شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ - 21 May 2022
 
۰
۸
عملکرد آيت الله هاشمی از زبان آیت الله یزدی

در جريان فتنه، سران فتنه به پشتيباني آقاي هاشمي خيلي كارها كردند

شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۱
کد مطلب: 138079

مرتضی بیات

سابقه تشكيل جامعه مدرسين حوزه علميه قم به‎عنوان يكي از تشكل‌هاي روحاني مهم جامعه، به قبل از پيروزي انقلاب‌اسلامي باز مي‌گردد. 
 
اعضاي جامعه مدرسين همواره بر اين موضوع تأكيد دارند كه تشكل جامعه به‎هيچ‎وجه حزبي سياسي نيست كه بخواهد با طرفداري جهت‎دار از احزاب و گروه‎ها امتيازاتي كسب كند. با اين وجود، شاهديم كه هر از گاهي در مواقع حساس سياسي، موضع‎گيري‎هايي كه توسط اعضاي اين تشكل اتخاذ شده، نقش زيادي در جهت‎دهي افكار گروه‎ها و احزاب در فضاي سياسي جامعه داشته است.
 
«پنجره» با درك موقعيت حساس اين تشكل روحاني در ميان گروه‎هاي سياسي كشور، گفتگویی با آيت‌ا... يزدي انجام داد. وی براي اولين بار با طرح مباحثي از اتفاقات پشت پرده مجلس خبرگان رهبري و برخي شخصيت‌هاي سياسي نظرات خود را بدون سانسور بيان كرد. 

متن کامل این گفتگو، بدون سانسور در ادامه می آید:

برای ورود به بحث، لطفا در رابطه با سابقه جامعه مدرسين حوزه علميه توضيحاتي بفرمایيد.
مسئله سابقه تأسيس جامعه مدرسين و اقدامات آن به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بازمي‌گردد؛ اساسا اين جامعه در زمان حيات آيت‌ا... بروجردي، يعني قبل از سال 1342 شكل گرفت و هدف اصلي از تأسيس آن، اصلاحاتي در سيستم آموزشي حوزه علميه از قبيل درس، بحث و وضعيت امتحانات بود. در سال 1342 جريان مبارزات انقلابي توسط امام (رحمت‎ا... علیه) آغاز شد و در اين برهه جامعه مدرسين به‎صورت رسمي وارد بحث حمايت از امام (رحمت‎ا... علیه) شد.
 
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، جامعه مدرسين چه اقدامات مهمي در جهت پيروزي انقلاب انجام داده است؟
به نظر بنده، بيشترين و مهم‎ترين خدمت را قبل از پيروزي انقلاب جامعه مدرسين به انقلاب اسلامي كرده است؛ زيرا در حقيقت، اعضاي جامعه، بلندگوي امام(رحمت‎ا... علیه) در نشر و پخش اعلاميه‌هاي ايشان بوده‌اند و هر يك از اعضا در یک استان و یا شهر، زمانی‎که به‎دلیل تسلط ساواك كسي نمي‌توانست نفس بكشد، فعاليت مي‌كردند و در منازل آن‎ها با وجود همه مشكلات، جلسات تشكيل مي‌شد كه در اين جهت بارها شاهد بودیم اعضاي جامعه دستگير، شكنجه و تبعيد شدند. 

ساواك چگونه توانست اعضاي جامعه مدرسين را شناسايي كند؟
آن‎ها در منزل آيت‌ا... آذري قمي اساسنامه جامعه مدرسين را پيدا كردند و در حقيقت اين موضوع سبب شد همه افرادي را كه نام‎شان در اساسنامه آمده بود، تبعيد كنند كه بنده نيز از جمله تبعيدي‌ها بودم. بعد ازتبعيد شرايطي پيش آمد كه كليه بيانيه‎هايي كه توسط حضرت امام به‎خصوص در دوران تبعيد منتشر مي‌شد، پس از ورود به منزل ما، پخش مي‌شد. براي اين كار نيز دو راه داشتيم؛ اول اين‌كه از طريق تلفن توسط يكي از دوستان كه رابط كل شهرها بود به دوستان اطلاع‎رساني و تكثير مي‌شد و راه دوم اين بود كه بيانيه‌ها را به‎صورت شبانه به شهرهاي مختلف منتقل مي‌كردند و در واقع منشأ پخش و نشر بيانيه‌هاي امام در سراسر كشور، جامعه مدرسين بود. 

