زنان درس خواندهاند و کار میکنند، وقتی با این قوانین نابرابر مردی بالای سر آنها بیاید و بخواهد برایشان تصمیم بگیرد که چه کنند و چه نکنند، طبیعی است آنها هم ترجیح میدهند، ازدواج نکنند.
گروه سیاسی جهان نیوز: فائزه هاشمی که به تازگی با اظهاراتش پیرامون سطح رفاه خاندان هاشمی و حضور پدرش در کیش در اغلب ایام نوروز به سوژه رسانه های تبدیل شده بود، این بار با روزنامه آرمان که به رسانه خاندان هاشمی شهرت دارد گفتگو کرده و حاشیه سازی های جدیدی را رقم زده است.
برای نمونه، دختر آیت الله هاشمی علت عدم ازدواج دختران را علاوه بر شرایط اقتصادی، قوانین نابرابری دانسته که مردی بالای سر آنها بیاید و بخواهد برایشان تصمیم بگیرد که چه کنند و چه نکنند!
آبان ماه 98 هم بود که فائزه در اظهاراتی عجیب به بحث چند همسری زنان پرداخته و گفته بود: «اصلا من یک سؤال دارم؛ اگر چند همسری لازم و ضروری است و بر خلاف فطرت و طبیعت نیست، چرا مردها حاضر نیستند چندهمسری زنان را تحمل کنند؟»
نکته دیگر در میان اظهارات فائزه آنجاست که او می گوید خاتمی در ادامه مسیر هاشمی حرکت کرد و او هم برای ریاست جمهوری خاتمی تبلیغ کرده است. فائزه همچنین مدعی است که اگر ریل گذاری پدرش برای کشور که توسط خاتمی هم ادامه دشد، پیگیری میشد امروز ایران یک کشور توسعه یافته بود! بهترین قضاوت و نزدیک ترین تجربه درباره این ادعاها هشت سال دولت روحانی است که با حمایت هاشمی و خاتمی و بکارگیری نیروهایی نظیر زنگنه، آخوندی و.... کاری با کشور کردند که حل برخی معضلات آن حداقل پنج سال زمان میبرد و مردم آرزوی برگشت به شرایط سال 92 را دارند.
به گزارش جهان نیوز، بخش های مهم اظهارات فائزه را در ادامه خواهید خواند:
*سعی کردند بابا را پس از سالها تدبیر برای حل مشکلات کشور به حاشیه بکشانند و تصور میکردند بابا مقهور آنها میشود اما سخت در اشتباه بودند و از هر راهی که رفتند نتوانستند مانع دلسوزی بابا برای کشور و حل مشکلات آن شوند.
*دوره اول ریاست جمهوری آقای روحانی را با دوره دوم آن مقایسه کنید، تفاوت عملکردها در 2 دوره کامل نمایان است و من دلیل آن را نبودن بابا در دور دوم ریاست جمهوری آقای روحانی میدانم.
*اولین کار بابا(دوران ریاست جمهوری) این بود که روابط ایران را با سایر کشورها بهبود بخشید و با آنها ارتباط برقرار کرد به نحوی که با کشورهای آسیای میانه، کشورهای عربی و آفریقایی و حتی اروپایی رابطه داشتیم. حتی بابا تلاش زیادی کرد تا با آمریکا رابطه برقرار کند ولی به هر دلیل این رابطه شکل نگرفت.
*متاسفانه از زمان آقای احمدینژاد ریلگذاریها اشتباه بود که این روند غلط همچنان ادامه دارد به نحوی که هر شخصی بر سر کار بیاید، همچنان در مسیر همان سیاستهای پوپولیستی حرکت میکند و به همان شیوه مدیریت میکند.
*معتقدم که آقای رئیسی را نامحسوس نظارت میکنند و امروز وزرای این دولت توسط دیگران هم اداره میشوند. به عبارتی تصور نمیکنم ایشان نقشی صددرصدی در اداره وزرا و کابینه داشته باشد. شاید ایشان و اعضای کابینه با هم صحبت کنند ولی تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود.
*بابا خیلی حرف نمیزد و تبلیغات نداشت اما عمل میکرد. ایشان ریل درستی گذاشته بود و آقای خاتمی هم کمابیش همان مسیر را ادامه دارد. اگر همان مسیر ادامه پیدا کرده بود، امروز میتوانستیم کشوری توسعه یافته باشیم.
*یکی از مسائل ما «اف ای تی اف» بود که امروز در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اگر بابا بود حتما «اف ای تی اف» را به سرانجام میرساند. البته بودن بابا یک موضوع و در قدرت بودن ایشان موضوع دیگری است که باید بین این دو موضوع تفکیک قائل شویم.
*چون کارگزارانی که برای آقای خاتمی کار میکردند. آنها مهمترین حزبی بودند که باعث پیروزی آقای خاتمی شدند. احزاب دیگر جانی نداشتند، تازه راه افتاده بودند و تازه احیا شده بودند.
