توفیقی شد که در روز تشییع پیکر شهید عباس از معراج شهدای سمنان تا امام زاده علی اشرف(ع) همراه تشییع کنندگان باشم.
گروه فرهنگی جهان نیوز: زمانی که خبر شهادت عباس دانشگر در فضای شهر سمنان پیچید، من در مشهد مقدس بودم. در همان ایام پدر بزرگ خانمم درگذشت و من مجبور شدم از نیت دهه ای که در مشهد داشتم، صرف نظر کنم و به سمنان بیایم.
توفیقی شد که در روز تشییع پیکر شهید عباس از معراج شهدای سمنان تا امام زاده علی اشرف(ع) همراه تشییع کنندگان باشم.
از حضور چشمگیر مردم شهیدپرور و همکاران شهید از دانشگاه امام حسین(ع) در آن مراسم با شکوه، خیلی متأثر شدم.
در امام زاده علی اشرف(ع) عکس بزرگی روی دیوار نصب بود. به عباس گفتم: «دوست دارم در شب اول مجلس شما، منبر بروم. ببینم چه کار میکنی.»
البته من از قبل عباس را میشناختم و سالها پامنبری ام بود. من برای منبر رفتن اصرار نمیکنم؛ ولی آن روز از ته دل از عباس خواستم سخنران مجلس باشم.
موقع ظهر بود که از سپاه استان سمنان، برادر کاشفی به من زنگ زد و گفت: «امشب منبر شهید عباس میروی؟»
بدون معطلی گفتم: «می روم.»
دوباره برای اطمینان پرسید: «می آیی؟»
گفتم: «بله، می آیم.»
چون از قبل وقتی برای منبر، من را دعوت میکرد، میگفتم: «یک فرصتی بده تا فکر کنم.»
آن روز چون سریع قبول کردم، تعجب کرد. بعد از پایان تماس، وقتی گوشی همراهم را زمین گذاشتم، فهمیدم روح بزرگ شهید اشرافیت دارد و من را پذیرفته که در مجلس سهم کوچکی داشته باشم.
برگرفته از کتاب «تاثیر نگاه شهید» روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر
راوی: حجت الاسلام حسن آبادی؛ استاد و مبلغ دینی