با کاهش شاخص ناامیدی، همچنان میتوان به صورت نمادین به برخی اقدامات امیدآفرین که چندان هزینهزا هم نیستند، دست زد. اقداماتی که برخی بنیادی و تعدادی نیز نمادین هستند، اما حامل پیامهای روشن سیاسی و اجتماعی هستند.
گروه سیاسی جهان نیوز: فیاض زاهد، کارشناس و یادداشت نویس ثابت رسانه های اصلاح طلب که مواردی نظیر «اسلام فعلی اسلام امام نیست؛ کاش انقلاب رخ نمیداد!»، «ایران کویرهای زیادی دارد، انرژی هستهای میخواهیم چکار» و «برای مقابله با حرکات ترامپ علیه ایران مجرمان امنیتی عفو شوند» را رد سوابق خود دارد، در جدیدترین یادداشت خود در روزنامه اعتماد، مدعی شده است که اعتماد اجتماعی به شکل گستردهای دچار تخریب شده و برای جبران آن مواردی نظیر تغییر ترکیب مجمع تشخیص، تغییر امام جمعه مشهد، بازگشت فردوسی پور و تصویب لوایح FATF را پیشنهاد داده است!
وی همچنین پا را فراتر گذاشته و با عبارتی تهدید آمیز گفته است: «چه بسیار دولتها و مردمانی بودهاند که با خود گفتند کاش زودتر چنین میکردیم».
واقعیت آن است که اصلاح طلبان می خواهند بی اعتباری خود را به نام دیگران جا بزنند و از رهگذر این ماجرا بتوانند روپوشی برای طرد خود از سوی مردم فراهم کنند. بامزه ترین قسمت اظهارات این فعال اصلاح طلب آنجاست که پیشنهاد تصویب لوایح باقیمانده از FATF را داده است. خواسته بر زمین مانده دشمنان ملت ایران که متاسفانه در دولت گذشته بسیاری از امور نظیر سلات مردم به آن معلق شده بود اما در هفت ماه دولت آیت الله رئیسی بسیاری از آنها نظیر همین واکسیناسیون و یا 90 میلیارد تجارت خارجی بدون برجام و FATF انجام شد.
به گزارش جهان نیوز، بخش هایی از یادداشت فیاض زاهد را در ادامه خواهید خواند:
*ایران به دلیل هوش تاریخی و میراث هویتی، در بزنگاهها حتی به صورت غریزی نیز خود را محفوظ میدارد. آن هوش تاریخی هنوز در این سرزمین وجود دارد. اما خطر بیخ گوشمان است. اگر در داخل کمربندهایمان را نبندیم و با اتخاذ یک سیاست مردمی- ملی و همهجانبه از همه ظرفیتهای ملت خود سود نبریم، فردا محل پشیمانی خواهد بود.
*متاسفانه وضعیت در داخل هم چندان تعریفی ندارد. دولتی که بر سر کار آمده با کمترین درصد پشتیبانی ملی رای آورده...
*اعتماد اجتماعی به شکل گستردهای دچار تخریب شده است. ماشین تخریب تندروها و متولیان امنیتی بیشتر شخصیتها و نهادهای مرجع را نابکار و بیاعتبار کردهاند.
*در کنار همه این عوامل ناهنجار در حوزه بینالمللی و داخلی، هنوز رگههایی از امید و بالندگی وجود دارد. به برخی از آنها میتوان اشاره کرد. مردم ایران براساس اکثر پویشهای مطالعاتی، همچنان به تغییرات و اصلاحات داخلی و کمهزینه بیاعتنا نیستند. سطح مطالبات بیش از آنکه خواهان تغییرات سیاسی کلان باشد، معتقد به امکان ترمیم و افزایش سطح کارایی سیستماتیک است.
*با کاهش شاخص ناامیدی، همچنان میتوان به صورت نمادین به برخی اقدامات امیدآفرین که چندان هزینهزا هم نیستند، دست زد. اقداماتی که برخی بنیادی و تعدادی نیز نمادین هستند، اما حامل پیامهای روشن سیاسی و اجتماعی هستند. مثلا اعلام عفو عمومی و دعوت از ایرانیانی که سالهاست به کشور نیامدهاند. به نتیجه رسیدن مذاکرات برجام و بازگشت ثبات به بازار، دعوت از سرمایهگذاران داخلی و خارجی، رونق گردشگری با اصلاح قوانین، تصویب FATF، بازگشت فردوسیپور به تلویزیون، ورود بانوان به ورزشگاهها، کنترل افسارگسیخته قیمتها، تغییر ائمه جمعه حاشیهساز - مثل علمالهدی در مشهد و امام جمعه اصفهان و...- ترمیم کابینه دولت و بهرهوری از شخصیتهای متخصص و باسابقه...
*تغییر ترکیب مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان با استفاده از چهرههای میانه و مورد اجماع. اصلاح سیاست فرهنگی و سیاسی در رسانه ملی. به این فهرست میتوان بسیاری اولویتهای سخت و ساده را نیز افزود.
*برخی مقامات جمهوری اسلامی طرفدار قاعده مرغ یک پا دارد، میباشند. آنها معتقدند اگر الف را بگوییم باید تا ی هم برویم. پس از اول در برابر هر تغییری حتی کوچک میایستیم تا پیام ضعف و تغییر به مخاطب ندهیم. من هم اینها را میدانم. اما این را هم میدانم که این انسان نیست که همیشه تاریخ را تغییر میدهد، گاهی هم تاریخ انسان را وادار به تغییر میکند. چه بسیار دولتها و مردمانی بودهاند که با خود گفتند کاش زودتر چنین میکردیم.