رابطه اعضاي جامعه مدرسين با امام خميني(رحمت‎ا... علیه) از چه زماني شكل گرفت؟
جامعه مدرسين حوزه، اولين گروهي است كه اعضای آن به امام (رحمت‎ا... علیه) پيوستند و واقعا هم تا آخرين لحظات عمر ايشان، در كنارشان بودند. بايد گفت كه جامعه مدرسین پس از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون همراه جريان انقلاب بوده است. 

قضيه اعلام مرجعيت حضرت امام در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به چه صورت انجام گرفت؟
يكي ديگر از كارهاي بسيار مهم جامعه مدرسين در قبل از پيروزي انقلاب، اعلام مرجعيت حضرت امام بود. وقتي عوامل رژيم، امام (رحمت‎ا... علیه) را دستگير كردند، ايشان عنوان مرجعيت نداشتند و بر‎اساس قانون اساسي مشروطه، مراجع داراي مصونيت بودند. براي همين جامعه مدرسين بلافاصله با توجه به صلاحيت حضرت امام، در اطلاعيه‌اي اعلام كردند كه امام خميني (رحمت‎ا... علیه) جزو مراجع تقليد هستند و با اين‎كار دست ساواك را براي هر‎گونه تعرض به جان امام بستند. 

اعضاي جامعه مدرسين بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و در زمان حيات حضرت امام(ره)، نسبت به ایشان و اقدامات‎شان چه مواضعي را اتخاذ مي‌كردند؟
هميشه اولين تشكلي كه همراه امام حركت مي‌كرد، جامعه مدرسين بود و روشن‎ترين مواضع را اين تشكل داشت. در هيچ كجاي تاريخ شايد مدركي پيدا نشود كه امام(رحمت‎ا... علیه) مطلبي را بيان كرده و بلافاصله جامعه مدرسين در ترويج و پيروي از این اقدام حركت نكرده باشد. 

جامعه مدرسين پس از پيروزي انقلاب اسلامي چه نقشي در تدوين قانون اساسي داشته است؟
يكي از كارهاي مهم امام (ره) اين بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي رفتار قانوني را پیش گرفتند و اولين كاري كه ايشان انجام دادند تشكيل خبرگان قانون اساسي بود كه اين امر توسط جامعه مدرسين صورت گرفت؛ حتي نسخه اول پيش‎نويس قانون اساسي را كه دكتر حبيبي در خارج از كشور تهيه كرده بودند، امام (ره) فرستادند براي جامعه مدرسين كه يك دور اين نسخه را بررسي كنند و نظر بدهند. در آن دوران، مرحوم آيت‌ا... مشكيني دبير بودند و با تشكيل جلسه، پيش‎نويس قانون اساسي را بررسي كرده و نظر دادند و البته اصلاحاتي داشتند كه بعد از تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي انجام گرفت و در اين رابطه حتي انتخاب افراد بر عهده جامعه مدرسين بود و امام آن‎ها را امضا و تأييد مي‌كردند. 

بعد از رحلت حضرت امام (ره) و انتخاب جانشين رهبري، جامعه مدرسين چه نقشي ايفا كرده است؟
بر‎اساس قانون اساسي، تعيين جانشين رهبري جزو وظايف مجلس خبرگان است كه اكثر افراد اين مجلس از اعضاي جامعه مدرسين هستند و حتي قائم مقامي آيت‌ا... منتظري امري بود كه در حقيقت توسط بعضي‎ها، به هر دليلي انجام گرفت كه در نهايت، امام (رحمت‎ا... علیه) گفتند كه بي‎خود اين آقا را قائم مقام قرار دادند. 

