وقتی نام ۲۸ مرداد میآید، آن را «خاطره» میدانیم نه «هشدار». تاریخ اگر معنا نداشته باشد، اگر روح و جهت نداشته باشد، مثل بدن بیجان است؛ هست اما اثر ندارد.
رسانههای ضدانقلاب این روزها حسابی از دست رهبر انقلاب عصبانیاند. رهبر انقلاب نشان دادند که ایران همان اسلام است و اسلام همان ایران. نه اینکه ما عین اسلام شدهایم، بلکه در حرکت بهسوی آن قلهایم.
ماجرای جشنواره شیراز و رقص و... یک نمونه است. شما مسئول محترم بگویید؛ از کدام منظر میبینید که به رهاسازی این ولنگاری و اباحهگری میرسید و آنرا نادیده میگیرید؟
تجربه قطر فریاد میزند که مشروعیت ملی و پشتوانه مردمی سپر واقعی امنیت است. کشوری که به مردم و منطقهاش تکیه کند استوار میماند نه کشوری که امنیت و توسعهاش گروگان آمریکاییهاست. خلاصه اینکه ظاهرگراها و خودحقیرپندارها ببینند که ملاک پیشرفت، آسمانخراشهای شیشهای نیست بلکه ریشههای عمیق در دل مردم و خوداتکایی راهبردی است.
همانهایی که دیروز مخالف برگزاری بودند، امروز اشک تمساح میریزند و میگویند: «نظام صدای شجریان را خفه میکند.» بدتر آنکه عدهای در داخل پژواک همان خناسان شدهاند.
پیام کوتاه رهبر انقلاب گرچه در ظاهر ورزشی بود، اما در عمق خود یک معیار کلان سیاسی دارد: سیاستی موفق است که شادی قلهای برای مردم بسازد؛ شادیای ریشهدار در قدرت، امید و ایمان به حرکت جمعی.
فرهنگ سیاسی ما گرفتار بیماری قدیمی قطبینگری است. عادت کردهایم همهچیز را صفر و یکی ببینیم؛ افراد یا فرشتهاند یا اهریمن یا باید یکسره تأیید شوند یا یکسره حذف. نتیجه این است که نقد مساوی میشود با دشمنی و حمایت مساوی میشود با مداحی.
خدا رحمت کند شهید مطهری را، میگفت گاهی انسان آنقدر میترسد که به بیماری «استسباع» دچار میشود و مثال حیوانی را در جنگل میزد که از ترس شیر، به سمت شیر فرار میکند. بسیاری از تحلیلهای سیاسی امروز هم چنیناند؛ آنقدر رنگ اضطراب و انفعال دارند که آدم نگران میشود مبادا زندگی شخصی گویندگان هم آسیب ببیند.
ایشان با تشخیص اینکه ممکن است حضورشان بهانهای برای خدشه به شأن نماز جمعه شود، داوطلبانه از خطبهها کنار رفتند. این کنارهگیری نه از سر ضعف، بلکه نشانهای از بلوغ انقلابی بود.
در دولت احمدینژاد، تصمیمی سخت اما درست در پیش بود. همه میدانستند لازم است، اما هزینه اجتماعیاش بالا بود. هیچکس جلو نمیآمد. احمدآقا گفت: «من دفاع میکنم. فحشش مال من. اما این کار به نفع انقلاب است.»
در اخبار آمده که قرار است با پدیده اجتماعی «سگگردانی» در شهر برخورد شود، لطفا فعلا این قانون را اجرا نکنید؛ نه از سر مخالفت با قانون، بلکه از سر دغدغه برای حفظ حرمت و اقتدار آن.
رهبر انقلاب این صدای هویتی را به گوش غربیها و آمریکاییها رساندند. اینکه چرا مردم ما برای پیشرفت کشورشان باید از دیگری اجازه بگیرند؟ و اینکه به چه حقی دخالت میکنند؟
در اسناد آرشیو امنیت ملی آمریکا هست که آنها با کشورهای اروپايی ازجمله آلمان و فرانسه مذاکره کردهاند که به ایران در حوزه هستهایشدن کمک نکنند. آمریکا اصرار داشت چرخه کامل سوخت ایران نباید در ایران باشد. چرا؟
جمهوری اسلامی همانطور که رهبرانقلاب بارها فرمودهاند، برای خنثیسازی تحریمها از تمام ابزارها و فرصتها استفاده خواهد کرد و این با نسبت ایدئولوژیک و دشمنی ما با آمریکا قابل جمع است.