مدرسه مروی چنان که امام فرمودند، واقعاً فیضیه تهران است. اصلاً آدم احساس میکند نوری در آن هست که تأسیس آن بر مبنای تقوا نهاده شده است و مدرسه بسیار خوبی است.
من احساس کردم که آقایان نمی خواهند گوش بدهند. گفتم آقایان ملاحظه بفرماييد، من علاوه بر آخوندی، کمیتهچی هم بودهام. اگر آقایان با روش آخوندی حاضرند تشریف ببرند فبها، ولی اگر حاضر نشدند ناچار با آن روش با آقایان برخورد خواهیم کرد.
پس از آن آقای بهزاد نبوی مطالبی بر رد حرف های من نوشت. من معمولاً به نوشته ها و نامه های آنان پاسخ نمی دادم زیرا اختلاف ما با آنها مبنایی بود و با نامه پراکنی قابل حل نبود. بنابراین نمی خواستم با آقای مهندس بهزاد نبوی و همفکرانش بحث و جدل کنم.
تا من گفتم اگر ما آمریکایی هستیم بین ما را به دریاچه ساوه بریزید. ایشان سریع سرشان را بلند کردند و گفتند نخیر من کی چنین حرفی را زدم؟ من چنین حرفی نزدم. من به شماها علاقه دارم خیر چنین چیزی نیست.
ساعت حدود یازده و نیم شب بود که ناگهان شهید مطهری سراسیمه از اتاق دیگر وارد شدند و گفتند: چه نشسته اید که امکان دارد فاجعه ای رخ دهد. گفتیم چه شده؟ گفتند: الان این نهضتی ها و بعضی از این وزرای نهضت آزادی با آقای لاهوتی در محضر امام هستند.
آقای بهزاد نبوی گفتند این جنازه کشمیری نبود. ایشان گفتند ما برای اینکه ببینیم کشمیری هست یا نیست، افرادی را فرستادیم خانه اش ببینیم آیا هست، نیست؟ میخواستیم از خانواده اش مطلع شویم. ایشان گفتند وقتی رفتند دیدند که هیچ کس در خانهشان نیست.
مرحوم ایت الله مهدوی کنی در خاطرات خود به نکات جالبی از تاریخ انقلاب اسلامی و بزنگاههایی که منشاء تحولات زیادی شده اند اشاره کرده اند.این مطلب برگرفته از کتابخاطرات مرحوم آیت الله مهدوی کنی است.
به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت آیت الله مهدوی کنی، بخشی از صحبتهای حجت الاسلام علیرضا پناهیان درباره عملکرد مرحوم آیت الله مهدوی کنی، منتشر شده است که در ادامه آن را مشاهده میکنید.