در حالیکه ملت ایران در فضای پساجنگ ۱۲ روزه بیش از هر زمان دیگری یکپارچه و متحد ظاهر شد، جریان اصلاحطلب و اعتدالی با بازتولید دوقطبیهای کهنه تلاش دارند وحدت ملی را به تفرقه سیاسی تقلیل دهند.
گروه سیاسی جهان نیوز: اصلاحطلبان و اعتدالیون در فضای پساجنگ ۱۲ روزه رنگ جیغتری به خود گرفتهاند و تند و رادیکالتر عمل میکنند. این جریانات سیاسی نوعی فضای فصلی و تفکیکی در چند حیطه و لایه سیاسی اجتماعی را با ایجاد دوقطبیهای خطرآفرین پیگیری میکنند که بعضاً تنه به تنه رویکردهای لخت و آشکار ضدانقلاب میزند.
اشتراک اصلاحات و ضدانقلاب در جداسازی ایران و حاکمیت
«حمله به اتحاد در پوشش اتحاد» از جمله همین ترفندهای سیاسی است. نوع بیان تفکیکی که بیشتر از آنکه اتحادزا باشد جدا کننده حاکمیت و مردم است. اخیراً رییس دولت اصلاحات سخنان دیرهنگامی را درباره جنگ ۱۲ روزه در سفر به یزد بیان داشته و مثلا با تفکیک میان ایران و حاکمیت گفت:«نکند اشتباه کنیم و بگوییم مردم ما را تأیید کردند، بلکه مردم ایران را تأیید کردند و این ما هستیم که باید به سمت ایران حرکت کنیم. حتی سرود هایی که برای ایران خوانده شد نیز خوب بود، اما مدتی بعد از جنگ صداوسیما دوباره به رویکرد های سابق خود برگشت.»
تعبیری از جنگ که گویی خاتمی در ایران نبوده است. کدام حاکمیت از ایران دفاع کرد و مردم در کنار چه حاکمیتی بودند و از آن حمایت کردند تا دشمن را در رسیدن به اهداف خود در قبال جامعه ایران ناامید کنند و از سوی دیگر قدرت نظامی ایران چگونه دشمن را وادار به عقبنشینی کرد که خاتمی سعی دارد حاکمیت را در این جنگ حذف کند.
نظامی که هم موشک داشت و هم با نظریه اصلاح طلبان به مذاکره پرداخت که محلی برای فریب کشورمان در جنگ شد. مذاکراتی که اصلاح طلبان همواره حامی آن بودند و نظام جمهوری اسلامی با احترام به همه عقاید به این موضوع تن داده بود. مردم در کنار همین پرچم ایستادهاند و این موضوع حالا توسط ورزشکاران که با موفقیتهای چشمگیری پرچم سه رنگ ایران را به اهتزاز در میآورند بیشتر نمود جهانی یافته است. پرچمی که بدان با احترام نظامی نشان میدهند که چگونه پای کشور خود ایستادهاند که همین امر هم یک عامل بازدارندگی مهم تلقی میشود.
به نظر میرسد این جماعت سیاسی که همیشه نان سیاسی و زیستشان با چنین دوقطبیهایی بوده است، احساس خطر کردهاند که با گام گذاشتن جای پای ضدانقلاب سعی دارند حاکمیت را از ایران جداسازی کنند. موضوعی که به سیاست اول رسانههای صهیونسیتی ضدانقلاب از زمان جنگ تا امروز بدل شده است که با حمله به ایران می گفتند که رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی حمله کرده نه کشورمان!
اتحادشکنی اصلاحطلبان درست بعد از جنگ ۱۲ روزه
اصلاح طلبان درست بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان اقدام به حمله به اتحاد و یکپارچگی کشورمان کردند. بعد از جنگ وحدت ایرانیان بسیار بالا بود اما اصلاحات سعی کرده این وحدت را با حربههای مختلف و با حادثهسازی سیاسی کمرنگ کند و حافظه و نگاه ایرانیان را از فضای جنگ دور کند.
