مدیران خودرو
چهارشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۱۸
تعداد نظر۲۰
داغ کنيد+ ۱
من سه، چهار هفته قبل بدون اينكه آشنايي قبلي با خانم سعيد امامي داشته باشم، وقتی آن نوارها پخش شد و ديدم چه بر سر اين خانم مومنه و متدينه خدمتگزار، پركار و سالم آمده، هر وقت آن نوار را هر كسي مي‌بيند ديگر حال طبيعي ندارد و چقدر ضدانقلاب سوءاستفاده كرد و مي‌كند، گفتم احوالی از اين خانم بپرسم. ايشان نياز به دلجويی هم نداشت. به منزل‌شان رفتم.
ضرغامی: مديری كه نتواند تصميم بگيرد مفت نمی‌ارزد/ رحیمی(معاون اول احمدی‌نژاد) بی‌گناه بود/ حاضرم سرم برای نظام بالای دار برود/ آقای رئيسی يک روحانی تراز بود/ ماجرای دلجویی از همسر سعید امامی
گروه سیاسی جهان نیوز: عزت الله ضرغامی، رئیس صداوسیما در سال‌های 83 تا 93، وزیر گردشگری دولت سیزدهم و عضو فعلی شوراهای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی با روزنامه اعتماد گفتگوی مفصلی داشته است.

به گزارش جهان نیوز، بخش های مهم این گفتگو را در ادامه خواهید خواند:

**اول سال رهبري انقلاب صحبت كردند و قريب به اين مضمون فرمودند كه من شنيدم خيلي از مديران تصميم نمي‌گيرند و اين خيلي خطرناك است. چرا مديران تصميم نمي‌گيرند؟ چرا مديران از تصميم‌گيري به تعبير من تصميم‌گيري‌هاي مهم و اساسي براي كشور دوری مي‌كنند؟ خب رهبري اين را فرمودند. يك نفر آمده بگويد رهبر معظم شما كه اين حرف را زديد دليلش اينها هستند... دلايل زيادي دارد. يك دليل اينكه مديران در اين سال‌ها با توجه به اتفاقاتي كه افتاده و بخش زيادي به قوه قضاييه و دستگاه‌هاي نظارتي مربوط مي‌شود، جرات تصميم‌گيري ندارند. يعني از آبروي خودشان و خانواده‌شان مي‌ترسند. با خيلي‌ها كه صحبت مي‌كنم اين كار را تمام كنيد، مي‌گويند آقاي ضرغامي در وزارتخانه بازرس مي‌فرستند و فورا يك گزارش مي‌دهند يك پرونده براي ما درست مي‌كنند.

**من بيست و چند سال است كه مديريت درس مي‌دهم. ۵ اصل مديريت وجود دارد كه هرم مديريت را شكل مي‌دهد. برنامه‌ريزي در راس است؛ سازماندهي، نظارت و كنترل، بسيج و امكانات و منابع و رهبري. اينها ۵ راس مديريت است. ولي علماي مديريت مي‌گويند تصميم‌گيري آنقدر مهم است كه معادل كل مديريت است. يعني مديري كه تصميم گرفت معلوم است كه هست و مديريت مي‌كند. مديري كه نتوانست تصميم بگيرد مفت نمي‌ارزد. اصلا مدير نيست. پس رهبري انگشت را جاي درستي گذاشته‌اند. بقيه سكوت مي‌كنند، رهبري با صراحت (موضوع را) مطرح مي‌كند.

** تا دل‌تان بخواهد دستگاه‌هاي نظارتي داريم. بنده خدايي مثال مي‌زد مي‌گفت گلبول سفيد كه بايد با ميكروب مبارزه كند و اگر نباشد طرف از بين مي‌رود، اگر از حدي بيشتر شود خودش به يك بيماري خطرناك بدل مي‌شود. ما آنقدر دستگاه‌هاي نظارتي گذاشتيم، همه‌شان را هم بايد راضي كنيم، هر كسي يك جوري راضي مي‌شود. بعضي‌هايشان با هم متضاد هستند. وقتي سر كلاس درس مي‌دهم به دانشجويان مي‌گويم مديران ما به‌خصوص مديران موفق به دو دليل از بازرسي فرار مي‌كنند. در حالي كه مدير موفق بايد از بازرسي استقبال كند. مثل بچه‌اي كه نقاشي مي‌كشد دوست دارد به پدر و مادرش نشان ‌دهد و بگويد ببينيد چه چيزي كشيدم؟ والدين هم بگويند آفرين چه نقاشي خوبي است. مدير هم دوست دارد ارزيابي شود يعني معلوم شود بين دوغ و دوشاب در كشور فرقي است. اما مديران خوب (در ايران) همه فرار مي‌كنند. تا مي‌گويند فلان دستگاه قرار است براي بازرسي بيايد مي‌گويند واي شروع شد. به دو دليل. يك) به دليل عدم بضاعت كارشناسي بازرساني كه مي‌خواهند بازرسي كنند. دوم به دليل عدم صلاحيت‌هاي عمومي آنها. اين دو دليل خيلي جدي است. يك دفتري كارشناس مي‌فرستد در يك سازمان عريض و طويل فني با ترنور سنگين كه مدير هر روز تصميم گرفته، مغز بازرس كشش ندارد بفهمد اين مدير چه كار مي‌كند.

