حزب ندای ایرانیان صراحتا مخالفت خود را اعلام کرد، محمدرضا جلاییپور آن را متنی «از گذشته عقبمانده» دانست و علی مطهری هشدار داد که تعلیق غنیسازی، نه پایان تحریمها، بلکه مطالبههای تازهتر غرب در حوزه موشکی و منطقهای را به دنبال خواهد داشت.
به گزارش جهان نیوز به نقل از صبح نو، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات ایران با شعار «آشتی ملی» و طرح موضوعاتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، عفو عمومی، خروج نیروهای نظامی از حوزه سیاست و اقتصاد و نیز تعلیق داوطلبانه غنیسازی در برابر رفع تحریمها، موجی از واکنشهای متضاد را حتی در میان روزنهگشایان و اصلاحطلبان میانه برانگیخت. این متن که به ظاهر نقشه راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و گشایش در روابط خارجی ترسیم میکند، بیش از آنکه اجماعی در پی داشته باشد، شکافهای درونی اصلاحطلبان را آشکار ساخت.
اصلاحطلبان در سالهای گذشته با طرح چنین شعارهایی بارها و بارها سرمایه اجتماعی خود را تطمیع کردند و اینبار و پس از ریزش گسترده بدنه آنها در دولت تدبیر و امید، این ویترین سیاسی، خوشایند آنها نخواهد بود.
بیانیه اخیر جبهه اصلاحات ایران با شعار «آشتی ملی» و طرح موضوعاتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، عفو عمومی، خروج نیروهای نظامی از حوزه سیاست و اقتصاد و نیز تعلیق داوطلبانه غنیسازی در برابر رفع تحریمها، موجی از واکنشهای متضاد را حتی در میان روزنهگشایان و اصلاحطلبان میانه برانگیخت. این متن که به ظاهر نقشه راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و گشایش در روابط خارجی ترسیم میکند، بیش از آنکه اجماعی در پی داشته باشد، شکافهای درونی اصلاحطلبان را آشکار ساخت.
اصلاحطلبان در سالهای گذشته با طرح چنین شعارهایی بارها و بارها سرمایه اجتماعی خود را تطمیع کردند و اینبار و پس از ریزش گسترده بدنه آنها در دولت تدبیر و امید، این ویترین سیاسی، خوشایند آنها نخواهد بود.
اصلاحات در دهههای گذشته هر بار با طرح بسیاری از این مفاهیم برای کسب قدرت تلاش کرده و به دفعات پیروز هم بوده است، اما تکرار این مفاهیم و افزودن موضوعات جدید به آن در یک سالگی دولت اصلاحطلب نشانهای از فشار رادیکالها به میانهروها برای اخذ امتیازات بیشتر است. جبهه اصلاحات ایران در سالهای اخیر بیش از گذشته به سمت رادیکالیسم حرکت کرده و این موضوع حتی سید محمد خاتمی را هم به دردسر انداخته و کنش سیاسی وی را تحت تأثیر قرار داده است؛ موضوعی که در بیانیه اخیر نیز با نام بردن و کشاندن پای وی به میانه میدان بار دیگر تکرار شده است. تجربههای تاریخی گذشته نشان داده است که وقتی اصلاحطلبان رادیکال مطالبات جدیدی را مطرح میکنند، یعنی سهم بیشتری از کیک قدرت را حق خود میدانند و این موضوع حتی برای بدنه اجتماعی آنها نیز اثبات شده مینماید؛ همین موضوع باعث انتقاد و قهر بخشی از این بدنه با مرکز شده است. بنابراین نخستین نکته اساسی آن است که حتی درون جبهه اصلاحات نیز اتفاق نظری درباره این بیانیه وجود ندارد.
حزب ندای ایرانیان صراحتا مخالفت خود را اعلام کرد، محمدرضا جلاییپور آن را متنی «از گذشته عقبمانده» دانست و علی مطهری هشدار داد که تعلیق غنیسازی، نه پایان تحریمها، بلکه مطالبههای تازهتر غرب در حوزه موشکی و منطقهای را به دنبال خواهد داشت.
این واکنشها نشان میدهد بیانیه نهتنها اجماعساز نبود، بلکه به تشتت داخلی دامن زد. از سوی دیگر، منتقدان اصولگرا و رسانههای نزدیک به جریان انقلاب، متن را سندی «تسلیمگرایانه» خوانده و آن را همسو با مطالبات آمریکا و اسرائیل دانستند.
مقایسه با تجربههای تاریخی همچون «نامه جام زهر» یا برجام نیز در نقدها پررنگ شد؛ تجربههایی که به باور آنان ثابت کرده عقبنشینی در مسائل راهبردی، دستاوردی جز فشارهای بیشتر به همراه ندارد. اما اهمیت ماجرا صرفا در نقدهای بیرونی نیست. مسأله اصلی، فاصله گرفتن بخشی از بدنه اجتماعی اصلاحات از چنین رویکردهایی است. افکار عمومی - بهویژه نسل جوان - هرچند به تعبیر اصلاحات از انسداد سیاسی و مشکلات اقتصادی ناراضیاند، اما در موضوعاتی چون امنیت ملی و استقلال حساسیت ویژه دارند.
تأکید بر «تعلیق غنیسازی» و «نظارت گسترده» در این فضا نه بهعنوان تدبیر، بلکه به منزله کوتاه آمدن از منافع ملی درک میشود؛ برداشتی که میتواند سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان را بیش از گذشته تضعیف کند. در عرصه بینالمللی نیز انتشار این متن ممکن است پیام خطایی به طرفهای خارجی مخابره کند؛ گویی در ایران جریانی مؤثر آماده عقبنشینی در برابر فشارهاست. چنین برداشتی میتواند زمینهساز فشارهای جدید و خواستههای فراتر شود، بدون آنکه تضمینی برای رفع واقعی تحریمها در کار باشد.
در شرایطی که ترامپ پس از نشست آلاسکا جنگ خود و اسرائیل علیه ایران را تمام نشده میداند و نتانیاهو پس از شکست برنامههای خود در آغاز جنگ ۱۲ روزه امیدوار به شورش از درون و فشار نظامی از بیرون است، آیا چنین پیامهایی مشکلات مردم ایران را بیشتر نخواهد کرد؟ آیا تنظیمکنندگان این پیام به این موضوع اندیشیدهاند که در وضعیتی که هیچ توافق یا آتشبسی برای پایان جنگ امضا نشده است و در واقع کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، چنین سیگنالهایی خطای محاسباتی طرف مقابل را عمیقتر خواهد کرد؟
در نهایت، بیانیه اخیر بیش از آنکه به بازسازی جایگاه اصلاحطلبان کمک کند، ضعف انسجام و بحران راهبردی آنان را برجسته ساخت. اگر هدف بازگشت به مردم و ایجاد آشتی ملی است، این امر تنها از مسیر اصلاحات واقعگرایانه و مبتنی بر مصالح امنیتی و ملی امکانپذیر خواهد بود، نه با نسخههای تکراری و بیتوجه به تجربههای تلخ گذشته. اصلاحطلبان اگر به دنبال احیای اعتماد عمومی هستند،
باید فاصله خود را با رویکردهای رادیکال و تسلیمگرایانه روشن کنند و به جای ارائه آرزوها، راهکارهای عملی و واقعبینانه عرضه کنند.