به نظرم دشمن هم دقیقاً روی همین نقطه ضعف سرمایهگذاری کرده و تلاش دارد اقتصاد کشور را در وضعیت تعلیق نگه دارد تا فشارهای اجتماعی افزایش یابد. یک دولت باید بتواند در این شرایط تصمیمهای شجاعانه بگیرد.
گروه سیاسی جهان نیوز: محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات دولت روحانی و چهره برجسته ستاد پزشکیان در گفتگو با فارس به نکات مهمی اشاره کرده که بخش هایی از آن را در ادامه خواهید خواند:
**شرایط اقتصادی و اجتماعی فشار زیادی به مردم وارد کرده و باید اصلاحات جدی در حوزه اداره کشور، تحمل دیدگاههای مخالف، افزایش مشارکت ملی و آزادسازی اقتصاد انجام شود. اما این به معنای ناتوانی مردم در ایستادگی نیست. ملت ایران اهل تسلیم نیستند. حتی معاندین جمهوری اسلامی مثل سلطنتطلبها هم در دل خود باور دارند که مردم ایران تن به ذلت نمیدهند.
از نظر من صلح ارزشمند است، اما صلح زمانی معنا دارد که طرف مقابل بداند ما توان جنگیدن هم داریم. صلح زمانی واقعی است که از موضع قدرت باشد، نه تسلیم. بنابراین گزینه تسلیم که در بیانیه مطرح شده، اصلاً پذیرفتنی نیست.
من شخصاً جنگطلب نیستم، چرا که آثار و تبعات جنگ را بهخوبی میدانم و خانواده خودم هم از قربانیان جنگ تحمیلی هستند. اما تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که ایران ناتوان نیست، بلکه نیازمند ترمیم و بازسازی برخی حوزههاست. بنابراین نه آن مفروض درباره توان نظامی درست است و نه مفروض درباره تابآوری مردم.
به نظر من اگر دولت بهجای بیتصمیمی حرکت کند، اصلاحات داخلی را جدی بگیرد، آستانه تحمل مخالفان را بالا ببرد، و ظرفیت ملی را آزاد کند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. نباید به بهانه اینکه دشمن ممکن است بزند، ما دست روی دست بگذاریم و نسازیم. سیاست عزتمندانه این است که هم بسازیم و هم هزینه حمله دشمن را بالا ببریم. اینگونه میتوانیم در کنار مقاومت، به صلحی واقعی و عزتمندانه برسیم.
**مهمترین نقطه مثبت دولت، افزایش سرمایه اجتماعی نظام است. اگر انتخابات را نشانهای از مقبولیت سیاسی بدانیم، استقرار این دولت توانست مشارکت مردم را افزایش دهد و این بهخودیخود دستاورد بزرگی بود. دولت همچنین در حوزههای اجتماعی مانند سبک زندگی یا فضای مجازی توانست بخشی از دغدغههای جامعه و حامیان خود را پاسخ دهد. در واقع برخی نیروهایی که پیشتر به حاشیه رانده شده بودند، دوباره به عرصه کار و فعالیت بازگشتند و این موضوع به نفع کشور است.
اما در کنار این نکات مثبت، دولت دو ضعف جدی هم دارد. نخست آنکه انسجام و دیدگاه کانونی برای حل مشکلات ندارد. دولت بیشتر مجموعهای از جزایر پراکنده است تا یک کل منسجم. طبیعی است که چون از دل یک حزب سیاسی منسجم برنخاسته، چنین مشکلی بروز کرده است.
ضعف دوم، عدم تصمیمگیری قاطع در مسائل مهم است. این تأخیر در تصمیمگیریها، بهویژه در حوزه اقتصاد، کشور را دچار سردرگمی کرده است. ما امروز با موج بیکاری، رکود تورمی، توقف سرمایهگذاری و افزایش بیاعتمادی در اقتصاد مواجهیم که بخش زیادی از آن ناشی از نبود تصمیمهای کلان و هماهنگ در دولت است.
به نظرم دشمن هم دقیقاً روی همین نقطه ضعف سرمایهگذاری کرده و تلاش دارد اقتصاد کشور را در وضعیت تعلیق نگه دارد تا فشارهای اجتماعی افزایش یابد. یک دولت باید بتواند در این شرایط تصمیمهای شجاعانه بگیرد.
**در زمان انتخابات وقتی برای حضور در صحنه وارد شدیم، به مردم قول داده بودم که در دولت نقشی نخواهم داشت و این تعهد را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی اعلام کرده بودم. علاوه بر این، واقعیت این است که برخی افراد حاضر در دولت تحمل همکاری با من را نداشتند و متقابلاً برای من هم کار کردن با آنها دشوار بود.