طرح انتقال پایتخت که چندین بار است توسط دولت مطرح شده بازهم خیلی زود اعلام شد که منتفی است اما همین امر نشان میدهد دولت پزشکیان در اعلام طرحهای خود نگاه کارشناسانه ندارد.
گروه سیاسی جهان نیوز: تغییر پایتخت از آن بحثهایی است که هر از چند گاهی توسط برخی دولتها مطرح شده اما هیچگاه به مرحله اجرا نرسیده است. علت و چرایی عدم انجام آن نیز مشخص است؛ چراکه هزینههای عظیم اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی آن بسیار بالاست و کارشناسان کفه ترازو ادامه پایتختی تهران را نسبت به انتقال پایتخت سنگینتر یافتهاند.
«انتقال پایتخت» یکی از موضوعاتی بود که مسعود پزشکیان از همان روزهای ابتدایی ریاستش بر دولت مطرح کرد، او معتقد بود مشکلات تهران حل نشدنی است و تاکید کرد که «تهران به عنوان پایتخت کشور با مشکلاتی دست به گریبان است که هیچ راهحلی جز انتقال مرکزیت نداریم.»
در دولت چهاردهم موضوع تغییر پایتخت از سوی رییس جمهور در ۳۰ آبان ماه سال گذشته مطرح شد.به نظر میرسد آبان ماه زمان و فصل مطرح شدن چنین ایدهای است که دوباره رییسجمهور در سال جاری بازهم در همین ماه آن را مطرح کرده است.
رئیسجمهور دگربار در ۱۰ آبان ماه در نشست با فعالان اقتصادی استان هرمزگان گفت: «به رهبر انقلاب هم عرض کردم که پایتخت را به سمت خلیج فارس منتقل کنیم.»
وی افزود: « امروز دیگر قدرت انتخابی در کار نیست؛ مجبور به انجام این کار هستیم؛ با ادامه این روند مشکل پیدا خواهیم کرد.»
این موضوع بازهم در فضای رسانهای بازتاب داشت تا اینکه «علی عبدالعلیزاده»، نماینده رئیسجمهور در هماهنگی اجرای سیاستهای کلی توسعه دریامحور اعلام کرد: «انتقال پایتخت از دستور کار خارج شده و تصمیم قطعی بر آن است که چالش آب و مسائل زیستمحیطی پایتخت از طریق فناوریهای نوین و مدیریت علمی منابع در همان تهران برطرف شود.»
این موضوع که طرح دوباره آن تا اعلام منتفی شدنش ۱۰ روز بیشتر طول نکشید تنها اثرات منفی در افکار عمومی درباره مشکلات لاینحل تهران به جا می گذارد؛ درواقع سئوال اینجاست که طرح چنین مباحث سوخته و غیر کارشناسی در این برهه زمانی که مشکل آب در کشور ایران و کشورهای منطقه حس می شود چه لزومی داشت؟ گفتن این موارد با قدرت تمام و بستن همه راه حل های دیگر و منتفی شدن زودهنگام آن نشان میدهد که طرح چنین بحثی اصلا کارشناسی نبوده است. اما متاسفانه چنین مواردی در مخدوش کردن افکار عمومی بسیار تاثیرگذار است. با این حال گفتن محکم آن با تاکید بر مشکلات و پس گرفتن زودهنگام آن پیام مدیریتی جالبی به جامعه منتقل نمیکند.
عبدالعلیزاده بحران آب را نهتنها در ایران بلکه در کشورهای منطقه نیز جدی دانست و تأکید کرد: «با توجه به تغییر اقلیم و کاهش منابع آب شیرین، توسعه فناوریهای آبشیرینکن و بهرهبرداری از آبهای شور به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. به گفته او، استفاده از گیاهان دریایی و جلبکها میتواند یکی از منابع غذایی و صنعتی آینده ایران باشد.»
این درحالی است که در سال گذشته نیز که چنین موضوعی مطرح شده بود «علی اعطا » عضو شورای شهر پنجم و ازجمله اصلاح طلبانی که در حوزه شهری تحصیل کرده درخصوص تلاشهای دولت برای انتقال پایتخت گفت: «انتقال پایتخت اصلاً مسأله سادهای نیست. نه تنها تهران را با مجموعهای از مشکلات لاینحل رها میکند، بلکه حتما مشکلات تازهای در نقطه جدیدی از کشور خلق میکند.» درواقع کارشناسان مطرح می کنند که انتقال پایتخت بیشتر انتقال مشکلات است تا راهکار و راه حل.
وی در سال گذشته مطرح کرده بود:« موضوع انتقال پایتخت تقریبا در همه دولتهای بعد از جنگ، هر بار به شکلی مطرح شده است؛ اما در دولت آقای پزشکیان نوع مواجهه و طرح موضوع، بهنظرم به طرز پرسش برانگیزی شتابزده به نظر میرسد. وقتی آقای دکتر پزشکیان این موضوع را مطرح کردند و کسانی از جمله خود من، موضوع را از جنبه کارشناسی نقد کردیم و واکنش نشان دادیم، برخی میگفتند این موضوع اصلا جدی نیست. صرفا عباراتی مطرح شد و تمام.»
