اصلاح طلبان به دلیل غرب گرایی که دارند نمیخواهند بفهمند که مشکل از ایران، سیاست ایران و پیشرفت ایران نیست؛ مشکل جریان استکبار است و خوی غارت و درندگی آنهاست که امروز به طور عیان در غزه دیده میشود.
گروه سیاسی جهان نیوز: روزنامه اصلاح طلب هم میهن متعلق به غلامحسین کرباسچی در شماره امروز خود با کوروش احمدی که او را دیپلمات بازنشسته معرفی کرده گفتگو کرده است.
گفتگوی مذکور محتوایی جز همان حرف همیشگی اصلاح طلبان یعنی «مشکل از ماست» و «باید تسلیم بشویم» ندارد؛ همان موضوعی که روح بیانیه خائنانه جبهه اصلاحات را نیز تشکیل میداد.
نکته جالب اظهارات کارشناس این روزنامه قسمتی است که میگوید «چه کار باید بکنیم که این جنگ و این تجاوز تکرار نشود»؟ پاسخ همان است که رژیم سفاک صهیونی آن را محاسبه نکرده بود؛ قدرت نظامی ایران و اتحاد مردم. قدرت و اتحادی که اسرائیل متجاوز را ناچار به التماس کرد تا ایران توقف آتش را بپذیرد و موج های عملیاتی وعده صادق 3 را ادامه ندهد.
این روزهای قطر که جز محکومیت توانی در مقابل تحقیر و تجاوز به کشورش ندارد، یادآور روزهای جنگ 12 روزه است که ایران صبح سرزمینهای اشغالی را هدف میگرفت و شبانگاه پایگاه آمریکاییها در العدید را موشک باران کرد. البته که غربگرایان نوع خفت قطر را بیشتر میپسندند و بدون اشاره به عزت آفرینی جریان مقاومت علیه این جریان مقدس سخن میگویند.
صبح امروز علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در هشدار بجایی که به سران کشورهای عربی داد، نوشت: «برای مسلمانان گرسنه و مظلوم فلسطینی که کاری نکردید، حداقل برای جلوگیری از نابودی خودتان تصمیم مختصری بگیرید»!
اصلاح طلبان به دلیل غرب گرایی که دارند نمیخواهند بفهمند که مشکل از ایران، سیاست ایران و پیشرفت ایران نیست؛ مشکل جریان استکبار است و خوی غارت و درندگی آنهاست که امروز به طور عیان در غزه دیده میشود. صریحا هم میگویند دنبال «اسرائیل بزرگ» هستند و دیر نیست که سایر کشورهای خائن به مسلمانان نظیر مصر، اردن و ترکیه هم مُزد سالها خوش خدمتی خود را دریافت کنند.
به گزارش جهان نیوز، بخش هایی از اظهارات کارشناس این روزنامه اصلاح طلب را خواهید خواند:
*مهمترین وظیفه دولت، با فاصله بسیار زیاد در مقایسه با سایر وظایفش، این است که کشور را از جنگ مصون نگه دارد. آفت جنگ مهمترین مصیبتی است که میتواند گریبانگیر یک کشور بشود... به هر حال سیاستی که ما داشتیم متاسفانه نتوانست به این هدف اصلی و اساسی کمک بکند و مانع بروز جنگ بشود.
*یعنی نوع نگاه تا حدود زیادی تغییر بکند و تمرکز برود روی اینکه خب ما به هر حال قربانی یک جنگ شدیم، قربانی تجاوز شدیم، چه کار باید بکنیم که این جنگ و این تجاوز تکرار نشود؟ و شاید مهمتر از این، چه کار کردیم که نشد جلوی جنگ را بگیریم؟
*این غنیسازی که فکر میکردیم میتواند برای ما ایجاد بازدارندگی کند، متاسفانه خودش عامل و باعث تهدید شد. غنیسازی به خودی خود و در شرایط خاصی که ما داریم، یعنی شرایطی که اسباب و لوازمش آنطور که باید و شاید فراهم نشده باشد، روشن بود که میتوانست باعث تهدید امنیت ملی بشود.
