آقای روحانی، کرباسچی و دیگران باید درک کنند امروز در مقام پیشنهاد نیستند، بلکه در مقام پاسخند و باید به افکار عمومی توضیح دهند جز مذاکره چه کاری برای جلوگیری از تصمیم دشمن به جنگ انجام دادهاند.
به گزارش جهان نیوز، آقای کرباسچی در دیدار مدیران رسانه با آقای لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پیشنهاد کرده که آقای لاریجانی نقش هاشمی در دوران پایان جنگ با رژیم صدام در سالهای انتهایی دهه 60 را بازی کند و سیاست صلح را در پیش گیرد.
روزنامه وطن امروز با انتشار خبر مذکور نوشت: پیشنهاد کرباسچی مبتنی بر یک پیشفرض سادهانگارانه در تحلیل وضعیت است و آن اینکه میتوان میان رویداد اخیر جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران و رویداد جنگ دهه 60 که رژیم صدام علیه ایران آغاز کرد رابطه «این همانی» برقرار کرد.
حال سؤال این است: آیا میتوان جنگ اخیر رژیم و آمریکا علیه ایران را با جنگ ۸ ساله ایران و عراق «این همان» دانست؟ خیر! قیاس ممکن است اما در سطح «همانندی»، نه «این همانی».
تفاوتهای امروز با دهه ۶۰ را نمیتوان نادیده گرفت و همین تفاوتهاست که امکان هرگونه «این همانی» را از میان میبرد. نخست، در سطح نظام بینالملل باید گفت دهه ۶۰ در متن جنگ سرد میگذشت؛ فضائی دوقطبی که نهایتاً زمینه را برای اجماع شورای امنیت و صدور قطعنامه ۵۹۸ فراهم کرد اما امروز جهان در نظمی چندقطبی و پر از رقابت قرار دارد؛ وضعیتی که اجازه تکرار آن الگو را نمیدهد و مسیرهای نهادمند حلوفصل را بسیار دشوارتر کرده است.
دوم، در جنگ عراق علیه ایران، طرف مستقیم ایران یک رژیم مشخص بود که با حمایت خارجی میجنگید اما امروز ایران با اسرائیل و ائتلافی پیچیده از قدرتهای غربی و منطقهای درگیر است. تفاوت در ترکیب بازیگران، شکل و ماهیت جنگ را به طور کامل دگرگون کرده است.
سوم، جنگ دهه ۶۰ عمدتاً کلاسیک، متعارف و فرسایشی بود؛ جبههها روشن، اهداف سرزمینی ملموس و شیوه نبرد کلاسیک. در مقابل، جنگ کنونی ترکیبی است از حملات موشکی و پهپادی، نبردهای سایبری، درگیریهای دریایی نامتقارن و کارزارهای اطلاعاتی و عملیاتهای روانی. به بیان دیگر، با نبردی چندبعدی مواجهیم که قواعد متفاوتی دارد.
چهارم، در دهه ۶۰، یک قطعنامه الزامآور سازمان ملل آتشبس را تثبیت کرد، حال آنکه امروز توقفها شکننده و بیشتر حاصل موازنه بازدارندگی و «تنظیم آتش» میان طرفهاست، نه نتیجه یک توافق نهادمند و الزامآور.
پنجم، در شرایط حاضر که دشمن دست به ماشه برده و جنگ را آغاز کرده، راه صلح از مسیر بازسازی ابزار بازدارندگی میگذرد. وجود یک نفر با پیام صلح هیچ کمکی به پایان جنگ نمیکند، کمااینکه برخی سیاستمداران ایرانی در موقعیت ارسال پیام صلح هستند، همچنان که ایران در پشت میز مذاکره صلح بود که با حمله همهجانبه دشمن مواجه شد. تصمیم به جنگ از سمت ایران گرفته نشده و تغییر تصمیم دشمن به انصراف از ادامه جنگ به ابزارهای متنوعی بستگی دارد. مسئله این است که تصمیمگیر جنگ با ایران، باید در زمین واقعیت درک کند تصمیمش برای آمریکا پرهزینه و بیفایده است. اینگونه میتوان امنیت و آرامش را برای ایرانیان به ارمغان آورد. تحمیل این درک به معنای جنگطلبی نیست، بلکه راهی به سوی صلح است.
بازسازی بازدارندگی به عنوان یکی از ابزارهای اصلی تامین صلح و امنیت برای ایرانیان در شرایط حاضر مستلزم توسعه قدرت دفاعی کشور بوده و هست؛ کاری که دولت مورد حمایت آقای کرباسچی در طول ۸ سال ریاست جمهوری حسن روحانی در جهت تقویت آن هیچ گام مؤثر و تعیینکنندهای برنداشت.