**مورد ديگر صلاحيت‌هاي عمومي است. يعني ناظر به لحاظ اخلاقي و خصلتي و سياسي نكاتي دارد كه وقتي براي بازرسي مي‌رود خيلي وقت‌ها گزارشش از اول در مورد آن آدم نوشته شده است. از اين‌ موارد زياد داريم. بازرس آمده مثلا روز اول دو تا ماشين خواسته، بهترين اتاق را كنار دست مديريت خواسته. مديريت گفته من خودم اتاق كم دارم، در طبقه سوم مي‌توانيم اتاق فراهم كنيم. (ناظر گفته) طبقه سوم؟ حالا من مي‌دانم و شما! من اينها را ديده‌ام و مديران كشور كه اين مصاحبه را مي‌خوانند يا گوش مي‌كنند همه اينها را ديده‌اند. او سمت گزارشي مي‌رود كه نفسانيت و خصلتش است. خدا درجات شهيد طهراني‌مقدم را (كه سال‌ها با ايشان همكاري كردم) متعالي كند. تهراني‌مقدم هميشه به من مي‌گفت حاج عزت! مديري كه به اندازه امكاناتش كار كند، مدير نيست. مدير واقعي كسي است كه با امكانات كمتر بتواند كارهاي بزرگ انجام بدهد.

**همان طور كه هيات منصفه مطبوعات براي رسانه‌ها داريم. يك نشريه در ايران ۵۰۰ نسخه تيراژ ندارد ولي مي‌تواند همه‌ چيز بنويسد، اگر شكايت هم شد هيات منصفه مي‌نشيند و تشخيص مي‌دهد و به قاضي مي‌گويد وظيفه رسانه‌اي‌اش است و شما نمي‌توانيد محكومش كنيد. مديراني كه بايد كارهاي بزرگ را انجام بدهند، اگر كسي گفت بيخود كردي اين كار را انجام دادي، تا طرف توضيح بدهد كه بحران بود، در فلان زمينه كمبود بود، كشور در حال به خطر افتادن بود، مدير بالاتر به من گفت از زير سنگ هم كه شده اين كار را بكن و من فداكاري كردم و... و يك گوشه كار هم اشكال پيش آمد. قاضي اين را نمي‌فهمد، بلكه هيات منصفه مي‌فهمد. كشور ما هيات منصفه نياز دارد. خوشبختانه آقاي محسني‌اژه‌اي در اين چيزها آدم دقيقي است. چند هفته پيش با ايشان ملاقات كردم. ايشان به من گفت فلاني اين حرف تو را قبول دارم. گفتم خدا پدرت را بيامرزد. گفت شما طرحي به من بده – اولين ‌بار است كه اين حرف را رسانه‌اي مي‌كنم - (رييس عدليه) گفتند من حاضر هستم اين كار را بكنم.

**من معتقد هستم اگر يك مدير در هر رده تشكيلات دزدي كرد و پول به جيب خودش رفت، بايد چند برابر افراد عادي مجازات شود. چرا؟ چون نظام به او اعتماد كرده، بيت‌المال را دستش سپرده و A واحد سود كرده‌اي، نصفش را براي شخص خودت برده‌اي. اين جرم سنگيني است اما اگر آن مدير استفاده شخصي نكرده بود، بلكه يك تصميم مديريتي گرفته كه غلط درآمده. اين فرد نبايد مجازات شود. مي‌توانند بگويند اين فرد مديريت ضعيفي داشته و ديگر ايشان را به عنوان مدير تعيين نكنيد. لذا وقتي رهبري فرمودند مديران چرا تصميم نمي‌گيرند، ضرغامي دليلش را توضيح مي‌دهد: اينها آبرو و خانواده و اعتبار دارند. يك دفعه با يك گزارش كه مي‌تواند غلط باشد و كاملا جهت‌دار تهيه شده باشد تا طرف حتي سير قضايي را طي كند يك دفعه رسانه‌اي مي‌شود. 