بیانیه موسوم به تسلیم اصلاحات که خواهان تعلیق و مذاکره با آمریکا بود که بلافاصله بعد از جنگ پالس ضعف به آمریکا و غرب وارد میکرد، شروع این داستان بود. این در حالی بود که با هدایت آمریکا سه کشور اروپایی که در برجام حضور داشتند برای فشار بر ایران مکانیسم ماشه را فعال کردند. اصلاح طلبان موضوعاتی چون آزادی زندانیان سیاسی را در برابر وحدت مردم قرار میدادند و به طور کاملا جعلی عنوان میکردند که اگر این افراد آزاد نشوند اتحاد به هم میخورد. این جماعت سیاسی کاری که رژیم صهیونسیتی با حمله به زندان اوین میخواست انجام دهد با سیاسی کاری پیگیری میکردند.
حملات به رسانه ملی
اصلاحطلبان بعد از جنگ سعی کردند خود را طرف مردم نشان دهند و اهداف خود را نیات و خواسته مردم جا بزنند و اینگونه وانمود کنند که اگر این اهداف عملیاتی نشود اتحاد به هم میخورد.
مثلا مسئله تغییر رفتار صداوسیما که در سخنان رییس دولت اصلاحات نیز بدان اشاره شد را خواستار بودند و مطرح میکردند چون رسانه ملی اصلاحطلبی عمل نمیکند پس مردمی نیست و این خدشه به اتحاد است.
اصلاح طلبان سعی دارند با گروگان گیری بحث اتحاد و حمله به صفوف مردمی اتحاد برای خود دستمایهای برای زیست و قدرت سیاسی دست و پا کنند. در واقع سیاست همیشگی اصلاحات از« فشار از پائین و چانه زنی از بالا» بعد از جنگ به فاز «اتحاد را بهم نمیزنیم، سهمی به ما دهید» تغییر جایگاه داد.
به هر قیمتی مذاکره کن!
یکی دیگر از مواردی که اصلاحطلبان سعی کردند با آن فضای جامعه را دوقطبی کند فشار بر دولت برای رقم زدن دیپلماسی اتفاقی و راهرویی در نشست سازمان ملل و مذاکره با آمریکا بود و عنوان میشد که نباید کشور از این فرصت طلایی و تاریخی چشم پوشی کند. کار به جایی رسید که اصلاح طلبان به دولت فشار میآوردند که در نشست نمایشی شرم الشیخ که بساطی برای خودنمایی و بیعت گیری ترامپ از کشورهای دیگر بود، شرکت کند. اجلاسی که حتی آمریکا اصول و قواعد دیپلماتیک چنین مراسمی را در آن بهم زده بود و به جای مذاکرات کشورها با یکدیگر همه باید به دیدار ترامپ میرفتند اما اصلاحطلبان از دولت میخواستند در چنین مراسمی شرکت کند. موضوعی که تقلیل خواستههای ایران و درواقع نمونه ملموس دیپلماسی التماسی بود که با درایت وزارتخانه و عدم شرکت ایران در این اجلاس از آن جلوگیری شد.
دوقطبی موشک و مردم
«محمد جواد ظریف» وزیر خارجه دولتهای حسن روحانی در سخنانی عنوان کرده بود که موشک مهم است اما مردم مهمتر هستند. این تفکیک حتی در سخنان خاتمی تعدیل شده بود و وی «موشک» و «مردم» را به دو عنوان دو مولفهای که عامل سربلندی ایران در جنگ ۱۲ روزه شده است را در کنار هم و نه جدای از یکدیگر برشمرد. ظریف چندی است که در فضای سیاسی کشور بسیار حاشیه آفرین شده و سعی دارد با سخنان جنجالی و بازخوردگیری از جامعه در فضای سیاسی کشور باقی بماند.
