مدیران خودرو
پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۲۶
داغ کنيد+ ۱
در دموکراسی‌های سالم، اعتراض به‌عنوان یک ابزار مشروع مشارکت سیاسی شناخته می‌شود اما در دیدگاه دولت ترامپ، هرگونه مخالفت به تهدید تعبیر شده و با سرکوب پاسخ داده می‌شود. جالب اینکه رئیس جمهور آمریکا انواع و اقسام برچسب ها را نیز به معترضان در لس آنجلس زده و سعی در مشروعیت بخشی به اقدامات فراقانونی خود دارد.
۳ پرده معنادار از اعتراضات گسترده در لس‌آنجلس آمریکا
 گروه بین الملل جهان نیوزشهر لس‌آنجلس آمریکا به تازگی صحنه درگیری‌های گسترده میان پلیس و نیروهای امنیتی با شمار قابل توجهی از معترضان به سیاست های مهاجرتی دولت دونالد ترامپ بوده است. گزارش های رسمی حاکی از این هستند که دولت آمریکا دستور اعزام 2 هزار نیروی گارد ملی این کشور به همراه 700 تفنگدار نیروی دریایی را به لس‌آنجلس صادر کرده است(البته که برخی منابع از اعزام 2 هزار نیروی دیگر از گارد ملی آمریکا به لس آنجلس نیز خبر می دهند).

بر پایه عکس ها و ویدئوهای منتشر شده در رسانه ها و فضای مجازی، معترضان در بخش های مختلف لس‌آنجلس اقدام به پرتاب سنگ، مسدودسازی بزرگراه ها و درگیری با نیروهای امنیتی کرده اند. این اعتراضات سبب شده تا اقتصاد محلی در لس‌آنجلس آسیب های جدی ببیند. از یک سو، مسدود کردن برخی راه های ارتباطی در لس‌آنجلس موجب شده تا زنجیره های تدارکاتی در این شهر مختل شود. از سوی دیگر لس آنجلس به شدت در بخش های کشاورزی و ساختمان و صنعت، به وجود نیروهای کار مهاجرِ روزمزد نیاز دارد.

این در حالی است که اعتراضات جاری و هراس مهاجران از دستگیری توسط نیروهای امنیتی آمریکا سبب شده تا این نیروی کار از فعالیت شغلی دست بکشد و عملا بسیاری از کسب و کارها با بحران نیروی کار رو به رو شده‌اند. برخی منابع خبری آمریکایی گزارش می دهند که هیچ بعید نیست به زودی شاهد گسترش اعتراضات در لس‌آنجلس به دیگر بخش های آمریکا نیز باشیم. موضوعی که می تواند به یک بحران تمام عیار برای دولت آمریکا و نظام حکمرانی این کشور تبدیل شود.

یک: ریشه های بحران جاری در لس‌‌آنجلس چیست؟
نقهط آغاز بحران کنونی در لس آنجلس به روز ششم ژوئن سال جاری بر‌می گردد. در این روز، ماموران اداره مهاجرت آمریکا با حکم قضایی، اقدام به بازداشت شماری از مهاجران در چند نقطه لس‌آنجلس کردند. گزارش‌های رسمی شمار بازداشتی ها را بیش از 100 نفر تخمین می زنند. بلافاصله این مساله به یک بحران تبدیل شد و خانواده های بازداشتی ها و البته جامعه مهاجران لس آنجلس وارد میدان شدند و سعی داشتند مانع از انتقال بازداشت‌شدگان شوند.

بلند‍‌شدن صدای معترضان موجب شد تا شاهد گسترش اعتراضات باشیم و خیلی زود نیروهای امنیتی آمریکا برخوردهای خشن با معترضان را آغاز کردند. عجیب اینکه دونالد ترامپ بدون هماهنگی با مقام های ایالتی، اقدام به اعزام گارد ملی آمریکا به لس آنجلس کرد. اقدامی که در طی چندین دهه در آمریکا بی‌سابقه است. وی به صراحت اعلام کرد که هر فردی که ماسک بر چهره دارد و در اعتراضات حضور دارد باید بازداشت شود. این موضع ترامپ با واکنش جدی فرماندار ایالت کالیفرنیا گوین نیوسام همراه شد و وی این حرکت ترامپ را برخلاف قانون اساسی آمریکا معرفی کرد و البته که مقام های ایالتی، شکایتی را علیه دولت مرکزی در آمریکا ثبت کرده اند. فرماندار کالیفرنیا به صراحت ترامپ را یک دیکتاتور و نَه رهبری دموکراتیک توصیف کرده است.

معترضان در لس‌آنجلس به طور خاص 3 خواسته دارند. اول، توقف بازداشت های گسترده مهاجران ساکن در لس‌آنجلس. دوم، پایاین حضور نظامیان دولت فدرال در شهر لس‌آنجلس. و سوم دفاع از حقوق مهاجران و خانواده‌های آن ها.


دو: بازی خطرناک ترامپ در لس‌آنجلس
برخی از صاحب نظران معتقدند که ترامپ به صورت عامدانه اقدام به خلق بحران جاری در لس آنجلس کرده است استدلال حامیان این ایده این است که ترامپ به تازگی لایحه مشهور Big Beautiful Bill را ارائه کرده که بر پایه آن مالیات ثروتمندان در آمریکا کاهش می یابد و در عین حال، برخی تخمین ها از نابود شدن بیمه سلامت 10 میلیون آمریکایی و البته ایجاد یک رکود و کسری بودجه سنگین برای اقتصاد آمریکا خبر می دهند.  

