مدیران خودرو
شنبه ۳۰ فروردين ۱۴۰۴ ساعت ۰۸:۳۵
تعداد نظر۱
داغ کنيد+ ۰
در شرایطی که حتی مارک روبیو وزیر امور خارجه آمریکا اذعان می کند که تا 5 سال آینده هژمونی دلار فروخواهد پاشید و آمریکا امکان استفاده از اهرم تحریم اقتصادی علیه دیگر کشورها را نخواهد داشت، اصرارهای دونالد ترامپ مبنی بر تصاحب گرینلند و منابع غنی آن، از یک تغییر رویکرد بزرگ در منظومه حکمرانی آمریکایی خبر می دهد. تغییر رویکردی که در قالب آن آمریکا به دنبال جایگزین‌کردن تسلط بر منابع جهانی با هژمونی دلار است.
آنچه ترامپ در مورد جنجالِ گرینلند نمی‌گوید!
گروه بین الملل جهان نیوز: اراده جدی دونالد ترامپ برای تصاحب و اشغال گرینلند، یکی از موضوعات مهمی بوده که سیاست بین الملل را در طی سه ماه اخیر که از حضور دولت جدید آمریکا در قدرت می گذرد، به نحوی جدی تحت الشعاع قرار داده است. ترامپ اخیرا در موضع گیری تاکید کرده که کشورش احتمالا بدون استفاده از قدرت نظام،ف گریانلند را تصاحب خواهد کرد. او همچنین گفته که در آب های اطراف گرینلند، کشتی هایی از چین و روسیه حضور دارند و او به عنوان رئیس جمهور آمریکا احازه نخواهد داد تا این دسته از کشورها منافع خود را به ضرر واشینگتن به پبیش برند.

ترامپ به صراحت اعلام کرده که آمریکا 100 درصد گرینلند را به چنگ خواهد آورد. دیگر اعضای دولت وی نظیر جی دی ونس معاون رئیس جمهور آمریکا هم در موضع گیری های مشابهی، مواضع ترامپ را تکرار کرده و اشغال گرینلند توسط آمریکا را به مثابه گزاره ای الزامی و راهبردی برای آمریکا جلوه می دهند. در این راستا، ورای تمامی مولفه هایی که در مدت اخیر به عنوان محرک های دولت ترامپ جهت تصاحب گرینلند مطرح شده اند، اینطور به نظر می رسد که در سطحی کلان، این لفاظی ها در 3 متغیر معنادار ریشه دارند.

یک: تغییر رویکرد آمریکا در عصر هژمونی دلار
تقریبا اغلب ناظران و تحلیلگران اقتصاد بین الملل بر این مساله تاکید دارند که دلارِ آمریکا روز به روز با چالش های جدی‌تر و گسترده‌تری برای حراست از موقعیت هژمونیک خود در اقتصاد جهانی رو به رو می شود. این مساله مخصوصا با توجه به در پیش گرفتن سیاست های دلارزدایی از مناسبات تجاری دو یا چندجانبه کشورها مخصوصا کشورهایی که در زمره قدرت های نوظهور دنیا هستند، ابعاد جدی‌تری را به خود می گیرد. در این رابطه، به تازگی مارک روبیو وزیر خارجه دولت ترامپ موضع گیری تکان دهنده ای را مطرح کرده است.

وی به این مساله اشاره داشته که اگر روند جاری دلارزدایی از اقتصاد جهانی ادامه یابد، آمریکا تا 5 سال آینده دیگر قادر نخواهد بود که علیه طیف رقبا و مخالفان با خود در دنیا، اقدام به وضع تحریم کند. به بیان ساده تر، اهرم تحریم به عنوان یک اهرم موثر در سیاست خارجی آمریکا، رنگ می بازد و بی‌اثر می شود. حال در شرایطی که نظام حکمرانی آمریکا با فروپاشی هژمونی دلار به عنوان یک اهرم قدرت رو به رو است، آمریکایی ها عملا به دنبال تغییر قواعد بازی و تسلط بر منابع معدنی مهم جهان هستند که پیشران و تحریک کننده اقتصادهای برتر دنیا هستند. اساسا به همین دلیل است که می بینیم ترامپ بر اوکراین اعمال فشار می کند تا بتواند بر معادن غنی این کشور به غرامت کمک های چند ده میلیارد دلاری آمریکا به این کشور در بحبوحه جنگ با روسیه، مسلط شود.

در مورد گرینلند نیز به دلیل وجود منابع معدنی کمیاب و محدودی نظیر لیتیوم که مورد استفاده صنایع نظامی و الکتریکی آمریکا هستند، تصرف این منطقه توسط واشینگتن، نه یک الزام اقتصادی بلکه در سطحی کلان، حرکتی برای حراست از هژمونی جهانی آمریکا ارزیابی می شود. از یاد نبریم در جهانی که منطق اصلی تولید قدرت، اقتصادی است، آمریکایی ها نمی توانند صرفا با قدرت سیاسی یا نظامی صحبت کنند و اگر هم چنین کنند، خیلی زود به نقطه سرخوردگی خواهند رسید. از این رو، از همین حالا به دنبال تسلط ویژه بر منابع غنی جهان در اقصی نقاط کره خاکی هستند. از این منظر، مساله گرینلند ورای صِرف تمایلات فردی نظیر ترامپ است.

