مدیران خودرو
دوشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۴۷
تعداد نظر۲
داغ کنيد+ ۰
دکتر می‌گفت: سید خیلی دلم می‌خواد از این‌هایی که الان تو زندون‌ها هستن، از همین چاقوکش‌های گردن‌کلفت و نترس، یه گردان درست کنم.
چمران می‌خواست از چاقوکش‌های گردن کلفت گردان درست کند
به گزارش جهان نیوز، «کوچه‌نقاش‌ها» که دربرگیرنده خاطرات سیدابوالفضل کاظمی، فرمانده گردان میثم از دفاع مقدس است، سال ۱۳۸۹ به‌قلم راحله صبوری توسط انتشارات سوره مهر چاپ شد.

ویژگی بارز شخصیت سیدابوالفضل کاظمی، روحیه جوانمردی و مشتی‌گری یا حتی عمل به روش و شیوه لات‌های قدیم تهران است. کوچه‌نقاش‌ها یکی از محلات قدیمی شهر تهران است که ساکنانش اهل هیئت، مشتی‌گری، نگه‌داشتن کبوتر در خانه یا به‌قول عامیانه کفتربازی و … بوده‌اند. اهالی همین‌محل و محلات مشابه تهران، در سال‌های دفاع مقدس در جنگ تحمیلی حضور داشته و به‌قول معروف، همان‌بچه‌تهرونی‌هایی بودند که غُدبازی درآورده و گاهی حرف فرماندهان را نمی‌خواندند.

لبنانی‌ها و موتورسوارانی که با چمران جنگیدند و شهید شدند
شهید چمران در سروسامان‌دادن نیروهای جنگ‌های نامنظم، به یک‌تدبیر رسید؛ این‌که از موتورسواران حرفه‌ای برای شکار تانک‌های دشمن استفاده کند. به‌این‌ترتیب اعلام کرد به چندموتور پرشی و چند راکب نیاز است. به همین‌دلیل سید ابوالفضل کاظمی سراغ جلیل نقاد رفت تا با هم به دیدار چندتن از دوستان جلیل نقاد از اهالی خیابان مولوی تهران بروند. صبح فردای دیدار و گفتگوهایی که انجام شدند، ۵۰ موتورسوار خود را به نخست‌وزیری رساندند که همگی دارای موتورهای پرشی بودند. راه‌آهن هم پذیرفت موتورها را با قطار مسافربری به اهواز برساند.

بین نیروهای داوطلبی که همراه شهید چمران می‌جنگیدند، ۲۰ تا ۳۰ تن لبنانی هم حضور داشتند که همرزم چمران در لبنان بودند و با او به ایران آمده بودند. این نیروها هم با متجاوزان عراقی می‌جنگیدند هم به نیروهای مردمی آموزش تاکتیک و شکار تانک با آرپی‌جی می‌دادند. یکی از این افراد، علی‌عباس بود که شکار تانک حین موتورسواری را به موتورسوارها آموزش داد. با رسیدن سومین‌روز جنگ، سه‌تن از این نیروهای لبنانی حین شکار و انهدام چندتانک دشمن، به شهادت رسیدند. سیدابوالفضل کاظمی در این روزها، شلوار کردی خاکی به تن و گیوه به پا داشت و به‌گفته خودش، محال بود کلاهخود آهنی به سر بگذارد. او می‌گوید در آن مقطع مدافعان ایرانی فهمیده بودند تیغ‌شان بیشتر در شب می‌بُرد. به‌همین‌دلیل هردوسه‌شب یک‌بار به شناسایی رفته یا کمین می‌گذاشتند و از دشمن تلفات می‌گرفتند.

شهیدچمران، اشغال سوسنگرد را خطر و تهدیدی برای اهواز می‌دانست. به‌همین‌دلیل گروهی از نیروهای جنگ‌های نامنظم را برای پدافند به سوسنگرد برد که سیدابوالفضل کاظمی هم بین آن‌ها بود. کاظمی در آن مقطع به‌قول خود اوستای آرپی‌جی شد و آن‌قدر آرپی‌جی شلیک کرد که از گوش‌هایش خون جاری می‌شد. شهیدچمران نیز در این درگیری‌ها به‌شدت فعال بود و لحظه‌ای آرپی‌جی شلیک و لحظه‌ای دیگر با کلاشنیکف به‌سمت دشمن آتش می‌کرد. در گیر و دار یک‌عقب‌نشینی، یک‌ترکش به بازوی راست کاظمی خورد و مجروح شد.

در جریان شکار تانک‌های مهاجم که قصد اشغال سوسنگرد را داشتند، یکی از موتورسوارها مورد اصابت گلوله مستقیم توپ تانک قرار گرفت و پیش چشمان کاظمی تکه‌تکه شد. حدود یک‌چهارم تانک‌های مهاجم توسط موتورسواران در حال حرکت شکار شدند و نتیجه شکار تانک‌ها این بود که مدافعان سوسنگرد برای اولین‌بار صاحب سلاح دوشکا شدند. وقتی کاظمیِ مجروح، به سوسنگرد منتقل شد، نیروهای کمکی سپاه رسیده و با همکاری ارتش، جلوی سقوط سوسنگرد را گرفته بودند. عکس‌العمل مدافعان و حاضران در صحنه حفظ سوسنگرد، به‌روایت کاظمی، صلوات‌فرستادن و کف‌زدن بوده است.

دومین‌روز ماموریت پدافند در سوسنگرد، با جراحت شهید چمران همراه بود که یک‌تیر به پایش اصابت کرد. کاظمی درباره این مجروحیت شهید چمران می‌گوید «عقب که نرفت هیچ، زخم را با باند بست و استوارتر از قبل افتاد رد کارها.» یکی از صحبت‌هایی که شهیدچمران در آن روزها با راوی کتاب «کوچه‌نقاش‌ها» داشته، ابراز تمایلش برای تشکیل یک‌گردان از لات‌ها و چاقوکش‌ها بوده است. کاظمی می‌گوید: «دکتر می‌گفت: سید خیلی دلم می‌خواد از این‌هایی که الان تو زندون‌ها هستن، از همین چاقوکش‌های گردن‌کلفت و نترس، یه گردان درست کنم.»
منبع : مهر
https://jahannews.com/vdcaownoa49nw01.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

بعضی ها از چاقو کش ها گردان بسیجی ساختند بعضی ها از مبارزان مدعی انقلابی معارض و ....لندن نشین پرورش دادند
مهدی
البته بودند کسانی که از این لات ها برگشتند اما یه عده هم کار خرابی کردند و از جبهه اخراج شدند... همه واقعیات را با هم ببینیم...