مدیران خودرو
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۰۰
داغ کنيد+ ۰
امروز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در جوامع، از سطح سخت‌افزار و نرم‌افزار عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده است که هوش مصنوعی به عنوان یکی از مؤلفه‌های اقتدار اجتماعی و تمدنی ایفای نقش می‌کند. هوش مصنوعی دیگر تنها یک ابزار کمکی نیست؛ بلکه به تدریج در جایگاهی می‌نشیند که برای آن مرجعیت تحلیل، پیش‌بینی و حتی داوری قائل می‌شوند.
هوش مصنوعی ابزار تمدن‌ساز یا برده‌داری نوین؟
به گزارش جهان نیوز، مجتبی شاکری در یادداشتی نوشت: تحولات شتابان جهان معاصر، به‌ویژه در عرصه فناوری‌های نوین، بار دیگر پرسشی بنیادین را در برابر جوامع قرار داده است: آیا پیشرفت ابزارها لزوماً به ارتقای انسان و تمدن منتهی می‌شود، یا می‌تواند به تدریج جایگزین اراده، معنا و مسئولیت انسانی گردد؟ این پرسش، صرفاً فناورانه یا علمی نیست، بلکه پرسشی عمیق درباره نسبت انسان، ایمان، قانون و آینده تمدن است. از همین منظر، بازخوانی نسبت هوش مصنوعی با حاکمیت دینی و هویت انسانی، به یک ضرورت راهبردی بدل شده است.

مقام معظم رهبری در نخستین دیدار هیئت دولت چهاردهم در شهریور 1403 و در تبیین مسئله هوش مصنوعی هشدارشان صریح و بی تردید است که صرفِ استفاده از آن امتیاز محسوب نمی‌شود. آنچه تعیین‌کننده است، تسلط بر لایه‌های عمیق و زیرساختی این فناوری است؛ لایه‌هایی که امروز در اختیار قدرت‌های جهانی قرار دارد. اگر کشورها به این سطح از فناوری دست پیدا نکنند، در آینده با سازوکارهایی شبیه «آژانس اتمی» روبه‌رو می‌شوند که برای استفاده از بخش‌هایی از هوش مصنوعی باید از دیگران اجازه بگیرند. بنابراین راهبرد درست، دستیابی مستقل به فناوری‌های عمیق هوش مصنوعی و پیگیری جدی آن در سطح حاکمیتی است؛ اقدامی که با تشکیل سازمان ملی هوش مصنوعی آغاز شد و باید با قدرت ادامه یابد.

 هیچ مقام اجرایی یا جریان فکری، به بهانه نوآوری گفتمانی یا خلق پارادایم‌های جدید، حق ندارد احکام الهی را به حاشیه براند یا میان روح و صورت قانون شکاف ایجاد کند. ترک میدان گفتمان حاکمیت دینی، حتی به سکوت یا بی‌تفاوتی، خود نوعی واگذاری عرصه تصمیم‌سازی است.

امروز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در جوامع، از سطح سخت‌افزار و نرم‌افزار عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده است که هوش مصنوعی به عنوان یکی از مؤلفه‌های اقتدار اجتماعی و تمدنی ایفای نقش می‌کند. هوش مصنوعی دیگر تنها یک ابزار کمکی نیست؛ بلکه به تدریج در جایگاهی می‌نشیند که برای آن مرجعیت تحلیل، پیش‌بینی و حتی داوری قائل می‌شوند. اینجاست که مسئله از کارآمدی فنی فراتر رفته و به سطح مفهومی و اعتقادی ارتقا می‌یابد.

در تجربه تاریخی غرب، رنسانس با کنار زدن خدا و نشاندن انسان به‌عنوان محور هستی آغاز شد. اکنون، در ادامه همان مسیر، هوش مصنوعی در حال آن است که حتی انسان را نیز به حاشیه براند. الگوریتم‌ها تصمیم می‌گیرند، رفتارها را پیش‌بینی می‌کنند و الگو می‌سازند؛ و انسان، اگر مراقب نباشد، به تماشاگر روندی بدل می‌شود که خود در طراحی آن نقشی نداشته است. خطر این وضعیت، نه در خود فناوری، بلکه در جایگاهی است که بدون نقد و بازتعریف، برای آن ساخته می‌شود.

جامعه علمی، دانشگاهی و دینی کشور نباید با نگاهی ساده‌انگارانه، هوش مصنوعی را صرفاً یک همکار بی‌ضرر یا دستیار خنثی تلقی کند. تجربه کشورهای غربی نشان می‌دهد که تصویری مطلق، گره‌گشا، بی‌خطا و حتی فریبنده از هوش مصنوعی ارائه می‌شود؛ در حالی که هدف راهبردی، تسلط بر داده‌ها و در نهایت، اعمال قدرت بر سرنوشت ملت‌هاست.

