از ريشههاي ناترازي در نظام پولي و بانكي كشور، ورود بانك مركزي به حوزههايي است كه ماهيت اجرايي دارند. هنگامي كه مقام سياستگذار وارد اجرا ميشود.
به گزارش جهان نیوز، روزنامه رئیس شورای اطلاع رسانی دولت با بررسی دلایل ناترازی، انگشت اتهام را به سمت بانک مرکزی و مجلس شورای اسلامی نشانه گرفت و نوشت:
* هنگامي كه مجلس بدون پايبندي كامل به سقف منابع، هزينههاي جاري و تعهدات دولت را افزايش ميدهد، شكاف ميان درآمد و هزينه تشديد ميشود. اين شكاف، دولت را ناگزير به استقراض از بانك مركزي ميكند و بانك مركزي نيز براي تأمين اين منابع، ناچار به خلق پول و افزايش پايه پولي ميشود. فرآيندي كه به طور مستقيم موجب فشار تورمي است
*از ريشههاي ناترازي در نظام پولي و بانكي كشور، ورود بانك مركزي به حوزههايي است كه ماهيت اجرايي دارند. هنگامي كه مقام سياستگذار وارد اجرا ميشود، دو پيامد منفي بلافاصله بروز ميكند: سياستگذار كه بايد ناظر بيطرف باشد، به بازيگر فعال تبديل ميشود؛ در نتيجه قدرت نظارتي تضعيف و پاسخگويي مخدوش ميشود. زيرا بانك مركزي بهجاي طراحي قواعد، استانداردها و چارچوبهاي كلان، منابع و ظرفيت خود را صرف اجراي طرحها و تكاليف خرد ميكند؛ اين امر مانع تخصصسازي و ارتقاي حرفهاي شبكه بانكي ميشود.
بنده هیچ سرشته در علم اقتصاد ندارم، و اظهارنظر بیمورد هم نمیتونم داشته باشم،
ولی قطع به یقین ذات خراب اصلاحطلبان غربگدا را بخوبی میشناسم، تا به امروز ندیدم که قدمی در جهت منافع عمومی برداشته باشند مگر اینکه همراستای آن برای حزب و جناح و همکیش خودشان سود و منفعت داشته باشه!
و با این اصل مبنای عملکرد را میشه متوجه شد...
هر موقع تحلیل همراه با تخریب فرد یا نهادی از جانب این جناح بود، مشخصه کار درست داره پیش میره.
هرکجا عرصه به افسادطلبان تنگ بشه،هجوم میبرند جهت تخریب و بقولی کار رو باهم در میارن..