*در مورد ایران و تلاشهایش در زمینه غنیسازی، هرچند مقامات کشور همواره تأکید داشتند که به دنبال ساخت بمب اتمی نیستند و این موضع را بهطور جدی مطرح میکردند، اما ترکیب برنامه هستهای متمرکز بر غنیسازی با ابعاد دیگر سیاست خارجی ایران مسئلهساز شد. برای مثال، ایران به این موضوع متهم شد که قصد نابودی اسرائیل را دارد.
*همانگونه که آقای عراقچی نیز در مصاحبهای با فاکسنیوز اشاره کرد، ایران به دنبال نابودی اسرائیل نبوده است؛ اما اسرائیل با سوءاستفاده از برخی اظهارات صورتگرفته طی چهل تا پنجاه سال گذشته، تلاش کرده خود را به عنوان قربانی نمایش دهد و در سطح بینالمللی، اجماعی علیه ایران شکل دهد تا این تصور ایجاد شود که ایران قصد نابودی اسرائیل را دارد. ترکیب محور مقاومت و برنامه هستهای با همدیگر از ابتدا مشخص بود که مسئلهساز میشود. این ترکیب در نهایت در خردادماه به مرحله رویارویی و جنگ رسید. این مسئله برای من کاملاً روشن بود که چنین ترکیبی خطرناک است و میتواند مشکلآفرین شود.
*در چهار سال اول ریاستجمهوری دونالد ترامپ من بارها و بارها دهها مقاله نوشتم که ببینید این آقا چه میگوید، بنشینید با او صحبت کنید ببینید چه میگوید، وقتی که میگوید «من میخواهم برجام را اصلاح بکنم!» منظورش چیست؟ و واقعاً هم آن دوره تمام تأکیدش بر اصلاح برجام بود. آن زمان میگفت که به خاطر اوباما این توافق خوب نبوده، درست نبوده، ایراد دارد و من ایراداتش را رفع میکنم.
*ترامپ تلاش بسیار زیادی کرد، مکرون را واسطه کرد، سناتور رند پال را واسطه کرد در نیویورک که از آقای ظریف دعوت کند در کاخ سفید بنشینیم با هم صحبت بکنیم. همچنین یک نشستی گروه هفت در بئاتریس فرانسه داشت، آقای ظریف با یک هواپیمای شخصی سریع رفت آنجا، در شهرداری آن شهر کوچک با مکرون به گفتوگو نشستند، ترامپ هم اصرار کرده بود که او هم برود و در آن جلسه حضور داشته باشد اما مقامات ما اجازه اینکه با ترامپ صحبت بکنند نداشتند و نتیجهاش این شد که یک دور رفت، دور دوم با قدرت بیشتر و شرایط ذهنی متفاوتی آمد و به هر حال این شد که شد و ما رسیدیم به این وضعیتی که الان در آن قرار داریم.
*کشورها برای حل مشکلات در حوزه سیاست خارجی، دو راه بیشتر ندارند: جنگ یا دیپلماسی. ما جنگ را به نوعی تجربه کردهایم و بعید میدانم که کسی در داخل کشور در فکر این باشد که بار دیگر آن را امتحان کند. طرف مقابل ممکن است در فکر جنگ دوم باشد؛ احتمال آن وجود دارد و شاید واقعاً چنین باشد. به عنوان مثال، ممکن است اجازه ندهد توان پدافند هوایی ما بازسازی شود، یا ممکن است برنامه غنیسازی ما را رصد کند و در صورتی که آن را از سر بگیریم، دست به حمله بزند.
همچنین ممکن است برخی جریانهای افراطی دنبال تغییر نظام سیاسی ما، تضعیف ایران یا حتی تجزیه کشور باشند؛ همه این موارد محتمل است. با این حال، برای مقابله با این مشکلات، ما دو راه بیشتر نداریم: یا به استقبال جنگ با این جریانهای افراطی اسرائیلی و آمریکایی برویم، یا از طریق دیپلماسی مشکلات را حل کنیم. طبیعی است که جنگ هرگز راهحل نیست و به هیچ شکل و به هیچ عنوان امکانپذیر نیست. تنها راه موجود، دیپلماسی است. دیپلماسی باید متمرکز شود و به صورت جدی پیگیری گردد.
*در حال حاضر، صورت مسئلهای که در مقابل ما و مقامات قرار دارد، مثلاً همان «اسنپبک» یا «مکانیسم ماشه» است. این میتواند یک نقطه شروع باشد. یعنی ما باید یک راهبرد و استراتژی مشخص داشته باشیم تا بدانیم چه کاری میخواهیم انجام دهیم و متناسب با این راهبرد پیش برویم. در صورتی که لازم باشد، باید دوره سهماهه یا ششماهه تمدید شود تا در چارچوب آن راهبرد، فرصت داشته باشیم کار را از طریق مذاکره و دیپلماسی به سرانجام برسانیم و حل کنیم.
*کار فعلی ما الان در حوزه «اسنپبک» است. برای مثال، سه شرطی که اروپا مطرح کرده است، به نظر من شرایط دشواری نیست. آنها میگویند با آمریکا مذاکره کنید؛ ما هم اعلام کردهایم که آماده مذاکره با آمریکا هستیم، هرچند آمریکاییها، به تعبیر عامیانه، طاقچه بالا گذاشتهاند و دستکم در ظاهر، راه نمیدهند و جلو نمیآیند. بنابراین، این مسئولیت از ما ساقط شده است. ما به اروپاییها اعلام میکنیم که آماده مذاکره هستیم و از آنها میخواهیم واسطه شوند. در همین راستا، در سفر آقای پزشکیان و آقای عراقچی و همراهان ایشان به سازمان ملل و در نیویورک، جلسهای برگزار شود تا مذاکره انجام شود و اروپاییها نقش واسطه را ایفا کنند.
*همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به همین شکل است. ما به هر حال قصد خروج از انپیتی (NPT) را نداریم و نباید چنین اقدامی انجام دهیم. این موضوع بحث مستقلی است و فکر نمیکنم به این جلسه مربوط شود. اما وقتی قرار است در چارچوب انپیتی باقی بمانیم، باید به مفاد آن متعهد بمانیم. ماده 3 انپیتی بیانگر همکاری با آژانس است؛ یعنی ما به توافق پادمان متعهد هستیم و باید همکاری خود را با آژانس ادامه دهیم.
*آمریکا در بیانیهای که وزارت خارجهاش پس از فعالشدن مکانیسم ماشه منتشر کرد، اعلام نمود که با اشتیاق منتظر است تا این مکانیسم عملیاتی شود و اجرایی گردد. در پایان بیانیه نیز تصریح شده که آمریکا مایل و آماده است و در دسترس قرار دارد تا با ایران مذاکره کند.... این مذاکره باید بهصورت مستقیم صورت گیرد. قطعاً مذاکره غیرمستقیم که در آن واسطهها نقش دارند، از نظر طرف مقابل نوعی توهین تلقی میشود و اساساً عملی و مؤثر نیست.
چرا هروقت اصلاح طلبان می آیند آمریکا و غرب زبانش دراز میشود؟؟
-در زمان خاتمی، بوش به ایزان گفت محور شرارت
-در زمان روحانی هم کلاه برجام را سرما گذاشتند، هم تحریم لغو نشد و هم از برجام خارج شدند هم سردار سلیمانی را شهید کردند.
-زمان پزشکیان هم که معلومه، هم ظریف منت کشی کرد هم بمباران کردند.
نظر رهبری و انقلابیون واقعی نه مذاکره ذلیلانه میکنیم و نه جنگ میشود با اقتدار وارد میشیم نظر غربگرایان وانقلابیون قدرت طلب در هر صورت مذاکره میکنیم جنگ شد ملت هزینه آنرا پرداخت می کنند