تا آن موقع امام برای آقای منتظری عنوان آیت الله را ننوشته بودند، در نامه ها حجت الاسلام و والمسلمین خطاب می کردند، قرار شد از امام تقاضا کنند که از این به بعد نامه هایی که مرقوم میفرمایند، آیت الله را برای ایشان بنویسند.
گروه تاریخ جهان نیوز: ۲۹ مهرماه سال ۹۳ آیت الله مهدوی کنی پس از تحمل یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفتند.
رهبر انقلاب در پیام تسلیتی که صادر کردند ایشان را یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر معرفی کردند که همهی وزن وزین خود را در همه حوادث این سالها در کفه حق و حقیقت نهاد.
آنچه در ادامه خواهید خواند بخش هایی از کتاب خاطرات آیت الله مهدوی کنی است:
یادم است یکبار در محل مجلس شورای اسلامی، بحث قائممقامی و رهبری مطرح گردید و حتی در میان دوستان این مسئله مورد تأیید قرار گرفت. آقای هاشمی دو پیشنهاد داد برای بهتر عملی شدن این جریان:
یکی این بودکه رسالهٔ آقای منتظری بهعنوان مرجع تقلید چاپ و منتشر شود. در آن وقت، در قانون اساسی مسئلهٔ مرجعیت مطرح شده بود و آن قید بعدها حذف گردید. بنابراین مرجعیت ایشان میبایست در زمان امام تثبیت بشود، تا آن وقت رسالهٔ ایشان رسماً منتشر نشده بود. در آن زمان بخصوص آقای هاشمی اصرار کردند که این امر انجام گیرد و رسالهٔ ایشان رسماً منتشر شود.
عده ای هم حداقل، برای رعایت احتیاط های امام را به ایشان مراجعه میکردند. چون خود حضرت امام نیز در برخی مسائل که نمیخواستند اظهار نظر کنند، آنها را به آقای منتظری ارجاع می دادند.
نکته دوم این بود که کسی که مرجع می شود قاعدتا به او آیت الله و آیت الله العظمی اطلاق میشود. تا آن موقع امام برای آقای منتظری عنوان آیت الله را ننوشته بودند، در نامه ها حجت الاسلام و والمسلمین خطاب می کردند، قرار شد از امام تقاضا کنند که از این به بعد نامه هایی که مرقوم میفرمایند، آیت الله را برای ایشان بنویسند تا قهرا در مخافل علمی به خصوص حوزه علمیه قم و در میان مراجع ،ایشان به عنوان آیت الله مقبول شودوالا اگر امام آن موقع، حجت الاسلام والمسلمین می نوشتند، مرجعیت ایشان در حقیقت رد شده بود.
نکته دیگر هم این بود که در رسانه ها ایشان را آیت الله العظمی ذکر کنند. بنا شد ایتدا مراحلی از مسئله قائم مقام رهبری طی بشود و رسما این امر اعلام بشود، سپپس آیت الله العظمی بگویند.
پس از اینکه (ایشان) رسما بعنوان قائم مقام منصوب و معرفی شدند، امام هم قبول کردند و حتی عنوان آیت الله را پذیرفتند و در برخی مکتوبات نیز نوشتند.
نه اقاجون برای خودن حرف در نکن . منتظری مراتب فقهی رو داشت اما بدرد سیاست نمی خورد در نامه امام هم به ایشان گفتند که بهتره برن در حوزه درسشون رو بدن پس این نیست که هر کسی بیاد خبرگان باید امتحان بده و مراتب خاص رو بگذرونه افتاد
هاشمی رفسنجانی با این کار میخواست خودش قدرتشو رو داشته باشه چون منتظری ساده بود با منافقان و داماد قاتلش بیشتر در ارتباط بود رفسنجانی هم اینها را میدانست .
هاشمی تشنه قدرت و معروفیت بود ومیدانست تفکرات منتظری به کدام سمت و سو قرار دارد وبرای همین هم تلاش میکرد منتظری بعد از امام رهبر شوند که بتواند همچنان در قدرت مطلق بماند در باز بینی قانون اساسی که با رحلت امام ره مسئولیت ان بعد از انتخاب حضرت اقا بعنوان رهبر به هاشمی که رئیس جمهور بودند محول شد
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون ، هر جا مشکلی پیش آمده رد پای شیخ مغروق ، خانواده ، اقوام و بادمجان درو قاپ چین های دور برش بخوبی قابل لمس و مشاهده بوده و هست !!«