در مورد انتخاب آيت‌ا... خامنه‌اي به‎عنوان رهبري، ظاهرا برخي از اعضاي جامعه مانند آقاي آذري قمي مخالفت‎هايي داشتند؟
خير، مخالفت داشتن، يك مسئله و فكر تشكيل شوراي رهبري مسئله‌اي ديگر است كه بيشتر از طرف آقاي هاشمي سرچشمه گرفته بود و در اين رابطه، همان زمان، اكثر اعضاي جامعه مدرسين مخالفت كردند. در حال حاضر هم که دوباره آقاي هاشمي اين مباحث را مطرح مي‌كند، باز هم ما مخالفيم و بعدا هم مخالف خواهيم بود. به اين علت كه مسئله تشكيل شوراي رهبري مبناي فقهي و علمي ندارد، بلكه مبناي روشنفكري دارد، چون يك مجتهد هيچ‎وقت نمي‌تواند مقلد باشد و با نظر شورايي بحث كند.
 
به‎نظر شما علت طرح چنين مبحثي از سوي آقاي هاشمي، ناشي از
آقاي مشايي اين‎قدر پيش ما مردود است كه حاضر نيستيم با وي ملاقات كنيم و در اين جهت، خودش براي ملاقات درخواستي نداشته. معلوم است كه خود وي نيز مي‌فهمد؛ بالاخره يك آدمي است كه خود را رييس و همه كاره دفتر احمدي‌نژاد مي‌داند. البته مشايي آدمي است كه از پول و موقعيت استفاده مي‌كند و بر اين تصور است كه با اين كارها مي‌تواند رييس‌جمهوري آينده شود؛
چه مسئله‌اي‎ست؟
آقاي هاشمي كمي كلي‎گراست و همين مسائل سبب مي‌شود، بحث‌هایی را براي خود پيش بياورد. 

نحوه عملكرد آقاي هاشمي در بعد از انتخابات رياست‎جمهوري دهم چگونه بوده است؟
در جريان فتنه، سران فتنه به پشتيباني آقاي هاشمي خيلي كارها كردند و آقاي هاشمي اساسا يك نوع تفكر داشته و دارد كه هيچ ربطي به جامعه مدرسين ندارد. ايشان هيچ وقت عضو جامعه مدرسين نبوده و هميشه عضو جامعه روحانيت مبارز بوده و در آن‌جا نيز هميشه اين بحث‌ها با ايشان وجود داشته است. 

علت عدم شركت شما در اجلاسيه خبرگان سال قبل چه بود؟ آيا به‎خاطر كسالت بوده است؟
بله، اما عدم حضور بنده به علت اختلاف با آقاي هاشمي بود. در حقيقت شبي كه صبح‎اش اجلاس مجلس خبرگان رهبري آغاز به كار مي‌كرد، طبق رسمي كه از زمان آيت‌ا... مشكيني رييس پيشين مجلس خبرگان بود، صحبتي با رييس مجلس براي تعيين محورهاي سخنراني افتتاحيه مي‌شد. همه اعضا آن شب بودند و بنده به ايشان گفتم كه جناب آقاي هاشمي رسم بوده كه شب قبل از شروع اجلاس، دوستان هيئت رييسه، محورهاي سخنراني را از رييس پرسيده و نظر مي‌داده‌اند. آقاي هاشمي يك‎سري مسائلي را مطرح كرد كه از ديد ما دست سوم و چهارم بود، بنده گفتم آقاي هاشمي هيچ تعارفي نداريم اين سخنان بيانش در مدرسه درست است، ولي شما بايد فاصله‎تان را با رهبري كم كنيد، فاصله شما با رهبري زياد است، در اين شرايط اگر شما فاصله‎تان را با رهبري كم كنيد، به‎خصوص در جلسه و قبل از نطق‎تان، حتما مي‌توانيد جلسه را خوب اداره كنيد و بنده با توجه به ارتباطي كه با اعضا دارم و گفت‌وگوهاي تلفني و حضوري، پيش‎بيني مي‌كنم جلسه فردا خالي از تشنج نخواهد بود؛ به اين دليل كه شما با رهبري فاصله گرفته‎ايد و در حقيقت يك نوع برداشت‎هايي از اين فاصله و سكوت‎تان شده. شما در نطق افتتاحيه، فاصله‎تان را با رهبري كم كنيد. بالاخره آن شب در كميسيون سه نفره‌اي كه بنده عضو آن بودم و اين مباحث با آقاي هاشمي طرح شد، به علت اين‌كه بنده ناراحت شدم، آخرش ايشان گفت كه ادبيات فلاني را قبول ندارم و به يك شكلي مطلب را خواهم گفت كه اين مسئله‌اي كه شماها مي‌گوييد حل شود. بنده همان شب از سر سفره نتوانستم بلند شوم و در حقيقت دچار بيماري شدم كه هنوز هم آثار آن باقی مانده. ولي خوشبختانه مقام معظم رهبري تدبيرهاي بسيار خوبی داشتند و تبيين كردند كه حساب ايشان از سران فتنه جداست و در نهايت اين اواخر دوستان گفتند كه شما حساب‎تان را از فرزندان‎تان جدا كنيد، زيرا شما يك موقعيت و فرزندان‎تان موقعيت ديگري دارند.
 