آقای روحانی، کرباسچی و دیگران باید درک کنند امروز در مقام پیشنهاد نیستند، بلکه در مقام پاسخند و باید به افکار عمومی توضیح دهند جز مذاکره چه کاری برای جلوگیری از تصمیم دشمن به جنگ انجام دادهاند. باید توضیح دهند نیروی هوافضای سپاه در دوران حکمرانی اعتدالیون، منابع تحقیق و توسعه توان موشکی ایران را چرا با فروش زمینهای خود تامین میکرد؟
آنچه باید به یادداشت وطن امروز افزود، نقشی است که طیف متبوع کرباسچی در ایجاد خطای محاسباتی و تشجیع دشمن به ارتکاب جنگ اخیر داشتند.
بنظر می رسد حد اقل در شرایط خطیر و حساس امروز جمهوری اسلامی که قویا نیاز مبرم به عقلانیت انقلابی و صلابت و نگاه دوباره به ارزشها و اصول مغفول انقلاب و تبعیت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب داریم بعید است که آقای لاریجانی غربزدگان بد خیم و بنجل و ساده لوحان بریده از انقلاب و امام ورهبری را در مسائل حساس بکارگیری کند .
این همانی کردن وضعیت فعلی با آن همانی کردن دفاع مقدس بنظر قیای رخوبی نیست چون نه شرایط و نه امکانات انروز با امروز اصلا قابل مقایسه نیست .اقای لاریجانی هم باید مواظب اصلاح طلبانی که سابقه زیر پاکشی حتی فردی مثل کروبی را در کارنامه خود دارند باشد و از بکار گیری این تفکرات در اطراف خود خودداری کند
شیخ غلامحسین کرباسچی و شیخ حسن روحانی و مجموعه باند غربگرایان بخوبی میدانند که دیگر حنایشان رنگ ندارد افاضات و خورده فرمایشات عجولانه آنان بعد از شکست مفتضحانه آمریکا و انگلیس در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که واقعا یکی از خروجی ها و نتایج برجام شوم بود خیلی مشکوک و قابل تأمل بنظر میرسد که مجموعه های اطلاعاتی و امنیتی باید به آن حساس و توجه داشته باشند .
تخریب اقتصاد و فرهنگ و اخلاق اسلامی و پیام ضعف و تسلیم به دشمنان و بستر سازی و تبلیغ برای بازگشت جامعه به فرهنگ منحط و سبک زندگی امریکایی ، سنگ اندازی و مانع شدن از تحقق اهداف انقلاب یعنی : عدالت و معنویت ، انحراف و عدول از خط امام ره و ارزشهای انقلاب ،شر کت مستقیم و غیر مستقیم در فتنه ها و شبه کودتاهای نرم مخملی و...بخشی از کارنامه و عملکرد جریان نفوذ غربگرا در ایران است .
هاشمي رفسنجاني در ابتدای انقلاب یعنی دهه ۶۰ بشدت اصرار داشت که سپاه با ارتش ادغام شود حتی تصویب کردند سپاه بشه وزارتخانه که همین کارو هم کردن ما تو دهه ۶۰ وزارت سپاه داشتیم برایاینکه میخواستن سپاه زیر نظر دولت یعنی میرحسین موسوی عمل کنه، ، اما اصرار رفسنجانی نتیجه نداد چون رهبری مخالف بودن ،، حسن روحانی هر جا میرفت برای سخنرانی همش میگفت من نمیتونم بودجه تو تا نیروی نظامی رو تامین کنم ،، یا اینکه دائما میگفت دولت با تفنگ در مقابل دولت بی تفنگ قرار داره ،،عمق کینه روحانی از سپاه از همین جا مشخص بود
تئوری دنیای گفتگو در مقابل دنیای موشک ها هم از تراوشات ذهنی مرحوم هاشمي بود ،، اینا با این حرفا به سپاه نبایدم بودجه بدن
طبق مجموعه اسناد و مدارک موجود از اواخر دهه ۶۰ آقای حسن روحانی مصرا از طرف مرحوم آقای رفسنجانی مسئول و پیگیر طرح و حذف سپاه پاسداران بود .حذف موشکی و سلاح های سنگین و عدم پیگیری هسته ای و برچیدن و انحلال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کوچک کردن به اصطلاح تعدیل کردن ارتش و نظام دفاعی کشور از مهمترین پروژه های آشکار و پنهان مورد پیگیری شیخین آقایان رفسنجانی - روحانی بود .که با زیرکی و مخالفت رهبر با هوش و عاقل انقلاب خنثی شد .