دو: نیم‌نگاهِ ترامپیست ها به انحصار فناورانه آمریکا
رشد فناوری در جهان دیگر صرفا پدیده ای علمی و به مثابه محرکی برای ساده تر کردن و پررونق کردن زندگی برای انسان ها در نظر گرفته نمی‌شود. اکنون قطب های مختلف قدرت در جهان نگاهی ویژه و خاص به مساله پیشرفت های علمی و فناورانه دارند و تا جای ممکن سعی در پنهانکاری و مرزبندی در این حوزه دارند. اگرچه فاصله علمی میان کشورها مدام در حال کمتر شدن است با این حال، آمریکایی ها همچنان در برخی حوزه های فناورانه از تفوق و موقعیت برتر برخوردارند. درست به همین دلیل، واشینگتن این اعتقاد را دارد که باید از این مساله استفاده کند و قبل از اینکه رقبا به آن برسند، توانایی های فناورانه خود را بکار گیرد و منابع معدنی کمیاب جهان را به صورت انحصاری هدفِ استخراج قرار دهد.

این همان سناریویی است که دولت ترامپ به طور خاص در مورد گرینلند و البته اوکراین مد نظر دارد. به بیان ساده تر، در این معادله، دولت آمریکا بر آن است تا از موقعیت خاص خود در جهان فناوری‌های استخراجی استفاده کند و پیش از کنشگری دیگر رقبا، منافع خودش را تامین کند. این موضوع به ویژه با توجه به اینکه کریدورهای قدرت دنیا در حال در تغییر هستند، از ماهیت حساس‌تری برای آمریکا برخوردار می شود.

سه: چربشِ رویکردهای سیاسی-ایدئولوژیک بر اقتصادی
دولت آمریکا دهه ها پس از پایان جنگ جهانی دوم، به نحوی جدی و فعال رویکردهای لیبرالیستی و نولبیرالیستی را که مبتنی بر به ظاهر همکاریهای اقتصادی برای ایجاد امنیت دسته جمعی هستند، ترویج کرده است. در حقیقت، آمریکایی ها به عنوان یکی از معماران اصلی نظام اقتصادی جهان پس از جنگ جهانی دوم، از منظر ایده های لیبرالیستی و نولیبرالیستی که کاملا اقتصادی هستند، سعی در ایجاد یک نظم و سامان خاص جهانی در حوزه سیاسی را داشته اند. با این همه، اکنون با توجه به تغییر و تحولات جدی در جهان و البته روی کار آمدن مجدد دونالد ترامپ به قدرت، واشینگتن عملا به دهه ها حمایت خود از ایده های مذکور پشت پا می زند و رویکردهای امنیتی و سیاسی را جایگزین مسائل اقتصادی می کند.

درست به همین دلیل است که می بینیم مفاهیمی نظیر تجارت آزاد، فعالیت های بدون مانعِ اقتصادی، و تسهیل تجارت بین المللی و شعارهایی از این دست که سال ها توسط رهبران آمریکا ترویج و تشویق می شدند، اکنون توسط خودِ دولت آمریا قویا رد می شوند و علیه آنها تحرکات گسترده‌ای صورت می گیرد. دلیل همه این مسائل نیز مشخص است زیرا دولتمردان آمریکایی در سطحی کلان نسبت به موقعیت کشور خود در نظام بین‌الملل احساس خطر کرده اند و گارد تهاجمی گرفته اند و البته که فردی نظیر ترامپ نیز با جار و جنجال و رویکردهای ایدئولوژیک بر آن است تا خیلی زود به زعم خود موقعیت تضعیف شده آمریکا را احیا کند.  

در این شرایط، لفاظی های مکرر دولت آمریکا با محوریت تصاحب غیرقانونی گرینلند، از چشم اندازی کلان تحت تاثیر انگیزه‌های سیاسی هستند و می‌خواهند نظم و نسقی را در جهان ایجاد کنند که آمریکا همچون وضعیت کنونی، روز به روز شاهد کمرنگ شدن موقعیت بین المللی خود و وزن بازیگری‌اش نباشد. اشغال گرینلند در این شرایط به زعم ترامپیست ها، گامی برای احیا عصر ادعایی طلایی آمریکا است. موضوعی که ترامپ بارها آن را مورد اشاره قرار داده است.  
 
https://jahannews.com/vdcdn90n9yt0xo6.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما

علی افصحی
امیرالمومنین در خطبه 192نهج البلاغه در مورد ویژگی تحرکات شیطان می فرماید " فما تکدی ابدا و لا تشوی احدا شیطان به شکلی خستگی ناپذیر فعال است و کسی را هم مسثنی نمی کند " یعنی عالم و عالمیان در تیررس شیطان است حالا که آمریکا شیطان اکبر است نیز همین خصلت را دارد همگرائی و واگرائی شیطان نه بر اساس اصول روشن اخلاقی که بر اساس خودبزرگ بینی حادش شکل می گیرد و در هر شرایطی متناسب با آن شکل عوض می کند روزی مطامعش اقتصادی ، دیگر روز امنیتی ، یا سیاسی و ...می شود چنان که تاریخ آمریکا مشحون از همه این هاست. استعمارگران شیطان همیشه در پی تفوق بر ملت ها و سرزمین ها بوده اند روزی به به بهانه نفت و طلا و امروزه به خاطر لیتیوم و تیتانیوم و... و همه هم کارکرد عمده در ساخت قدرت نظامی و اقتصادی دارند.ترامپ تروریست در واقع همه آداب را به کناری نهاده و هر آنچه می خواهد به زبان رانده و هر موقع که بتواند عملیاتی خواهد کرد در این میان کشوری چون ایران ولائی باید هوشمندانه در جنگ با شیطان مجموعه نقشه های شوم و شیطان را خنثی کرده و راه نوینی را برای مناسبات با ملت ها و دولت ها بر اساس ولایت فقیه بازگشائی کند تا دولت ها و ملت ها در کنار هم همزیستی انسانی و اخلاقی داشته باشند. به امید آن روز که چندان دور نیست اگر ما هم مصمم و خستگی ناپذیر باشیم و نسبت به شیطان بزرگ بی رحم.