**دو، سه ماه قبل براي سخنراني به كردستان رفتم و گفتم به قروه مي‌روم. قروه شهر آقاي محمدرضا رحيمي است كه معاون اول (دولت احمدي‌نژاد) شد. ايشان سه، چهار سال به زندان رفت. از نظر من آقاي رحيمي بي‌گناه بود. در توييتي هم اين را نوشتم؛ خيلي از بزرگان كشور و آدم‌هاي معتبر و صاحب جايگاه در كشور معتقد بودند كه آقاي رحيمي بي‌گناه است. فقط من نبودم، ولي مسائلي دست به دست هم داد كه ايشان بايد به زندان مي‌رفت و رفت. من سر مزار همسر مرحوم ايشان در قروه رفتم كه خيلي بين مردم جايگاه داشت؛ تشييع جنازه‌اي كه از ايشان كردند در كردستان كم‌نظير بود. (رحيمي) وقتي استاندار كردستان شد ضدانقلاب براي سرش جايزه تعيين كرد. هميشه جانش كف دستش بود، بعد هم معاون اول آقاي احمدي‌نژاد شد. به آقاي احمدي‌نژاد مي‌گفتم شما خيلي وقت مي‌گذاريد؛ مي‌گفت آقاي رحيمي بيشتر از من وقت مي‌گذارد. همسر ايشان تلويزيون نگاه مي‌كرد – در زمان مدیریت من در صدا و سيما نبود، من به اين چيزها توجه داشتم - مي‌بيند خبر 20:30 شوهرش را به عنوان يك فرد خلافكار اقتصادي نشان مي‌دهد! اين زن آنقدر باغيرت و باآبرو است كه به محض اينكه تصوير شوهرش را به عنوان يك متخلف مي‌بيند جلوي تلويزيون مي‌افتد و به كما مي‌رود. چهار ماه در كما مي‌ماند و از دنيا مي‌رود. اتفاقات ديگري مي‌افتد كه بيشتر از اين مصلحت نمي‌دانم چون ممكن است باعث انزجار عمومي شود. اين خانم از دنيا مي‌رود و دو دختر خانم، باسواد، باكلاس، انقلابي و خدمتگزار مي‌مانند با اين همه شايعات دروغي كه در موردشان شكل گرفته است. خب اين خانواده آبرو دارد.

**من سه، چهار هفته قبل بدون اينكه آشنايي قبلي با خانم سعيد امامي داشته باشم (خود سعيد امامي را هم نديده بودم و نمي‌شناختم و نه با كارهايش آشنايي نداشتم) از طريق رسانه وقتي آن نوارها پخش شد و ديدم چه بر سر اين خانم مومنه و متدينه خدمتگزار، پركار و سالم آمده، هر وقت آن نوار را هر كسي مي‌بيند ديگر حال طبيعي ندارد و چقدر ضدانقلاب سوءاستفاده كرد و مي‌كند، گفتم احوالي از اين خانم بپرسم. ايشان نياز به دلجويي هم نداشت. به منزل‌شان رفتم. (در كنار) دختر خانم خوب‌‌شان، داماد جوان‌شان دو ساعتي با ايشان صحبت كردم. بماند كه چه چيزهايي نقل شد، از زماني كه ايشان را بازداشت مي‌كنند و به مدت طولاني به انفرادي مي‌رود كه بخشي در نوار آمده. به ايشان گفتم در اين ۲۵ سال كه معلوم شد شما بي‌گناه بوديد و با آنها بر حسب ظاهر برخورد كردند، كسي با شما در اين ۲۵ سال تماس گرفت كه بگويد ببخشيد از شما عذرخواهي مي‌كنيم؟ حلال كنيد خيلي به شما ظلم شد؟ گفت خير! هيچ كس. الان شما آمديد.

**يك بار به يكي از مسوولان عاليرتبه گفتم چطور در جنگ يك تعاون لشكر داشتيم كه يك نفر شهيد يا جانباز مي‌شد و مي‌خواستند پيكرش را بياورند، سريع تعاون كفش و كلاه مي‌كرد به خانه‌اش مي‌رفت، تسليت مي‌گفت و بلد بود چطور حرف بزند، پلاكارد مي‌زد، بلندگو مي‌گذاشت و «اين گل پرپر از كجا آمده...» يك تعاون مي‌خواهيم كه سراغ كساني برود كه در حوزه مديريت زخمي شده‌اند. من وزيري مي‌شناسم كه حزب‌اللهي و انقلابي است و سالم كارش را كرده، الان جزو مخالفان شده و هر بار صحبت مي‌كنم به همه زير و رو فحش مي‌دهد. به آقايان مي‌گويم شما يك بار در سال به اين فرد زنگ بزنيد و احوالش را بپرسيد. آقاي دكتر شما يك عمر خدمت كرديد، الان چطور هستيد؟ ما آدم هستيم.

