آنجا که مرگ ایستاده بود، آنها ایستادند جلوتر از مرگ. خانم رامشینی دست بر زمینی گذاشته که شاهد آخرین یادگار نجاتبخش نقش بسته، زمینی که هنوز داغ است، هنوز خیس دعاست، هنوز صدای «یا حسین» از ترکهایش بلند میشود.
به گزارش جهان نیوز، بر سجدهگاهی که هنوز بوی آتش میدهد زنی گریان نشسته است برای وداعی تلخ و بیپایان. اینجا جایی است که شعلهها نام علیاکبر زارعی را صدا زدند و در دل دود نفسش را بخشید تا جان دیگری بماند؛ آره ایرانیان ناموسپرست هستند.
آنجا که مرگ ایستاده بود، آنها ایستادند جلوتر از مرگ. خانم رامشینی دست بر زمینی گذاشته که شاهد آخرین یادگار نجاتبخش نقش بسته، زمینی که هنوز داغ است، هنوز خیس دعاست، هنوز صدای «یا حسین» از ترکهایش بلند میشود.
مسجد را سوزاندند اما نماز را نه. دیوارها ریخت اما ایمان ایستاد. سقف فرو افتاد اما آسمان پایینتر آمد تا دعاها را بشنود.
اینجا میان خاکستر و خاطره،غم زانو زده و دعا قد کشیده است. شهادت تمام نشد؛ ادامه دارد در هر سجدهای که بر این ویرانهها زده میشود.
ای خدا چه کنیم با این همه داغ سنگین...داغ جوونای دسته گل...داغ خونهای به ناحق ريخته و پایمال شده...مثل خون شهید علی وردی
قوه قضاییه! مقتدر باش و گرنه در قیامت باید پاسخگوی دلهای داغدار والدین شهدا باشید