من آن موقع مصلحت را اینطور دیدم که اگر آقای روحانی باشند علیرغم اینکه روش ایشان را قبول ندارم، به ایشان رأی بدهم.
گروه سیاسی جهان نیوز: سیدمصطفی هاشمیطبا، چهره سیاسی اصلاح طلب که مسئولیت وزارت صنایع دولت شهید باهنر و دو دوره کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری را در کارنامه فعالیتهای سیاسی خود دارد در گفتگو با برنامه حضور جماران گفته است: «دولت آقای رئیسی باید به اهم موضوعات بپردازد ولی ایشان به جزئیات میپردازد و خط مشخصی برای آینده کشور متأسفانه نداریم. معتقدم رئیس جمهور نباید مسافرت برود»!
هاشمی طبا همچنین بدون استناد و دلیلی مدعی شده است که سرمایه اجتماعی حکومت ما تعیین شده است! در عین حال به تشییع چند ده میلیونی سردار سلیمانی به عنوان چهره برجسته ملی و قهرمان امت اسلامی اذعان می کند.
به گزارش جهان نیوز، بخش هایی از اظهارات هاشمی طبا را در ادامه خواهید خواند:
*لفظ مردم لقلقه زبان سیاستمداران است. مردم انواع و اقسام دارند. مثلاً فرض کنید آقای مهندس بازرگان که من خیلی به ایشان احترام میگذاشتم و میگذارم، وقتی لفظ مردم را به کار میبرد، بخشی از مردم در ذهنش بودند. یا الان بعضی از آدمهایی که سخنرانی میکنند و میگویند مردم، باز یک بخشی از مردم در ذهنشان است. در صورتی که مردم همه هستند؛ یعنی حتی آن آدمی که در کشور ما زندگی میکند و بی دین است، او هم جزئی از مردم است. مگر اینکه بگوید من بخش خاصی از مردم را در نظر دارم.
*آقای قالیباف دو یا سه بار به عنوان رئیس مجلس گفتهاند ما باید تصمیمات سخت را بگیریم. خب چرا نمیگیرند؟ اول اینکه تصمیمات سخت چیست و دو اینکه چرا نمیگیرید؟ همینطوری گفتنش که فایده ندارد. مسئولان ما به صدارت که مینشینند نظرشان این است که یک جوری یک بخشهایی از مردم را راضی کنیم و آن بخشی که صدایشان نمیآید را رها کنید. و این به تخریب کشور انجامیده است.
*در یکی از دیدارهایی یکی از رؤسای جمهور و چند تن از وزرا خدمت ایشان رسیده بودیم، یکی از وزرا شروع کرد به صحبت کردن و راجع به مسائل مالی و مسائل زندگی صحبت کرد. ما هم خیلی ناراحت شدیم که اصلاً جای همچین صحبتی نبود. ایشان هم خیلی سریع با مسئله برخورد کردند و گفتند که این طرز فکر شما یک طرز فکر انحرافی است و اگر شما اینطوری فکر میکنید، جای درستی را اشغال نکردید. منظورش این بود که یک کاری کنیم که وزرا به رفاه بیشتری برسند. برخلاف اینکه برخی ممکن است فکر کنند که ایشان میگویند که حالا آقایان وزرا یک مقدار هم به خودتان برسید، ولی خیلی مکتبی برخورد کردند و گفتند کسانی که برای مردم کار میکنند ذهنشان باید مردم باشد نه شخص خودشان و یک مقدار هم تند شدند نسبت به این مسئله. این نشان میدهد که حساسیتهای لازم را نسبت به مسائل مختلف دارند.
*یک بار با ورزشکارها خدمت ایشان رسیده بودم و من توضیحاتی دادم که در المپیک اینطور شده است. ایشان در فرمایشاتشان فرمودند که شما به ورزشهای ملی مثل چوگان بیشتر رسیدگی کنید. من جسارت کردم و گفتم من این کار را نمیکنم. برای اینکه چوگان در گذشته مخصوص شاهزادگان بوده که اسب و امکانات داشتهاند. مردم ما چوگان زمینی که همان هاکی است، بازی میکردند و من به جای اینکه یک زمین اینطوری درست کنم و ۱۰ تا اسب بیاورم، ۱۰ تا استخر درست میکنم که روزی ۲۰۰۰ نفر از آن استفاده کنند. ایشان هم با بزرگواری گفتند بسیار خب کار خودتان را انجام دهید. به دوستان هم گفتم شما مقام معظم رهبری را فکر میکنید مثل یک پادشاه هستند در حالیکه ما باید رابطهمان را براساس حق و حقیقت قرار دهیم. حالا اگر اصرار کردند و گفتند نه مصحلت میدانم کاری که من میگویم را انجام دهید، میگویم سمعاً و طاعتا. ولی اینکه ما خودمان را سانسور کنیم قبول ندارم. من واقعاً یکی دوبار و شاید بیشتر خدمت ایشان بودم و صریح راجع به مسائل نظرم را گفتهام و ایشان با کمال بزرگواری برخورد کردند.