**خدا رحمت كند آقاي رييسي يك روحاني تراز بود. در حرف‌ زدنش، در تواضع و مردمي بودنش، در توجهش به اين مسائل. من خيلي از ايشان كد دارم كه خيلي جاها گوشي را برداشته و طرف باورش نمي‌شده كه حالش را پرسيده‌اند. اما اجازه نداده‌اند برايش عقده شود و ناراضي شود. آقاي رييسي رفت، اما روحانيت حكومتي ما (از مردم) فاصله گرفته. همين جا يك نكته را عرض مي‌كنم. وظيفه روحانيت امر به معروف و نهي از منكر است. اولا اين اصل بيشتر مربوط به اصحاب قدرت است.
  
**روزي آقايي جلوي من را گرفت گفت آقاي ضرغامي يك انتقاد به شما دارم! گفت جمله‌اي از شما ديدم كه گفته بوديد اگر حكومت عوض شود و قرار باشد ۱۰ نفر اعدام شوند يك نفر حتما ضرغامي است و اگر من را بدون محاكمه اعدام نكنند به من برمي‌خورد. گفتم بله جمله من است. گفت آقاي ضرغامي چرا اين حرف را زديد؟ گفتم دليلش اين است بعضي‌ها كه با صراحت انتقاد مي‌كنند كه تكليف يك سري چيزها روشن شود فورا اينها را از حاكميت خارج‌شان مي‌كنند. بلد نيستند خوب از نظام و حاكميت دفاع كنند، فورا مي‌گويد اين آدم كافر شد و بيرون رفت. كم نداريم؛ اطراف‌مان را نگاه كنيد در اين چند روز چند نفر از كساني كه وسط حاكميت بودند بيانيه‌ها و مصاحبه‌هاي‌شان را ببينيد. گفتم وقتي اين حرف را مي‌گويم يعني مي‌خواهم به خيلي‌ها بگويم زماني كه شما گردو بازي مي‌كرديد منِ ضرغامي وسط حاكميت بودم. اين هم كارنامه من است و تا آخر هم مي‌ايستم و حاضرم براي اين نظام جان بدهم و سرم بالاي ‌دار برود. به همين دليل انتقاد مي‌كنم. ايشان قانع شد.

**رهبري هميشه بر مشاركت تأكيد دارند. حالا بعضي‌ها در انتخابات مي‌گويند كه ايشان به چه كسي راي داد؟ يك بار خدمت آقا كه بودم در مورد يك رييس‌جمهور محترمي آقا به ‌طور جدي نقد داشتند. من نكاتي را گفتم و ايشان به صراحت گفتن فلاني، من بحثم با اين افراد سياسي نيست بحث من فقط كارآمدي است. بتواند كار كند و به مشكلات مردم برسد اصلا مهم نيست چه خطي است.
 
https://jahannews.com/vdccmxqo02bqpx8.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

......
جناب ضرغامی... چند سالی است که میان حق و باطل و با تمایل به سمت باطل غش میکنی...
یقین بدان که گندم پاستور را نخواهی خورد
ر
رئیسی تراز بود
از کدام نظارت حرف میزنی .
.........
علی اصغر چراغچی جانباز
۱..
. داره خودشو به درودیوارمیزنه برای نشان دادن خودش
.......
عقیقی
......
ولی جنابعالی در دوره ریاست بر صدا و سیما و وزارت گردشگری خوب توانستی تصمیم بگیری
.....
تو برو صبحانه ات را بخور
اسیب دیدند چی میشه
....
ایرانی
......
جناب ضرغامی اینی که میگویی از نظر من آقاي رحيمي بي‌گناه بود زیر سوال بردن قوه قضائیه و مدیریت قاضی پرونده نیست؟
پاسخ به کاربر ۱۳ و ۱۱ دقیقه که سوال کردید که چرا در ماجرای رحیمی قوه قضائیه رو زیر سوال بردید ،، باید بگم بعد از پایان دولت احمدی‌نژاد، ، از طرف دفتر ریاست جمهوری حسن روحانی یک پرونده برای بعضی از افراد دولت قبلی در قوه قضاییه تشکیل شد ماجرای پرونده آقای رحیمی هیچ ربطی به دوره خدمتش در دولت احمدی‌نژاد نداشت ،، آقای رحیمی قبلا رئیس دیوان محاسبات کشور بودند
آقای ضرغامی این وضعیت فساد و بی بندوباری نتیجه تصمیم گیری امثال شماست
درود بر قهرمان ملت احمدی نژاد
درود احمدی نژاد