به‎نظر می‎رسد، شما هم رابطه‎تان با آقاي هاشمي بهتر شده است؟
ما رابطه‎مان با آقاي هاشمي هميشه خوب بوده، البته اختلاف هم داشتيم؛ در حال حاضر، هم رابطه‎مان خوب است و اختلاف هم داريم. در مجلس هم که ايشان رييس بود و بنده نايب‎رييس، هميشه با هم اختلاف داشتيم. به ايشان مي‌گفتم اين روشنفكربازي‎ها اسمش اجتهاد نيست و آقاي هاشمي مي‌گفت مجتهدين گفته‌اند، اجتهاد مبناي خاصي دارد. در مجمع تشخيص مصلحت نظام هم به‎عنوان عضو شوراي نگهبان شركت مي‌كردم. بارها با آقاي هاشمي اين بحث‌ها را داشتم كه آقاي هاشمي شما اين‌جا حق نداريد كه بگوييد اين خلاف شرع است يا خير؛ اين‌جا مجمع تشخيص مصلحت نظام است و تشخيص خلاف شرع بودن یا نبودن مربوط به شوراي نگهبان است و آقاي هاشمي مي‌گفت نه حالا اين‌جا بحث مي‌كنيم، شايد در رأي‎گيري تأثيري داشته باشد كه بنده مي‌گفتم اين خلاف است و اشكال شرعي دارد و شما حق نداريد اين مسائل را مطرح كنيد. با اين اوصاف ما با هم دوست هستيم. البته نويسنده‌اي گفته كه قضيه ما با لبخند حل مي‌شود که اين مطلب صحيح نيست، زيرا قضيه ما با ايشان حل شدني نيست، آقاي هاشمي يك نوع تفكري دارد و ما هم يك تفكر ديگر، اما در عين‎حال ايشان يك روحاني سابقه‎دار، مبارز و خدوم در كشور است كه ما روشش را نمي‌پسنديم و با خودش هم صحبت كرده‎ايم، ولي تخريبش را هم جايز نمي‌دانيم. 

در زماني‎كه رياست قوه قضاييه بر عهده داشتيد، آيا در جلسات جامعه مدرسين هم شركت مي‌كرديد؟
بله، در آن زمان به‎صورت كامل در جلسات حضور مي‌يافتم. 

در مقطعي كه آقاي خاتمي براي رياست‌جمهوري كانديدا شدند، شما از آقاي ناطق حمايت كرديد؛ اين حمايت براساس چه تحليلي بود؟
تحليل لازم نداشت؛ كار ايشان را در دوره مجلس ديده بوديم و با هم معاشرت داشتيم و رفتار ايشان را ديده بوديم. در اين جهت از وي حمايت كرديم.
 
در حال حاضر هم نسبت به آقاي ناطق نوري اين نظر را داريد؟
آقاي ناطق امروز، غير از آقاي ناطق پنج سال پيش است، مثل آقاي هاشمي كه غير از آقاي هاشمي 10 سال پيش است.

چه تفاوتي دارند؟
مگر مي‌شود شما همان فرد چند سال پيش باشيد، مسلما فكرتان خيلي فرق كرده است. 

در حال حاضر افكار و عملكرد ناطق نوري را تأييد مي‌كنيد؟
الان روش آقاي ناطق نوري را تأييد نمي‌كنم. 

