (خاطرات عزت شاهی) به موضوعات جالبی اشاره میکند که در اینجا به یکی دیگر از این موارد که در باره یک زندانی سیاسی کمونیست و میزان مقاومت اوست اشاره خواهیم کرد:.
یک بار یکی از چپیها را گرفته به اتاق شکنجه آورده بودند و شلاق می زدند. او در شلاق خوردن فریاد میزد، «اتحاد، مبارزه، پیروزی» شکنجه گران هم می گفتند: «اتحاد مبارزه پیروزی فلان..... خب این حرفها و فحشهای بیادبانه بین بازجوها و شکنجه گران متداول بود وقتی او شلاق میخورد و این شعار را می داد، در دل او را تحسین میکردم و از خود میپرسیدم او کیست که این گونه مقاوم است و در زیر یوغ فریاد اتحاد و مبارزه را سر میکشد. به او حدود بیست ضربه شلاق زدند و او همچنان همان مطلب را فریاد میزد.
من لای دریچه در یک تکه خمیر نان یا یک چوب کبریت میگذاشتم تا کاملاً بسته نشود و از همین درز و شکاف دریچه بود که دیدم کسی را فرستادند یک شیشه نوشابه یا تخم مرغ برای اماله بیاورد. او با یک سینی چای و نوشابه و لیوان به اتاق شکنجه برگشت. به این ترتیب آن شخص مدعی اتحاد و مبارزه چند دقیقه بعد از خوردن چای بلند شد و رفت و ظرف ٢٤ ساعت دوازده نفر را لو داد!
خیلی دلم میخواست که بدانم این فرد کیست که در چند دقیقه چنین چرخش ۱۸۰ درجه ای در حرفهایش پیدا شد و با سلام و صلوات او را بردند، اما نفهمیدم که کیست.