البته برخی از اصلاح طلبان که در شبکههای اجتماعی مشغول هستند مانند «صادق زیباکلام» به کل منکر داشتن موشک شده و این ذهنیت را القاء میکنند که موشک عامل تهدید و تحریککننده غرب است. به طور کل امثال وی قصه قدرت نظامی را معکوس و وارونه میخوانند و قدرت نظامی را عامل تهدید معرفی میکنند تا ایجاد امنیت که خوانشی عجیب و طبق خواسته رژیم صهیونسیتی است که میخواهد هیچ قدرت نظامی در منطقه وجود نداشته باشد.
حملات به مجلس برای وفاق شکنی
اصلاحطلبان با بلند شدن هر صدای انتقادی از جمله فرمان به توپ بستن آن را به وسیله رسانههای خود میدهند. توییتهای «آذر منصوری» که همواره از «کلنل لیاخوف روسی» عامل به توپ بستن مجلس در دوره قاجار بوده، نام میبرد که نوعی اسم رمز برای حمله به مجلس از سوی سایبری ها و رسانههای اصلاحطلب است.
اخیرا حمله به «محمد باقر قالیباف» رییس مجلس شورای اسلامی که از اقدام خلاف منافع ملی «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه دولتهای حسن روحانی علیه روسیه انتقاد کرده بود اسبابی برای حمله به رئیس مجلس شد. ظریف درحالی ضد روسیه صحبت کرده بود که این کشور به همراه چین بعد از فعالسازی مکانیسم ماشه از ایران حمایت کرده و روسیه به عنوان رئیس دورهای شورای امنیت اقدام سه کشور اروپایی را غیر قانونی خوانده است.
این تحرکات در مدلهای مختلف از رئیس دولت اصلاحات تا نیروهایی چون ظریف و زیباکلام در سطوح مختلف در حال پیگیری است. سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات که با تفکیک میان «ایران» و «حاکمیت» همراه بود، نمونهای آشکار از پروژهای است که در ظاهر با شعار «اتحاد» اما در باطن با هدف «انشقاق» دنبال میشود. جریانی که پس از ناکامی در سیاست خارجی، اکنون وحدت داخلی را آماج حمله قرار داده تا از دل آن دوباره تنفس سیاسی بیابد.
در شرایطی که دولت و مجلس تمام تلاش خود را می کنند تا از طریق چین و روسیه مانع اجرای مکانیسم ماشه شوند تا ملت از آخرین تیر و ترکش های برجام آسیب نبینند شرم آور است که غربگداها در روابط بین الملل دو قطبی سازی می کنند و به منافع ملی ضربه وارد می کنند.
تندروهای غربگدا که در سال 88 آراء اکثریت را نپذیرفتند و مشارکت 40 میلیونی مردم در انتخابات را به کام همه تلخ کردند و 8 ماه مملکت را به آشوب کشیدند حالا مجلس را به توپ بستند.
آقای خاتمی.مردم با کدام یک از حاکمیت زیر بودند؟ حاکمیتی که بدنبال استقلال،سربلندی،رفاه ،حفظ جان مردم از طریق نیرومند سازی درونی جهت جلوگیری از تعرض بیگانگان است.تولید موشک های که موجب حفظ جان مردم شد و همچنین باعث شد فکر تجاوز مجدد گرفته بشه .یا مردم دنبال حاکمیتی بودند که با خلع سلاح کشور موجب رفع آسایش و آرامش و رفاه مردم میشه.تجربه چی میگه؟ مردم از شما خیلی باهوش ترند و میدونند چه خوبه و چه بده
نافهمی و لجاجت و تعصب اصلاح طلبان، و خیالبافی آنها در ارتباط با فرهنگ غربی ها، کشور ایران را نابود، و اموال مردم را در بانکها و صندوقها به تاراج بردند.
بازم گلی به جمال مغولان، پس از غارت ، مسلمان شدند.