عزیز غضنفری در کانال تلگرامی خود نوشت: شاید نقطه اوج فیلم «غریب» آنجا بود که شهید محمد بروجردی نه به عوامل خونریز تجزیهطلب، بلکه به یکی از همرزمانش متعرض شد و با او به شدت تمام برخورد کرد.
به گزارش جهان نیوز به نقل از روزنامه جوان، در آن سکانس همرزم شهید بروجردی یکی از عوامل تجزیهطلب که دستش به خون مردم کرد آلوده شده را میخواهد اعدام کند، اما حین اجرای حکم که جمعی نیز این صحنه را تماشا میکنند به او لگد شدیدی میزند.
شهید بروجردی از آن فرد که تا چند لحظه دیگر قرار است اعدام شود خواست در جلوی جمع مقابلهبهمثل کند. او در همین جا به همرزمش گفت «بجنگید، اما تخم کینه را نکارید» و سپس دستور داد تا همرزمش را به بازداشتگاه ببرند.
رفتارهای شهید بروجردی اینگونه بود که او را مسیح کردستان و محبوب دل و جان مردم آن سامان و بلکه همه مردم ایران ساخت. این موضوع در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز اهمیت مضاعف دارد، هر چند در نگاه اول یک تعارض به نظر میآید، اما شدنی است و فهم آن برای کسانی که به یکپارچگی جامعه میاندیشند، ضرورت بیشتری دارد و آن این است که کنشگری و دفاع از یک فکر و باور نباید به قیمت پراکندن نفرت و دشمنی باشد.
کسی را در حد و اندازه شهید سلیمانی سراغ نداریم که در دفاع نظامی و سیاسی از انقلاب و نظام و رهبری اهل رشادت و صراحت باشد، اما عجیب که این همه دلها را شیفته خود ساخته است. علت اصلی را نیز باید در این نکته فهم کرد که او در عین حال که وسط میدان دفاع همهجانبه بود، اما هیچگاه مروج کینهورزی و پراکندن نفرت نبود.
این عارضه، اما افراد زیادی را که در صحنه کار سیاسی و اجتماعی کشور هستند، درگیر خود ساخته است. اختصاصی به چپ و راست و اصولگرا و اصلاحطلب هم ندارد. مثلاً وقتی یادداشتهای مهدی نصیری مخصوصاً یکی از یادداشتهای اخیر او را که عنوانش است «خدا آوارهتان کند که ملتی را آواره کردهاید»، میخوانیم، به شدت مملو از انتشار کینه و نفرت است. باید به امثال نصیری گفت که روش نقد و مخالفت را عقلانی و دلسوزانه در پیش بگیرید، اما چرا به جای آنکه در سطح جامعه آگاهی تولید کنید، تعصب، نفرت، کینه و عداوت را بین لایههای گوناگون مردم پراکنده میسازید!
همین آقای نصیری که امروز به سمت دیگری چپ کرده و نفرت را در جامعه منتشر میسازد، روزگاری در گذشته در جناح راست به این روش و مبنا فعالیتهای سیاسی خود را طراحی کرده بود. از یکی از مدیران روزنامه کیهان در دهه۷۰ شنیدم که مهدی نصیری برخلاف نظر مشورتی جمع، در یک ماجرایی با بیاخلاقی و بیانصافی آبروی یک چهره سیاسی را با انتشار یک متن و خبر که اصل قضیه واقعیت هم نداشت به باد میدهد. رفتارهای امروز نصیری نتیجه و عاقبت آن افراطهاست.
آن روز به شکلی در جامعه نفرتپراکنی میکرد و امروز به گونهای دیگر تخم کینه و عداوت را در سطح جامعه منتشر میسازد. باید مرام و منش شهید بروجردی و مکتب شهید سلیمانی را شناخت و در کار فکری و اجتماعی الگو قرار داد تا به زیباترین شکل ممکن دفاع عقلانی از فکر و عقیده با محبوبیت و آرامش اجتماعی در کنار هم آراسته شود. نتیجه قهری این حالت ساخت جامعهای منسجم و آرامبخش بر اساس آگاهی و عقلانیت است.