*دولت آقای هاشمی یک دولتی بود که همه چیز را با هم میخواست. اینطور نمیشود. ایشان هم یک توسعه بزرگ میخواست که حداقل ظاهر کشورمان مانند کشورهای پیشرفته اروپایی باشد و هم میخواستند همه مردم از همه چیز برخوردار باشند. ضمن اینکه معتقدم ایشان رئیس جمهور مؤلف بودند یعنی رئیس جمهوری بودند که از خودشان فکر و اندیشه هم داشتند.
*اندیشه آقای روحانی این بود که مردم انقلابی نیستند. معتقدم اینطور بودند و ممکن است اشتباه کنم. ولی معتقدم ایشان نه اینکه به انقلاب اعتقاد نداشته باشد ولی معتقد بود که مردم انقلابی نیستند؛ پس باید کاری کنیم که مردم راضی باشند. عملکرد ایشان در نظامات و سیستمها نشان میدهد که سیاست ایشان بیشتر رهاسازی بود و این رهاسازی برای کشوری که میگوید من انقلابی هستم خیلی خطرناک است.
*دولت آقای رئیسی باید به اهم موضوعات بپردازد ولی ایشان به جزئیات میپردازد و خط مشخصی برای آینده کشور متأسفانه نداریم. معتقدم رئیس جمهور نباید مسافرت برود. نه اینکه اصلاً نباید برود ولی کار ایشان مسافرت کردن نیست. یک امضای خوب رئیس جمهور در سراسر کشور اثر میگذارد. مؤثر بودن به این نیست که آدم برود به فلان روستا و فلان کومه و فلان چادر با یک روستایی صحبت کند. بد نیست ولی تأثیر ندارد. شما وقتی یک گونی درخواست از مردم بگیرید و مردم به آن حقشان نرسند، بدتر است. سیاستها باید طوری باشد که مردم به یک چیز درست برسند. اینطور کارها میشود پوپولیستی و من قبول ندارم.
*آقای روحانی در دوره اول توانست، برجام را امضا کند. من برای چه خودم شرکت کردم؟ برای اینکه روش اینها را قبول نداشتم اما با توجه به اینکه ایشان میگفت ما همین روش را ادامه میدهیم، دیدم مفری است که کشور از تحریم رهایی پیدا کند.
وی تصریح کرد: البته ایشان قدری هم خودش را از بقیه بالاتر تصور کرد و گفت من همه تحریمها را از بین میبرم. ولی آخر هم که ترامپ از برجام خارج شد. من آن موقع مصلحت را اینطور دیدم که اگر آقای روحانی باشند علیرغم اینکه روش ایشان را قبول ندارم، به ایشان رأی بدهم. چون مطمئنم هر کدام دیگر از آقایان میآمدند باز هم همین رهاشدگی را ادامه میدادند. بنابراین برای اینکه آن سیاستهای آقای روحانی به نفع مملکت بود به ایشان رأی دادم.
*سرمایه اجتماعی دولت یا حکومت ما کم شده است. من نمیدانم چرا از عاشورا به نفع سیاست استفاده میکنیم. عاشورا یک بحث دیگر است؛ محرم و صفر یک بحث دیگر است. حالا همان سیاستها ادامه پیدا میکند و شما ببینید چند درصد از مردم شرکت میکنند. اگر میخواهید مردم شرکت کنند باید احساس کنند که رأیشان تأثیر دارد و آدمی را که میخواهند میتوانند به مجلس بفرستند. با سیستم انقباضی شورای نگهبان نمیشود. حالا چه بدمان بیاید چه خوشمان بیاید.
*مرا هم اشتباهی تأیید کردند. حتماً صلاح دیدند من تأیید صلاحیت شوم. ولی عدهای که تأیید صلاحیت نشدند، به آنها دلیلش را نگفتند. هر کسی هم که نمیشود برود ثبت نام کند. آدمهای مؤثر و صاحبنظر باید بروند و ثبت نام کنند. ما باید کاری کنیم که قاطبه مردم بتوانند در کار مشارکت کنند یا حداقل احساس کنند که این مشارکت مؤثر است. دولت باید سرمایه اجتماعی داشته باشد.
*یکی از دوستان من خیلی بدبین است. روزی که تشییع جنازه حاج قاسم بود به او گفتم میآیی برویم؟ گفت برای چه بیایم؟ گفتم حالا بیا. ضرر ندارد. یک تعداد آدم میآید، نگاهشان کن. وقتی آمد اصلاً دگرگون شد و گریه میکرد. گفتم چطور این آدمها آمدند. گفتم مگر این آدمها را چکار کردند؟ خودشان آمدند دیگر. برای اینکه مردم دیدند که حاج قاسم به مملکت و خاورمیانه خدمت کرد.
اون موقع که اصلاح طلبان بنر میزدند و تو اون بنر رفسنجانی ،خاتمی و روحانی عکسشون کنار هم بود روحانی اصلاح طلب بود حالا که کشور به خرابی برده شده انقلابی،.