نفرت آقای هاشمی از اصلاحات محل ایراد نیست و قابل درک هم هست، ولی این که یک سیاستمدار خود را دربند نفرت کند و حقیقت را فدای آن نماید بطور قطع به زیانش است. خلاف واقع نوشتن حتی در امور عادی نشاندهنده فقدان حداقلی از بصیرت است.
گروه سیاسی جهان نیوز، سید محمدجواد طوسی: اواسط فروردین ماه بود که عباس عبدی به بهانه عکسی که درباره آن برخی از او پرسش کرده بودند، با بازخوانی یکی از پروندههای اتهامی خود، نقدهای صریحی به خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی وارد کرد که مورد واکنش پسر ارشد ایشان قرار گرفت. جوابیه محسن هاشمی و سپس جوابیه عبدی به هاشمی و دوباره پاسخ هاشمی به عبدی همچنان ادامه دارد.
عبدی در واکنش به خاطرات يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۱ مرحوم هاشمی نوشت: «ناتوانی در پیگیری و خواندن یک خبر آشکار و ساده ویژگی عجیبی است. ظاهرا نه روزنامه خواندهاند و نه خبر تلویزیون را دیدهاند. نفرت آقای هاشمی از اصلاحات محل ایراد نیست و قابل درک هم هست، ولی این که یک سیاستمدار خود را دربند نفرت کند و حقیقت را فدای آن نماید بطور قطع به زیانش است. خلاف واقع نوشتن حتی در امور عادی نشاندهنده فقدان حداقلی از بصیرت است. چگونگی پایان زندگی آقای هاشمی و ادعاهای خانواده ایشان در باره فوت او به نحوی بازتاب دهنده این فقدان بود».
عبدی در پاسخ به خاطرات هاشمی در ۴دی ماه ۸۱ به فریب خوردن آقای هاشمی توسط سعید امامی اشاره کرده و مینویسد: «اگر تا حالا فکر میکردم که ملاقات کنندگان رسمی اطلاعات نادرست به آقای هاشمی و دیگران میدادند حالا باید به این نتیجه رسید که اشکال مهمتر در دریافتهای مستقیم آقای هاشمی بوده است. این که علیه من چنین برداشتهایی داشته اهمیت زیادی ندارد چون من میتوانم از خودم دفاع کنم و از پس اینها برآیم، ولی این که وی متوجه خلافگوییهای آشکار از جانب مدیران نبوده خطرناک است و اطمینان دارم که سعید امامی در مسایل مهم، آقای هاشمی را خیلی ساده فریب داده است. همان کارهایی که در قتلهای داخلی و خارجی یا ارسال تجهیزات نظامی به اروپا در زمان معاونت وزارت اطلاعات دوره آقای هاشمی انجام داد و آقای هاشمی سعی بیفایدهای کرد که خود را بیاطلاع از آنها نشان دهد و از خود رفع مسئولیت کند، در حالی که نمیدانست نپذیرفتن مسئولیت خیلی بدتر از اطلاع داشتن از آن اقدامات ویرانگر بود.»
عباس عبدی که گویا بنا ندارد به سادگی از کنار خاطرات مرحوم هاشمی گذر کند، بخشی از خاطره او را در تاریخ پنجم دی ماه همان سال آوده و با اشاره به ادعای تقلب در انتخابات توسط هاشمی چنین پاسخ داده است: «اگر آقای هاشمی که در آن زمان مرد مثلا قدرتمند کشور بود و به نظر موافق ۷۵ درصدی مردم برای گفتگو احترام میگذاشت و بجای کینهورزی، عقلانیت را پیشه میکرد قطعا ما امروز در وضع دیگری بودیم. آقای هاشمی با همین اندازه از درک و تحلیل سیاسی بود که به دامن افراطیون افتاد و آنان به او خط دادند و در خود را برابر اصلاحات قرار داد و روزی که بینیاز از او شدند احمدینژاد را به سویش روانه کردند و او هم با تحلیل فاجعهبار از وضعیت خود در انتخابات سال ۸۴ شرکت کرد و در سوم تیر دو سال بعد(۱۳۸۴) پرونده او را پیچیدند، و چون توان و شهامت لازم برای پذیرش شکست را نداشت بجای مواجهه درست سیاسی، همچون سیاستمداری منفعل و شکست خورده که نه توان مقابله دارد و نه توان پذیرش، به خدا شکایت برد و مدعی شد که در انتخابات تقلب شده است!»
بعد در ادامه از اقدام مرحوم هاشمی برای ثبت خاطرات خود استقبال کرده و اشاره کرده است: «البته نمیدانم هنگام انتشار چقدر دخل و تصرف یا حذفیات در این نوشتهها میشود ولی همین مقدار موجود هم کافی است که نشان دهد مسئولین ایرانی بجای آن که به زیر دستان خود خط دهند و از آنان مسیولیت بخواهند، چقدر راحت به مهرههای آنان تبدیل میشدند. متاسفانه دستمزد این همه خلافگویی را هم گرفت و کاش میدانست که این خلافگوییها خدمتی به هیچ نظامی نیست، بهترین خدمت به افراد و نظام بیان حقیقت است.»
عبدی در ادامه به کمکی که رهبر انقلاب در موضوع همین پرونده اتهامی به او کرده اشاره میکند و مینویسد: «به نظرم همین که رهبری با برداشتهای آقای هاشمی همراهی نداشته و تکرار نکرده و بعدا هم که نامه مرا دیدند فوری مقامی را برای بررسی به زندان فرستادند نشان میدهد از حیث فریب خوردن از زیر دستان تفاوت جدی با آقای هاشمی داشتند.»
محسن هاشمی در پاسخ به یادداشت انتقادی عباس عبدی، به دفاع از پدر برآمده و در مورد اقدام عباس عبدی در تسخیر سفارت آمریکا مینویسد: «جای شگفتی است که نويسنده اين نقد، كه خود یکی از افراد کلیدی در ماجرای اشغال سفارت آمریکا در آبان ۱۳۵۸ بوده، اکنون بدون اشارهای به مسئولیت تاريخي خود شرایط پدید آمده را تنها متوجه دیگران، بهویژه آیتالله هاشمی میداند. واقعیت این است که بسیاری از پیامدهای سیاسی، امنیتی و بینالمللی ناشی از آن اقدام، برای سالها بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی سایه انداخت و از جمله، یکی از دلایل مهم تحریک صدام حسین به آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران، انزوای بینالمللی ناشی از همان حركت افراطي بود.»
محسن هاشمی سپس در مورد نقش عباس عبدی به شکل گیری جنگ تحمیلی نوشته است: «شایسته است، ايشان بهجای واژگون کردن مسئولیتها، نقش خود را در شکلگیری جنگ تحميلی که هزاران جوان این سرزمین در جریان آن شهید شدند، مورد بازخوانی صادقانه قرار دهند؛ چرا که سهم تصمیمات احساسی و فاقد تدبیر سیاسی و به صورتي افراطي از قبيل همين نقد بيادبانه به خاطرات هاشمي رفسنجاني، در شکلگیری بسیاری از بحرانهای بعدی، قابل انکار نیست.»
البته این پاسخ محسن هاشمی منجر به واکنش مجدد عباس عبدی گردید. این سلسله پاسخها تا کنون دوبار تکرار شده است.
هیچ شکی در انحراف فکری و مواضع سیاسی امثال عباس عبدی نیست اما سطح تحلیل پسر بزرگ شیخ مغروق را ببینید که باعث و بانی حمله ارتش بعث عراق به ایران را تصمیمات و رفتار عباس عبدی می داند!!