از این رو، همانطور که اندرو میتروویچ تحلیلگر شبکه الجزیره معتقد است، ترامپ با ایجاد بحران در لس‌آنجلس و جنجال سازی در این رابطه، عملا سعی دارد توجه افکار عمومی در آمریکا را از تمرکز بر این لایحه ارائه‌شده توسط خودش منحرف کند. موضوعی که می تواند تبعات و هزینه های سنگینی را متوجه وی و دولتش کند. میتروویچ معتقد است که نباید آتش بازی ترامپ در لس آنجلس را با وقوع یک آتش سوزی واقعی اشتباه گرفت.  

در حقیقت، ترامپ در لس آنجلس در حال اجرای سناریویی است که به نظر می رسد از قبل وی و تیم متحدش در قدرت برای آن برنامه ریزی کرده اند. سناریویی که از هر منظری که بنگریم، به ضرر مردم آمریکا است و در راستای منافعی خاص قرار دارد.  

سه: عمده پیامدهای بحران در لس‌آنجلس چیست؟
بحران جاری در لس آنجلس با پیامدهای منفی معناداری برای آمریکا همراه بوده که در این رابطه توجه به 4 مورد ضروری به نظر می رسد.

اول، در حالی که دولت آمریکا همواره خود را مدافع حقوق بشر معرفی می‌کند، برخورد با مهاجران در لس‌آنجلس، پرده از چهره‌ای متفاوت برداشت. عملیات اخیر سازمان مهاجرت آمریکا که در آن بیش از ۱۰۰ نفر بدون هشدار و عمدتاً در مکان‌های عمومی بازداشت شدند، یادآور یک سیاست سلبی و بی‌رحمانه است که هیچ توجهی به بافت انسانی ماجرا ندارد.

بسیاری از بازداشت‌شدگان، پدران و مادرانی هستند که سال‌ها در آمریکا کار و زندگی کرده‌اند. سیاست ترامپ که مهاجرت را تهدید می‌بیند، با ابزار امنیتی و بدون در نظر گرفتن وضعیت انسانی مهاجران، عملاً حقوق اولیه آن‌ها را زیر پا گذاشته است. در عین حال، چنین اقداماتی ترس گسترده‌ای در میان اقلیت‌ها ایجاد کرده و باعث افزایش حس بیگانگی اجتماعی شده است. چیزی که در درازمدت، جامعه آمریکا را از درون فرسوده می‌کند.

اعتراضات گسترده در لس‌آنجلسِ آمریکا

دوم اینکه یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد واکنش دولت ترامپ، استفاده از نیروی نظامی برای سرکوب اعتراضات مدنی بود. اعزام بیش از ۲۰۰۰ نیروی گارد ملی و ۷۰۰ تفنگدار دریایی به لس‌آنجلس، در حالی صورت گرفت که مقامات ایالتی ( از جمله فرماندار و شهردار) با این اقدام مخالفت کرده بودند.

استفاده از “قانون شورش” برای توجیه حضور ارتش در خیابان‌های شهری، نشان‌دهنده یک گرایش اقتدارگرایانه است که برخلاف اصول فدرالیسم و دموکراسی عمل می‌کند. دولت ترامپ با بی‌اعتنایی به حاکمیت ایالت‌ها، تلاش کرد با زور نظامی، نارضایتی عمومی را ساکت کند. این دقیقاً همان چیزی است که آمریکا در کشورهای دیگر به‌عنوان نقض دموکراسی از آن انتقاد می‌کند، اما حالا خود در داخل به آن متوسل شده است.

سومین نقد جدی، به‌وضوح در بی‌تفاوتی ترامپ نسبت به ریشه‌های اعتراض‌ها دیده می‌شود. به‌جای گفت‌وگو یا شنیدن صدای مهاجران، شهروندان معترض، گروه‌های حقوق بشری و حتی رهبران مذهبی، ترامپ با برچسب‌هایی مثل «اغتشاش‌گر»، «بی‌قانون» و «تهدید امنیت ملی» وارد میدان شده است.

این واکنش نه تنها فضای گفت‌وگو را مسدود کرده، بلکه اعتراض مسالمت‌آمیز را به سمت درگیری سوق داده است. در دموکراسی‌های سالم، اعتراض به‌عنوان یک ابزار مشروع مشارکت سیاسی شناخته می‌شود اما در دیدگاه دولت ترامپ، هرگونه مخالفت به تهدید تعبیر شده و با سرکوب پاسخ داده می‌شود.

در نتیجه، این نوع نگاه امنیت‌محور و ضدگفت‌وگو، یکی از ریشه‌های تشدید بحران‌ها در آمریکای امروز است. وقتی جامعه احساس کند که صدایش شنیده نمی‌شود، بی‌اعتمادی و نارضایتی به اشکال خشن‌تری بروز پیدا می‌کند. دقیقاً همان چیزی که در لس‌آنجلس شاهد آن بودیم.

و در نهایت چهارم اینکه تحولات جاری در لس‌آنجلس تا حد زیادی به اعتبار ادعایی آمریکا در محیط بین‌المللی نیز خسارتهای جدی وارد کرده است. جهان اکنون می بیند که دهه ها ادعای آمریکا مبنی بر حمایتش از حقوق بشر و آزادی و اینکه این کشور مدینه فاضله انسان ها است، همه و همه رویا و توهمی بیش نبوده و زیر پوست ارائه یک تصویر و ذهنیت هالیوودی و متعالی از آمریکا، واقعیت های سیاه و تاریکی نهفته است. این مساله همانطور که جوزف نای تحلیلگر برجسته آمریکایی می گوید، در حوزه قدرت نرم حامل خسارت های راهبردی برای آمریکا است و قدرت اقناع کنندگی و جذابیت آمریکا در جهان را با چالش های جدی رو به رو می سازد.   
https://jahannews.com/vdcb8ab9grhbfzp.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما