اکنون با گذشت بیش از ۴۷۰ روز از ورود مسعود پزشکیان به پاستور، تصویر روشن است؛ «وفاق» هرگز نتوانست به گفتمانی سیاسی تبدیل شود و در همان سطحی باقی ماند که در دوران انتخابات شکل گرفته بود.
گروه سیاسی جهان نیوز: انتقادهای اصلاح طلبان به دولت پس از انتصاب سقاب اصفهانی به معاونت رئیس جمهور علنیتر شده است. استعفای فیاض زاهد از شورای اطلاع رسانی دولت به بهانه این انتصاب نیز باعث شده تا این حملات شدت بیشتری بگیرد.
در همین باره روزنامه شرق در شماره امروز خود در گزارش بیسابقهای «وفاق» مدنظر رئیس جمهور را زیر ضرب برده و مدعی شکست شعار رئیس دولت چهاردهم شده است.
به گزارش جهان نیوز، بخش هایی از گزارش شرق را در ادامه خواهید خواند:
*استعفای فیاض زاهد از شورای اطلاعرسانی دولت، در ظاهر یک کنارهگیری شخصی است، اما در ساختار سیاسی دولت چهاردهم معنایی بسیار مهمتر دارد؛ به تعبیر برخی، این جدایی نخستین ترک آشکار در تصویری است که دولت مسعود پزشکیان با عنوان «وفاق» از خود ساخته بود.
*همزمانی این استعفا با خودکشی فؤاد شمس، روزنامهنگار و فعال رسانهای نیز بر بار سیاسی و عاطفی آن افزود و نشان داد بخشی از افکار عمومی، انتصاب مدیران نزدیک به دولت قبلی را نوعی بیتفاوتی نسبت به فشارهای اجتماعیای تلقی میکنند که خود دولت مدعی است برای کاهش آنها تلاش میکند.
*وقتی زاهد نوشت «در روزی که فؤاد شمس از فشار روزگار خودکشی کرد، مدیر برکشیده رئیسی معاون رئیسجمهورمان شد»، درواقع پیامی روشنتر از یک استعفای اداری ارسال میکند؛ اینکه دولت پزشکیان از افق انتظاری که حامیانش برای آن قائل بودند، فاصله گرفته و این فاصله، شکافهای درونی را به بحرانی ساختاری تبدیل کرده است.
*این استعفا اکنون بدل به نماد فروپاشی تصویری شده که دولت میکوشید از خود ارائه دهد؛ تصویری از دولت همدل، دولت فراگیر و دولتی که قرار است اختلافها را کنار بگذارد و براساس «وفاق» کشور را اداره کند.
*واقعیت این است که این استعفا نشان داد وفاق حتی در درونیترین حلقه دولت نیز دوام نیاورده است، چه رسد به فضای سیاسی بزرگتر و نیازهای پیچیده کشور در این دوره. چنین استعفایی در این سطح، اگرچه ممکن است از سوی دولت کوچک شمرده شود، اما در سطح سیاسی نشانهای است از اینکه «شعار وفاق» نخستین شکست رسمی خود را تجربه کرده است.
*اکنون با گذشت بیش از ۴۷۰ روز از ورود مسعود پزشکیان به پاستور، تصویر روشن است؛ «وفاق» هرگز نتوانست به گفتمانی سیاسی تبدیل شود و در همان سطحی باقی ماند که در دوران انتخابات شکل گرفته بود.
*«وفاق»، نه منشور داشت، نه چارچوب نظری، نه الگوی سیاستگذاری و نه حتی حدود و ثغور مشخص در سطح رفتارهای سیاسی، انتصابات و تصمیمسازی. هیچگاه معلوم نشد وفاق یعنی دعوت از همه نیروها یا ترکیب حداقلی از مدیران، یعنی نگاه اجتماعی مشترک یا یک سازوکار مدیریتی جدید، یعنی پرهیز از منازعه یا فقدان تصمیمگیری قاطع یا...!
*این ابهام باعث شد «وفاق» بدل به واژهای توخالی شود؛ واژهای که هرکسی آن را براساس برداشت شخصی خود تفسیر میکرد. اصلاحطلبان آن را «فرصت چرخش سیاسی» میدانستند، اصولگرایان معتقد بودند «وفاق یعنی دوری از رادیکالیسم اصلاحطلبانه» و دولت در نهایت این مفهوم را به نوعی «مدارا با همه» تقلیل داد؛ مدارایی که دیر یا زود به بیجهتی مطلق انجامید.
*شعار وفاق شکست خورد؛ نه به این دلیل که جامعه آن را نمیپذیرفت، بلکه به این دلیل که دولت نتوانست آن را تبدیل به زبان سیاست و ابزار تصمیمگیری کند. وفاق هرگز در سطح ساختار رسمی دولت رسوب نکرد، در کابینه معنا نیافت، در بدنه سیاسی جریانهای حامی دولت پذیرفته نشد و از همه مهمتر، نتوانست به راهنمایی برای تصمیمات مهم تبدیل شود. استعفای زاهد فقط پردهای از نتیجه همین ناکامی است.
وفاق یعنی چی از نظر غربگداها؟
۳ تا معنی بیشتر نداره
قانونی سازی و آزادسازی بی حجابی و برهنگی و آزادی های جنسی و بی حیایی و ... در فضای فرهنگی کشور یعنی نابودسازی فرهنگ و سبک زندگی ایرانی و دینی؛
آزادسازی و یلگی کامل در پلتفرم های خارجی بدون در نظر گرفتن مسائل امنیت ملی؛
سیاست "بده بره" در روابط خارجی بدون در نظر گرفتن عواقب آن
البته این ظاهر ادعاهای آنهاست
در اصل نمی توانند با شکست های محرز و شدید و سنگین خودشان در فلسفه های سیاسی شکست خورده ای مثل روابط با غرب و غربی سازی جامعه از نظر فرهنگی و ناکارامدی شدید و آشکار مدیریتی در داخل روبرو شوند.
ناراحتی اصول گرایان با رئیس جمهور که اظهر من الشمس بوده و هست اصلاح طلبان هم که دیدند از ایشون برایشان آبی گرم نمیشودپس می ماند مردم و منتخبشان که باید کمکش کنند.