علت اين موضوع چيست؟
زيرا بدون علت از دوستانش كناره‌گيري كرده، به‎خاطر يك‎سري مسائلي كه جزیي است. در نظام سياسي و زندگي نبايد به جزييات به اين اندازه توجه كرد و آن جمله معروف كه مي‌گويند فروعات را با اصول از هم جدا كنيد، بيشتر به همين مسئله تأكيد دارد و آن‎ها كه در متن جريان هستند، متوجه مي‌شوند كه معناي اصول و فروعات با هم چيست. 

يك بخش از دوران رياست شما بر قوه قضاييه همزمان بود با دوران رياست‎جمهوري آقاي خاتمي. از نظر شما به‎عنوان رييس يكي از قوا، دولت آقاي خاتمي در آن زمان داراي چه نقاط قوت و ضعفي بود؟
همين دعوايي كه در حال حاضر با ايشان داريم، آن زمان هم بود و اساسا به اين علت بود كه مقدس‎ترين چيزها در دوران آقاي خاتمي زير سئوال رفت. ما هم در حد خودمان با هر كس كه مي‌بايست برخورد كنيم از نظر قضايي برخورد داشتيم. 

برخورد قضايي در زمان دولت آقاي هاشمي هم صورت مي‌گرفت؟
چه در دولت آقاي هاشمي، چه در دولت آقاي خاتمي و چه در دولت آقاي احمدي‎نژاد، آن چيزي كه عقيدمان از نظر مباني اسلامي بوده، عمل مي‌كنيم. مثلا در دوران آقاي هاشمي، ايشان طرفدار آقاي كرباسچي بود و ما هم سخت مخالف اين قضيه بوديم و در مرحله بحث به نقطه حساسي رسيد و ايشان آن‎را در محضر رهبري طرح كرد و ما هم در محضر رهبري گفتيم که به نظر ما رهبري نبايد در اين مسئله وارد شود، زيرا در دنيا رييس‎جمهوري را محاكمه مي‌كنند، آب از آب تكان نمي‌خورد، اما آقاي هاشمي مي‌گويد اگر شهردار را محاكمه كنيد، كشور به هم مي‌ريزد؛ نخير، كشور به هم نمي‌ريزد، زيرا ما برخلاف نظر آقاي هاشمي شهردار را محاكمه كرديم و اتفاقي هم نيفتاد. 

در آن دوران رابطه با نمايندگان مجلس ششم به چه صورت بود؟
در خاطرم هست كه هیئت‎رییسه مجلس يك مهماني معروفي برای افراد مؤثر كشور، از جمله اعضاي شوراي نگهبان برگزار کردند. در آن مهماني كه رييسش آقاي بهزاد نبوي بود، اين موضوع را دنبال مي‌كردند كه به‎نحوي حاكميت را در خصوص كارهايي كه انجام مي‌دهند، اقناع كنند. در اين مراسم مرحوم زواره‌اي هم همراه بنده بود، آقاي بهزاد نبوي مي‌خواست مراسم را با تشريفات فراوان برگزار كند كه بنده همان‎جا به تشريفات اعتراض كردم و قبل از اين‌كه سفره بر چيده شود، از سر سفره عقب نشستم و گفتم تشريفات را كنار بگذاريد و بحث را شروع كنيد. بحث را شروع كردند و ما مخالفت صريح
ما رابطه‎مان با آقاي هاشمي هميشه خوب بوده، البته اختلاف هم داشتيم؛ در حال حاضر، هم رابطه‎مان خوب است و اختلاف هم داريم. در مجلس هم که ايشان رييس بود و بنده نايب‎رييس، هميشه با هم اختلاف داشتيم.
با پيشنهادهاي آن‎ها كرديم و از خاطرم نمي‌رود، وقتي مي‌خواستيم از آن جلسه خارج شويم، آقاي بهزاد نبوي به بنده گفت بالاخره شما بنده را اذيت كرديد و نگذاشتيد كار خود را انجام دهم و بنده نيز گفتم: ما اذيت نكرديم، كار شرعي و وظيفه خود را انجام داديم. از بيان اين خاطره مي‌خواهم اين موضوع را تأكيد كنم كه اين‎طور نيست كه اگر اعضاي جامعه مدرسين در جايي تشخيص دهند كه مسير نادرست است، چه در دولت و چه در خارج آن، نصيحت و موعظه مي‌كنند.
 
