مدیران خودرو
سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۲۰
تعداد نظر۲۰
داغ کنيد+ ۲
بیان عمومی مسائل، زمانی فضیلت است که بخشی از یک استراتژی درمان باشد، نه جایگزین آن. دولت‌مردان ما باید بیاموزند که گاهی، سنگینی سکوت مسئولانه، از سبکی صداقت بی‌مسئولیت، شرافتمندانه‌تر است.
آقای وزیر! سکوت مسئولانه شرافتمندانه‌تر است
به گزارش جهان نیوز به نقل از فارس، سیدعلی مدنی‌زاده وزیر اقتصاد کنونی و استاد پیشین شریف در برابر دانشجویان قدیمی ایستاده است، همان‌هایی که روزی شاگردانش بودند و حالا در ۱۶ آذر، بی‌پروا تیغ انتقاد را در هوا می‌چرخانند.

مرد معمولاً خاموش کابینه، ناگهان به سخن می‌آید. کلمه‌ها بیرون می‌ریزند: بی‌کاری، بی‌پولی، مالیات‌های تحقق‌نیافته.


 
شبکه‌های اجتماعی، گرسنه برای کلیپ‌های کوتاه و تیترهای تند، تکه‌هایی از این سخنرانی را برمی‌دارند و پخش می‌کنند اما من به تمام آن سخنرانی گوش دادم و اینجا می‌خواهم دربارهٔ چیزی فراتر از یک سخنرانی بنویسم: دربارهٔ وسوسه «بحران‌گویی» در دولتی غرق بحران است.

دولت چهاردهم، از همان ابتدا، بیان بحران را مانند یک نشان افتخار بر سینه زد. پزشکیان رئیس‌جمهور، بی‌واسطه و رو در رو با مردم حرف می‌زد. تئوریسین‌های اصلاحات دست‌زدند: «آفرین! اولین قدم برای حل مشکل، اقرار به آن است.» و اینگونه شد که بیان صریح مشکلات، به یک سیاست نزد همه دولت تبدیل شد.

این شیوه اگرچه درصورت اجرای صحیح، دقیق و به‌هنگام مزایایی نظیر شفافیت را در پی دارد اما می‌توان معایبی هم برای آن متصور شد. اجازه دهید ۳ اشکال را برشمرم.

اول: حقیقت ناقص، بدتر از دروغ محض است
سال گذشته، سخنگوی دولت به مردم گفت قطعی برق به خاطر «عدم مصرف مازوت» برای حفظ سلامت مردم است. امروز آمار می‌گوید در همان سال، رکورد مصرف مازوت شکسته شده و مشکل، «کمبود گازوئیل» بود.

حالا، در سخنرانی اخیر، وزیر اقتصاد فریاد می‌زند: «تحقق مالیات پس از جنگ زیر ۵۰ درصد بوده!» اما کسی اشاره نمی‌کند که نظام مالیاتی ایران ذاتاً فصلی است؛ تحقق در ماه‌های پایانی سال به یک‌باره جهش می‌کند. پارسال تا آبان ۵۸ درصد بود و در پایان سال، از ۱۰۰ درصد فراتر رفت.

وقتی روایت مسئولان این‌گونه نادرست یا ناقص از آب درمی‌آید، چه باقی می‌ماند؟ اعتماد خردشده. و بدون اعتماد، هیچ طرح بزرگ و هیچ جراحی اقتصادی امکان‌پذیر نیست.

دوم: چه کسی مشکل‌زاست و چه کسی مشکل‌گشا؟
بخش زیادی از صحبت‌های وزیر اقتصاد، نه خطاب به ما مردم، که خطاب به هم‌تیمی‌های خودش در دولت بود. مردم اساسا در شکل‌گیری و حل بسیاری از بحران‌های دولت نقشی ندارند.

وقتی او می‌گوید «نمیدانم از کجا پول بیاورم»، این شکاف بین وزارتخانه‌اش و بانک مرکزی را به نمایش می‌گذارد. اما این اختلافات درونی، برای هیئت وزیران است، نه میدان عمومی. آوردن آن به جلوی چشم مردم، فقط دو چیز تولید می‌کند: نمایشی ناامیدکننده از ناهماهنگی، و اضطرابی اضافی در دل‌ها. این کار، حل مسئله نیست؛ جنگ زرگری است با پول اعتماد عمومی.

سوم: غریزه بقای جمعی
جامعه، موجودی زنده است. وقتی شما—بدون ارائهٔ راه‌حل—فقط بحران را فریاد می‌زنید، غریزهٔ بقا فعال می‌شود: ذخیره کردن، هجوم بردن، نجات خود.

دو سال پیش، وقتی دهانه سد امیرکبیر با رسوب مسدود شد، دولت وقت سکوت کرد. چرا؟ چون می‌دانست اگر خبر منتشر شود، جامعه به ذخیره آب اقدام می‌کند، مخازن خالی می‌شود و فاجعه دوچندان می‌گردد.