با این حال چرا باید دولت چنین موضوع نخ نما شده ای را هر از چند گاهی مطرح کند. اینک آنچه از این طرح و پس گرفتن آن به جا مانده جز التهاب آفرینی فکری و تشدید نگرانی آبی در نهاد مردم چیزی دیگری نیست. حتی انتخاب پایتخت بعدی نیز کارشناسی نبوده است و تنها استدلال این بوده است که باید حوزه دریایی را تقویت کرد. اما اگر قرار است جایی تقویت شود چه نیاز به انتقال پایتخت به آنجاست و چرا باید از سوی دیگر یک کلانشهر را با تمام مشکلاتش تنها گذاشت. با این شرایط شهری مثل تهران یا شهرهای شمالی باید برای انجام امور خود در پایتخت مسافت زیادی را طی کنند و سئوال این است که چرا باید به جای مرکزیت جغرافیایی پایتخت آن را به جنوبی ترین نقطه کشور انتقال داد که دسترسی آن برای دیگر نقاط کشور سخت است و احتمال ضربه پذیری امنیتی آن زیاد است؟
رییسجمهوری که تاکید بر کار کارشناسی داشت دستکم در این مورد و حتی نحوه بیان آن نیز نشان داده که با کارشناسان مشورت نکرده و کار اصلا کارشناسی نبوده است. درواقع اگر هم مشورتی صورت گرفته با این اوصاف پزشکیان باید کارشناسان دولت که خالی از ویژگی های کارشناسی هستند را تغییر دهد. اینچنین هیجانی مطرح کردن و اعلان عمومی تخلیه تهران و القای بحران آب در آن حتی صدای همراهان دولت را در آورد.
«غلامحسین کرباسچی» شهردار اسبق تهران و فعال اصلاح طلب در واکنش به راهکار پزشکیان برای بحران آب تهران گفت: «تخلیه تهران اصلا معنا ندارد. من نمیدانم منظور آقای پزشکیان از طرح این موضوع چیست؟ آیا قصد دارند همه جمعیت تهران را از شهر خارج کند یا تنها بخشی از این جمعیت ۱۳ میلیون نفری را به علاوه اینکه در سخنان او مشخص نیست که این جمیعت قرار است در کجا سکونت داده شوند.»
درواقع کرباسچی مطرح کرده که عنوان کردن التهاب انگیز چنین ایده ای و وصل کردن قید اجبار در آن بیشتر خود مشکلات فراوان دیگری ایجاد می کند. چطور ممکن است که دولت ۱۳ میلیون نفر را از شهری تخلیه کند و این جمعیت به هر نقطهای غیر از تهران با زیرساختهای آن برود خود مشکلات زیادی به بار خواهد آورد.
کرباسچی اضافه میکند: «میگویند وضعیت آب تهران ۱۵ روز دیگر بحرانی میشود، اما حتی اگر فرض کنیم که جایی برای پذیرش چندین میلیون نفر ساکن تهران، آماده شده باشد، بعید میدانم در طول ۱۵ روز امکان جابهجایی جمعیت و تخلیه تهران باشد. تخلیه تهران شبیه شوخی است مگر میشود شهری با این میزان جمعیت را تخلیه کرد. شاید قصد پزشکیان از این اظهارات تنها بیان وخامت وضعیت آب در تهران و تهییج و تشویق افکار عمومی برای صرفهجویی بوده است هرچند که سیستمهای عمومی و متولیان مربوطه هم باید برنامهریزی مناسبی برای مقابله با بحران آب داشته باشند. تخلیه تهران معنا ندارد.»
در مجموع، آنچه از ماجرای اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره «تخلیه تهران» برمیآید، بیش از آنکه نشانهای از وجود یک برنامه منسجم برای مواجهه با بحران آب باشد، بازتابی از آشفتگی تصمیمگیری در سطح کلان مدیریتی است. در شرایطی که تهران با کمآبی، فرونشست زمین و رشد بیرویه جمعیت دستوپنجه نرم میکند، انتظار افکار عمومی از دولت، ارائه طرحهای علمی، شفاف و مرحلهمند است نه طرحهایی که در ظاهر اضطراری هستند اما در عمل غیرممکن. چنین اظهاراتی نهتنها به آرامش و انسجام جامعه کمک نمیکند، بلکه خود میتواند به گسترش احساس ناامنی و بیاعتمادی عمومی دامن بزند.
بنابراین اگر قرار است برای بهبود شرایط و وضعیت شهر تهران تصمیمی گرفته شود باید بهجای اعلام ناگهانی طرحهای التهابآور، به فرهنگسازی شهری، مشارکت کارشناسان و شفافیت در تصمیمسازی تکیه کرد تا راهحلها به جای هیجانآفرینی، به ترمیم امید و اعتماد عمومی منجر شوند. اینکه رئیس جمهور به طور هیجانی برخی طرح های استراتژیک و غیر قابل اجرا را مطرح میکند پیام خوب مدیریتی برای کشور ندارد!
امر نشان میدهد دولت پزشکیان در اعلام طرحهای خود نگاه کارشناسانه ندارد.؟؟چه موقعی نگاه کارشناسانه داشت فقط با حرفهای تکراری برای مملکت هزینه تراشی می کند،