در دوران آقاي احمدي‎نژاد چه نصایحی به ایشان داشته‌اید؟
در حال حاضر جامعه مدرسين موثرترين عامل در جهت رياست‎جمهوري احمدي‎نژاد بوده و حمايت زيادي از ایشان كرده است، ولی در عين‎حال روي برخي از كارهاي او دست گذاشته و مي‌گويد كه خلاف است؛ مثلا اظهارات آقاي مشايي و پول‎هايي را كه آقاي مشايي دارد خرج مي‌كند، بارها اعضاي جامعه مدرسين ايراد گرفته‌اند. 

آيا تذکرات اعضاي جامعه مدرسين تأثيري هم داشته است؟
بله، تأثير داشته؛ زيرا خودش را كنترل كرده است، اگر تأثير هم نداشته، اشكالي ندارد؛ ما انجام وظيفه كرده‎ايم. در دوران آقاي خاتمي روي ايشان نصيحت‌هاي ما تأثير نداشت، ولي ما آن را بيان مي‌كرديم. 

بعضا اخباري منتشر مي‌شود كه آقاي مشايي نزد علما مي‌رود تا مواضع و افكار خود را طرح كند. آيا در اين رابطه، براي ديدار، درخواستي از طرف آقاي مشايي شده است؟
خود آقاي احمدي‎نژاد، به بنده و آقاي جنتي پيشنهاد كردند كه شما كه اين‎قدر از آقاي مشايي انتقاد مي‌كنيد، بگذاريد يك جلسه بيايد پيش شما، آقاي جنتي در همان جلسه بلافاصله در حضور آقاي احمدي‎نژاد گفتند كه يعني ما هم اين بدنامي را پيدا كنيم كه با آقاي مشايي ملاقات كرده‎ايم؟
 
درخواست ملاقات آقاي مشايي با شما بود يا اين‌كه قصد ديدار با تمامي اعضاي جامعه مدرسين را داشت؟
ما اصلا آقاي مشايي را قبول نداريم كه درخواست ملاقات بكند و در اين جهت آقاي احمدي‌نژاد درخواست كرده‌اند كه بگذاريد آقاي مشايي بيايد و حرف‎هايش را شما بشنويد و آقاي جنتي همان‎جا گفت: يعني به ما تهمت ملاقات با فلاني بخورد؟ آقاي مشايي اين‎قدر پيش ما مردود است كه حاضر نيستيم با وي ملاقات كنيم و در اين جهت، خودش براي ملاقات درخواستي نداشته. معلوم است كه خود وي نيز مي‌فهمد؛ بالاخره يك آدمي است كه خود را رييس و همه كاره دفتر احمدي‌نژاد مي‌داند. البته مشايي آدمي است كه از پول و موقعيت استفاده مي‌كند و بر اين تصور است كه با اين كارها مي‌تواند رييس‌جمهوري آينده شود؛ بنده همين‎جا به شما مي‌گويم، در آينده اگر آقاي مشایی به‎عنوان رييس‌جمهوري مطرح شود، اولين تشكلی كه رسما و صريحا مخالفت خواهد كرد، جامعه مدرسين است و اگر بنده در قيد حيات باشم، قطعا با اين موضوع مخالفت خواهم كرد و به هر قيمتي كه باشد موافقت نخواهيم كرد كه آقاي مشايي رييس‌جمهوري مملكت شود، ولي در حال حاضر ايشان در خيلي استان‌ها كارهايي را شروع كرده و با پول بي‌حساب مردم كه خيلي‌ها از آن اطلاع دارند و در جريان هستند، درصدد رييس‌جمهوري شدن است. 

بعضا در برخي خبرها مشاهده مي‌شود كه بعضي گروه‌هاي سياسي به دنبال مرجع‌سازي براي خودشان هستند. آيا جامعه مدرسين در اين زمينه نمي‌خواهد ورود پيدا كند؟
جامعه مدرسين خوشبختانه در زمينه مرجعيت، مباني شرعي را كاملا رعايت كرده، مي‌كند و خواهد كرد و در اين رابطه جاهايي كه بايد جلوگيري كند، به اين معنا كه عدم صلاحيت شرعي برايش محرز شود، عمل كرده و خواهد كرد و در جاهايي كه از لحاظ شرعي محدوديتي داشته نيز تأييد كرده است. 

