بررسی توالی زمانی مواضع فعالین اصلاحطلب نشان میدهد همان چهرههایی که در دوران انتخابات با کلیدواژههایی مانند «نجات اقتصاد»، «بازگشت عقلانیت»، «تعامل سازنده» و «رفع انسداد» به میدان آمدند، اکنون خود به بازیگر اصلی شکلدهی روایتهای جدید از «بیبرنامگی»، «وفاق یکطرفه» و «عدم تحقق وعدهها» تبدیل شدهاند.
پزشکیان رئیس جمهور در توئیتر نوشت: اتفاق افتاده که کارآفرین پنجشنبه بازداشت میشد تا دو روز در زندان بماند و حالش را بگیرند. تولیدکننده که فرار نمیکند! این مشکل را پیگیری کردیم و با دستور آقای اژهای، در قالب همکاری گروهی از فعالان اقتصادی با دادگاهها، جلبهای ناگهانی متوقف شد.
اکنون با گذشت بیش از ۴۷۰ روز از ورود مسعود پزشکیان به پاستور، تصویر روشن است؛ «وفاق» هرگز نتوانست به گفتمانی سیاسی تبدیل شود و در همان سطحی باقی ماند که در دوران انتخابات شکل گرفته بود.
آقای پزشکیان! وفاق ملی به معنای چشمپوشی از خطاهای استراتژیک و سازش با عوامل بیوفایی که هنوز بر مواضع ضد انقلابی خود پافشاری میکنند، نیست. وفاق واقعی زمانی شکل میگیرد که همگان بر اساس اصول انقلاب و قانون اساسی حرکت کنند و از خطوط قرمز نظام عبور نکنند.
جنگ 12 روزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی نمونه بارزی از اتحاد و انسجام مردم ایران اسلامی در مقابله با تعرض بیگانگان به کشور بود؛ اما در این میان، عده ای از سیاسیون با سوءاستفاده از این وضعیت، افکار انحرافی و برخی آرزوهای تحقق نیافته خود در عرصه مدیریت کشور را می خواهند در قالب اتحاد و انسجام در درون جامعه و حاکمیت تزریق کنند!
به گزارش جهان نیوز، حسین نورانی نژاد، فعال اصلاح طلب در گفتوگو با روزنامه اعتماد گفت: تاکید میکنم نه انتصابات مساله مردم است و نه وفاق. مساله مردم اقتصاد، اشتغال، رفع فیلترینگ، مسائل اجتماعی مثل حجاب، حل مسائل سیاست خارجی، رفع موانع کسب و کار و... است.
تنها آرزویی که من در این انتصابات دارم، این اســت که افرادی که پست گرفتهاند، به آقای پزشکیان خیانت نکنند. افرادی که با عناوین و پستهای مختلف وارد تیم دولت شدهاند، حرام است اگر گفتمان آقای پزشکیان را قبول نداشته باشند و در آن پست بمانند.
امروز اگر دکتر پزشکیان چارچوب وفاق را شفاف بیان نکند و مفهوم وفاق همچون توپی سرگردان وسط میدان سیاست رها شود، هرکس از راه برسد به آن ضربهای وارد خواهد کرد و به سرگردانی آن خواهد افزود.
تجربه نشان داده اصلاح طلبان، به خصوص جریان تندروی آنها هرگاه از رای ملت بازماندند و خارج مدار مسئولیت در جمهروی اسلامی قرار گرفتند، سازهای مخالفشان را کوک کرده و در قامت اوپوزیسیون و ضد انقلاب ظاهر شدند.
اولین فهم از وفاق این است که آن را با «آشتی ملی» مترادف نگیریم زیرا ملت با هم قهر نیستند و بحران فلجکننده و درگیری و نزاع بین آنان وجود ندارد و از قضا مسئله آنان مشترک است که زندگی بهتر را از حاکمیت متوقع هستند.