آنها ابتدا راه‌حل یافتند، سپس خبر دادند. آن اقدام، مدیریت بود. آنچه امروز می‌بینیم، گاهی بیشتر شبیه تخلیه اضطراب مسئول به دوش مردم است.

چهارم: زمان طلایی بین بیان و حل مشکل
آخرین مسئله نسبت زمانی بیان مشکل و حل آن است، اینکه دولتمردان طی یک‌سال همواره در حال بیان مشکلات باشند و از طرفی نه‌تنها مشکلات حل نشود، بلکه بر آن اضافه شود، تنها بازنمایی ناتوانی دولتمردان در نزد مردم است و اثر دیگری ندارد.

دولت پزشکیان با عنوانی به نام صداقت، مقابل مردم درد و دل می‌کند.

این درد و دل و صداقت را ستودنی است اما باید هشدار داد: در میانه طوفان، ناخدایی که فقط ابعاد حفره بدنه را فریاد بزند، بی‌آنکه نقشه نجات را در دست داشته باشد، خدمتی به کشتی و مسافرانش نکرده است.

بیان عمومی مسائل، زمانی فضیلت است که بخشی از یک استراتژی درمان باشد، نه جایگزین آن. دولت‌مردان ما باید بیاموزند که گاهی، سنگینی سکوت مسئولانه، از سبکی صداقت بی‌مسئولیت، شرافتمندانه‌تر است.
https://jahannews.com/vdca06noy49nii1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

احسنت به جهان نیوز
سید
فکر کنم از اون 150 اقتصاد دان مشورت گرفته
آقای سبحانی رئیس سازمان امور مالیاتی که گفتند پنج و نیم برابر قبل به عبارتی ۵۵۰ درصد نسبت به قبل مالیات ستانی رشد داشته و آقای وزیر می فرمایند ضریب ۵۰ درصد بوده که احتمالا منظور ۵۰ درصد این ۵۵۰ درصد که بازهم دو برابر و نیم سال گذشته دولت تا این مقطع مالیات ستانی داشته ....لذا به نظرم دولت مشکلش در مدیریت هزینه و نحوه مدیریت اعتبارات هست در خیلی جاها می‌شود صرفه جویی کرد در همین دولت کارمندان به دو بخش تقسیم می‌شوند حدود ۶۰ درصد از کارمندان دولت تابع قانون خدمات کشوری هستند که میانگین دریافتی حدود بیست میلیون دارند و در مقابل ۴۰ درصد کارکنان دولت تابع قانون خاص و در دستگاه‌ها و شرکت های دولتی اشتغال دارند با میانگین دریافتی بالای ۸۰ میلیون تومان ....کافی است در همین یک مورد تامل بشود و دید که در بخش قانون خاص ها چه بودجه کلانی حیف و میل می‌شود
سقوط ارزش پول ملی از انحلال صنایع موشکی چیزی کم ندارد.
احسنت
معیشت مردم نابود شده فکری به حال کشور کنید .
اینهم از نخبه علی و اقتصادی کشور ایشان آمد دلار چند بود الان چند شد بعضی وقتها میگم اداره کردن جایی به مدرک اصلا و ابدا ربظطی نداره
کارخانه ای داریم شاید 10 هزار نفر نیرو داشته باشه یک فرد عادی اداره می کنه و بهترین سود دهی را دارد و جایی هم داریم مثلا دادیم به یه دکتر روز به روز بدتر میشه
....
شما با آگاهی از وجود همه این مشکلات مقام وزارت را پذیرفتید. اگر قادر به بهبود شرایط اقتصادی نیستید، لطفاً هر چه سریعتر استعفا دهید.
اونایی که در ایران، برنج و سایر مایحتاج مردم را احتکار می کنند منتظر خرابی و فاسد شدن آنها و همچنین خراب شدن فرزندانشان باشند. این یک امر قطعی در نظام هستی است.
اونایی هم که هماهنگی اداری و لجستیکی لازم برای این احتکار رو فراهم کردند، فرصت استفاده از پورسانتی که بهشون وعده داده شده بود را هرگز نخواهند یافت.
به خودت فحش دادی!
از وزیر شیکاگویی بیش از این انتظاری نیست. او مامور ایجاد و فریاد ناامیدی و نابلدی است.؟|! !!
دوست دارم رئیس مجلس از اون اولتیماتوم های که به شهید رئیسی داد به پزشکیان هم اخطار می داد!
از قالیباف از این انتظار ها نداشته باشد.
.....
وقتی کسی را که سابقه اداره امور اقتصادی و مالیاتی را ندارد از در دانشگاه بر داشته و به وزارت منصوب کنید همین است
.....
حامد
کسی که چیزی جز تئوری های دانشگاهی نمی دانست یک شبه وزیر اقتصاد شد و کشور رو به سمت فلاکت برد! استعفا بده
آره بابا نگید اوضاع چقدر خیطه