*در زمان انتخابات ریاست جمهوری هفتم کارگزاران از ابتدا برنامهای برای حمایت از آقای خاتمی نداشت ولی از زمانی که به این نتیجه رسیدند که آقای خاتمی را کاندیدا کنند، بیشترین کار با کارگزاران بود. اینکه کارگزاران برای آقای خاتمی کار کرده مهم است چون بسیاری کارگزاران را منتسب به بابا میدانند، چراکه مشورتهای خودشان را با بابا میکردند. دوم اینکه خود من که دختر آقای هاشمی بودم، در سخنرانیها و تبلیغاتم چنین عنوان میکردم که آقای هاشمی این کار و آن کار را کرده است و شخصیتی که بین کاندیداهای موجود میتواند این راه را ادامه دهد و به سرانجام برساند، آقای خاتمی است. پس از آن ارزیابی شد که من پنج میلیون رای برای آقای خاتمی جمع کردم.
*وقتی با این حجم بالای مهاجرت مواجه هستیم، یعنی آدمهای این کشور از آینده خود و بچه هایشان در ایران ناامید هستند و برای اداره زندگی خود مشکلات عدیدهای دارند پس به کشور دیگری میروند تا آینده خوبی برای خودشان و فرزندانشان تامین کنند. در چنین شرایطی فرزندآوری معنایی ندارد. با سیاستهای تحمیلی نمیتوان فرزندان را زیاد کرد...چین در زمانی که مردمش فقیر بودند، بچهدار شدن را ممنوع کرد اما بعد گفتند تکفرزندی و جدیدا اجازه دادهاند که خانوادههای چینی فرزند دوم بیاورند. چون چین از لحاظ اقتصادی رشد کرده و به کشور مرفه تبدیل شده و میشود بچه آورد. باید شرایط فراهم باشد
*باید ببینید دلایل بیعلاقگی به فرزندآوری چیست که یک بخش آن به تبعیضات حقوقی و جنسیتی باز میگردد. ابتدا باید ازدواج باشد که مردم بچهدار بشوند! ازدواجها چرا کاهش پیدا کرده است؟ زنان درس خواندهاند و کار میکنند، وقتی با این قوانین نابرابر مردی بالای سر آنها بیاید و بخواهد برایشان تصمیم بگیرد که چه کنند و چه نکنند، طبیعی است آنها هم ترجیح میدهند، ازدواج نکنند. یعنی چه از نظر اقتصادی و چه حقوقی و چه فرهنگی و... شرایطی را فراهم کردهاند که ازدواج کاهش پیدا کرده است. مسائل اقتصادی بسیار مهم است. زنها به دلیل امنیت اقتصادی خود در آینده مهریههای سنگین را تعیین میکنند و به این دلیل جوانان از ازدواج فراری هستند.
*خود بابا پنج بچه داشت. آن زمانکه جنگ بود و جمعیت کشور به یکباره دو برابر شده بود و امکانات کشور بسیار اندک و محدود بود و عمدتا در جنگ خراب شده بود و هزار و یک مشکل دیگر وجود داشت بابا به دنبال سیاست کنترل جمعیت بود.
*فکر میکنم ترس از افکار ایشان(آیت الله هاشمی) است. ترس از شخصیت ایشان است که حتی در نبود ایشان هم وحشت از ایشان وجود دارد. ولی تاریخ فراموش نمیشود.
حسن صحبت های فرزندان مرحوم این است که حداقل خیلی از موضوعاتی را که قبلا منکر می شدند الان تایید می کنند مثل تلاش هاشمی برای ارتباط با آمریکا بدون اذن امام ، مک فارلین و...!!!!
با یه مقایسه ساده بین حرف و عمل هاشمی در چند سال اول انقلاب با سالهای پس از رحلت بنیان گذار کبیر انقلاب تا زمان غرق شدنش در استخر میشه به تفاوت حال و روز وی در گذر ایام پی برد.
نفر اول انتخابات خبرگان در تهران و تشییع میلیونی هاشمی نشان دهنده محبوبیت فوق العاده هاشمی بود. و صد البته رد صلاحیت هاشمی در سال 92 دقیقا به خاطر همین محبوبیت بود
من یکی نیز از تفکر جناب هاشمی وحشت دارم وحشت از تورم 50 درصدی وحشت از کمبود مواد غذایی و صف های طولانی سازش با امریکای خونخوار رواج اشرافیت بکار گماری مسئولین خود برتربین و بیگانه از درد مردم و...
آقای هاشمی دور دوم ریاست جمهوری 50 درصد آرا رو در شرایط پایین ترین مشارکت بدست آورد و درانتخابات مجلس بین 30 نفر اول هم نبود و در سال 84 نه بزرگی از مردم دریافت کرد ولی متاسفانه سال 92 بخاطر عملکرد ضعیف احمدی نژاد مردم دوباره به ایشون روی آوردند که بدجوری سر همه به سنگ خورد و نتیجش رو الان همه داریم میبینیم
در مورد اظهارات ایشان راجع به چرایی عدم ازدواج جوانان تا زمانی که سه عامل اصلی اشتغال و بهبود اقتصاد و رفاه اجتماعی که نتیجه آن ها آرامش و امیدواری جامعه به آینده است محقق نشود هر گونه صحبت راجع به افزایش جمعیت بی نتیجه است .
من بعنوان یک فرد عادی عامی در قیامت جلوی هاشمی را بخاطر دو چیز خواهم گرفت ترویج مدیریت اشرافی گری و تربیت برخی فرزندان....شکر از خاطرات نویسی حاج اقا معلوم بوده چطور زندگی میکرده و این را اصلاح طلبان دیگه نمی توانند منکر شوند