**اقتصاد ایران نه کمبود ایده دارد، نه کمبود تحلیل. کمبود، جای دیگری است؛ در شجاعت پذیرش خطا، در بلوغ نهادی برای اصلاح بهموقع و در اولویتدادن به منافع بلندمدت کشور بر رقابتهای کوتاهمدت قدرت. تا زمانی که سیاستگذار ایرانی ترجیح دهد «حق با من بود» را حتی پس از شکست حفظ کند، تصمیم اقتصادی همیشه با تأخیر خواهد آمد.
**در دولت اصلاحات، با وجود دستاوردهایی مثل انضباط نسبی مالی، همان الگوی تعویق اصلاحات ساختاری ادامه یافت. اصلاح قیمت حاملهای انرژی، اصلاح نظام بانکی و واقعیسازی نرخ ارز، بارها مطرح شد، اما به تعویق افتاد. سیاستگذار ترجیح میداد از ثبات نسبی ایجادشده لذت ببرد تا هزینه تصمیمات دشوار را بپذیرد. نتیجه این شد که بسیاری از اصلاحاتی که میتوانست در شرایط آرامتر انجام شود، به دولت بعد منتقل شد؛ آنهم در فضایی بهمراتب پرتنشتر.
اصولگراها یادشون رفته تو مجلس امثال آقای توکلی داد میزدن چرا دولت خاتمی هر سال بنزین رو گرون میکنه و با فشار جلوی اصلاحات رو گرفتن حال حرف مفت یه عده را اعلام میکنند
گرای تحریم ها را همین قشر به آمریکا دادند و در سال ۸۸ دشمن که با حضور بی نظیر مردم در انتخابات آرزوی خود را بر باد رفته می دید ، با شورش خود دو باره به صحنه آمد و کشور را به ورطه سقوط کشاندند