در زمينه مرجعيت آقاي منتظري، چه اتفاقاتي در جامعه مدرسين رخ داد؟
بعد از فوت مرحوم آيت‌ا... گلپايگاني و آيت‌ا... اراكي شرايط اجتماعي ايجاب مي‌كرد كه تعدادي از علما را معرفي كنيم و در اين راستا، جامعه مدرسين تعدادي را به‎عنوان مرجع معرفي كرده كه اتفاقا بنده در خاطر دارم كه در آن زمان آقاي فاضل، دبير جامع مدرسين بودند و بارها به بنده مي‌گفتند كه يكي مثبت و يكي منفي، والا بنده نمي‌گذارم اين جلسه به نتيجه برسد، چندين جلسه هم طول كشيد و در اين جهت، مثبت مقام معظم رهبري و منفي آقاي منتظري بودند و مقام معظم رهبري، كمتر از اين‎هايي كه شما مي‌خواهيد آن‎ها را معرفي كنيد نيستند و آقاي منتظري هم حق مرجعيت ندارد و نمي‌تواند مرجع باشد.
 
اعلام نظرات جامعه مدرسين درخصوص مراجع از لحاظ شرعي بوده يا سياسي؟
نظرات جامعه مدرسين از لحاظ شرعي اعلام شده و اصلا بحث سياسي در اين خصوص مطرح نبوده است. بنده در سن 80 سالگي هستم و جهنم را براي چه با نظر سياسي بخواهم انتخاب كنم. اين مباحث را كه مطرح مي‌شود، وظيفه شرعي خود مي‌دانم و خوشبختانه كساني‎كه در روزهاي اول با بنده مخالفت مي‌كردند كه چرا مرجعيت مقام معظم رهبري را مطرح كرده‌ايد، خيلي طول نكشيد كه همان‌ها با بنده در اين جهت موافقت كرده و خودشان آمدند و به ما اعلام كردند؛ چون مرجعيت و موقعيت ايشان محرز و درست است.
 
شما چگونه به اين نتيجه رسيديد و مرجعيت رهبري را از ابتدا اعلام كرديد؟
بنده به‎خاطر اين‌كه از نزديك در دوران رياست قوه قضاييه و بازنگري قانون اساسي با ايشان رابطه داشتم، بر اين موضوع واقف بودم؛ زيرا در جريان بازنگري قانون اساسي، آقاي خامنه‌اي رييس بودند و آقاي هاشمي نايب‎رييس و بنده در آن زمان منشي بودم و شرايط كسالت حضرت امام سبب مي‌شد كه گاهي جلسه را فقط بنده اداره كنم، يعني هر دو بزرگوار مي‌رفتند جماران به ملاقات حضرت امام و در آن برهه آشنايي آقاي خامنه‌اي با مباني فقهي و علمي براي بنده محرز شد و در زماني كه مسئول قوه قضاييه شدم نيز وقتي فروعات را نزد ايشان مطرح مي‌كردند، مي‌ديدم كه ايشان خيلي قوي‌تر از خيلي آقايان وارد بحث مي‌شوند.
 
در مورد آينده جريان فتنه چه تحليلي داريد؟
در جريان فتنه خيلي روشن است كه سران فتنه تحت تأثير تبليغات خارجي و داخلي قرار گرفته و شايد بعضي از آن‎ها نيز تا اين حد، خودشان اطلاع نداشتند. براي همه كساني كه مختصري در جريان باشند، مثل روز روشن است كه آن‎ها در مقام براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران بودند و پشتيباني خارجي را نيز به همین دلیل داشتند و از بعضي نيروهاي داخلي نيز در این جهت بهره‌برداري شده بود كه خوشبختانه با تدبير بسيار جالب مقام معظم رهبري، اين نقشه‌ها نقش بر آب شد. امروز سران فتنه خودشان هستند و خودشان و آن مثل معروف در خصوص آن‎ها صدق مي‌كند كه وقتي در سلماني مشتري نداشتند، سر همديگر را مي‌تراشيدند و در حال حاضر آن‎ها چون مشتري ندارند، به ديدن همديگر مي‌روند و مي‌نشينند صحبت‌هايي مي‌كنند كه یعنی ما هستيم، در حقيقت سران فتنه فكر مي‌كردند با پشتيباني‌هايي كه از خارج و داخل داشتند، در فاصله كوتاهي نظام را از بين خواهند برد. ولي در اين رابطه حضور مردم و تدبير فوق‌العاده مقام معظم رهبري توانست اين نظام را حفظ كند و نقشه‌هاي آن‎ها را با شكست مواجه سازد.


نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
خدایا یاران دینت رایاری کن ودشمنانی که قابل هدایت نیستند شرشان رابه خودشان برگردان
Netherlands
اگر هاشمي ادعا مي كند كه در زمان اجلاس مجلس خبرگان بعد از رحلت امام خميني(ره) از رهبري حضرت آيت الله خامنه اي حمايت كرده است سخنان او از جمله چيزهايي كه دو سال پيش در مشهد در مورد ايشان گفته است يا مساله شوراي رهبري كه زمزمه هاي آن فقط از سوي وي منتشر مي شود چيست.آيا او براي دور بعد خبرگان بايد از مردم راي بياورد يا نه.
Iran, Islamic Republic of
كاشكي از اين ايشان در مورد عملكردشان در دوران رياست بر دستگاه قضاء سئوال مي كرديد.
دلمون تنگه هاشمی دهه شصته !
Iran, Islamic Republic of
با سلام
1- ...
2- بهتر است سیاست خودمان را دینی کنیم نه دینمان را سیاسی
3- کمی انصاف داشته باشید اگر همکاری رهبری و هاشمی تا الان نبود معلوم نبود سرنوشت کشور در نبود بزرگانی چون امام / مطهری / بهشتی و ...به کجا می انجامید .
4- ایا اگر فردی شما و خانواده ات را جلوی 70 میلیون ضایع می کرد و متهم می کرد چکار می کردید . اقای هاشمی که حتی جواب رییس جمهور را به خاطر مصلحت کشور نداد . فقط به رهبری نامه نوشت که اگر منصفانه نامه را بخوانیم نامه بدی نبود . ولی شما باید توجه داشته باشید که هرچه باشد انهم یک انسان است
Netherlands
1- . . .
2- ديانت ما عين سياست ما و سياست ما عين ديانت ماست.جمله معروف شهيد مدرس كه مورد تاييد امام خميني نيز بود.
3- در سيستم حكومتي جمهوري اسلامي چيزي به نام همكاري افراد با رهبري (به صورت عرضي) وجود ندارد.تمام اركان سيستم از جمله مجلس دولت قوه قضاييه شوراي نگهبان و شوراي تشخيص مصلحت در ادراه كشور كار خود را انجام مي دهند بنابراين چيزي به اسم "همكاري رهبري و هاشمي" معنايي ندارد.
4- اگر هم كار رئيس جمهور اشتباه بوده است كه آنهم جاي بحث دارد هاشمي نبايست به آن بهانه از "سران فتنه" "پشتيباني" مي كرد.چيزي كه آنقدر عيان است كه حتي نيازي به نقل آيت الله يزدي ندارد.در مورد روش و علت نامه نگاري به رهبري معظم هم همه چيز مشخص است.
Iran, Islamic Republic of
كمي به عبارات زير بيانديشيم
” ما رابطه‎مان با آقاي هاشمي هميشه خوب بوده، البته اختلاف هم داشتيم؛ در حال حاضر، هم رابطه‎مان خوب است و اختلاف هم داريم. در مجلس هم که ايشان رييس بود و بنده نايب‎رييس، هميشه با هم اختلاف داشتيم. “
يه سوال آيا فكر نميكنيد كه شايد همين رابطه خوب باعث شد تا در زمان صدارت جنابعالي بر قوه قضائيه اطرافيان ايشان اموال بيت المال را بتاراج ببرند و امروز بر عليه نظام خرج كنند /كمي بيانديشيم
Iran, Islamic Republic of
درود بر ابوذر زمان آیت الله یزدی