وابستگی دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و حتی نهادهای فکری به داده‌ها و زیرساخت‌های خارجی، به معنای محدود شدن تفکر مستقل و تضعیف اراده جمعی است. جامعه‌ای که تحلیل‌هایش را از بیرون تأمین می‌کند، ناگزیر تصمیم‌هایش نیز در همان چارچوب شکل می‌گیرد.

نمونه‌های عینی نیز نشان می‌دهد که اعتماد مطلق به هوش مصنوعی خطاست. در یکی از مناظره‌ها با یک سامانه هوش مصنوعی، این سیستم مدعی بود که می‌تواند رفتار انسان را دقیق‌تر از خود انسان پیش‌بینی کند. اما همین ادعا، نقطه ضعف بنیادین آن را آشکار می‌سازد؛ زیرا فاقد درک «چرایی» کنش انسانی است.

انسان گاه برخلاف محاسبه سود و زیان مادی عمل می‌کند، و درست در همین نقطه است که ایمان، معنا و اختیار خود را نشان می‌دهد. هوش مصنوعی محاسبه می‌کند، اما نمی‌فهمد چرا انسان از منفعت ظاهری عبور می‌کند.

تجربه‌های میدانی نیز بر این واقعیت صحه می‌گذارد. در جنگ اخیر دوازده‌روزه، سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی آنان در اتخاذ تصمیمات راهبردی و تاکتیکی به‌کار گرفته شدند، اما نتایج تحلیل های الگوریتمی دچار خطا شدند. ظرفیت حداکثری ناتو با تکمیل هفت لایه پدافندی برای مقابله با موشک های ایران با کمک کشور های منطقه و حتی عملیات هوایی جنگنده های بی۲ و اف ۳۵  نتوانست ارزیابی درستی از هویت ملی و واکنش گسترده مقاومت ملت ایران ارائه دهد و حاصل ۲۰ سال طراحی فروپاشی برای درهم تنیدن داده های پیچیده شان به اقدامات میدانی با محاسبه غلط منجر شد.

ثقل و گرانیگاه شکست‌های پرهزینه جبهه شیطانی آمریکا و صهیونیسم، تحت فرماندهی هوش مصنوعی بود . اتکای بیش از حد به تحلیل‌های الگوریتمی و انتظار برای اغتشاش و اردو کشی ضدیت با نظام، بی فاصله بعد از حمله برق آسا در لحظه مورد انتظار، آنان را در بهت شکست تلاش ۲۰ ساله فرو برد. این عملیات بزرگ قرن نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، اگر از ارزش‌ها و فهم انسانی تهی شود، می‌تواند به ابزاری گمراه‌کننده بدل گردد.

در برابر این وضعیت راه‌حل، نفی فناوری و انکار آن با بازگشت به گذشته نیست. پیشنهاد بومی سازی هوش مصنوعی دین پایه در خدمت مکتب انقلاب، اصلی ترین ماموریت دانشمندان ما برای بومی‌سازی و بازتعریف هوش مصنوعی بر پایه مبانی دینی و انسانی است.

پیشنهاد شکل‌گیری گروه‌های پژوهشی بین‌رشته‌ای، متشکل از فقها، فلاسفه، جامعه‌شناسان و متخصصان علم داده ها می تواند راهگشا باشد و تا زمانی که داده‌ها، نظریه‌ها و چارچوب‌های تحلیلی وارداتی و سکولار هستند، خروجی‌ها نیز ناگزیر همان مسیر را بازتولید خواهند کرد و ذهن دانشجو و پژوهشگر را در همان افق محدود شکل می‌دهند.

برپایی نمایشگاهی برای واکاوی ابعاد نظری و عملی هوش مصنوعی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ فضایی که در آن همه اندیشمندان مرتبط با موضوع بررسی کنند که الگوریتم‌های انسان ساخته بر چه مبانی و منابع شناختی بنا می‌شوند و چگونه می‌توان طراحی آن‌ها را با فهم دینی از انسان، جامعه و تمدن هماهنگ ساخت. اگر این بازتعریف صورت نگیرد، خطر از دست رفتن هویت نسل آینده و کاهش تاب‌آوری فکری و ایمانی کاملاً جدی است. باید چشم ها را شست تا بار دیگر برده داری نوین، آرام و تدریجی، اما پیوسته، سیطره خود را تحمیل نکند.

آموزش و تربیت نسل آینده در فضای جذاب فناوری‌های نوین شکل می‌گیرد؛ اما باید به پیشرانان این نسل آموخت که اندیشیدن برای کشف لایه های پنهان مسئله، فضیلت است نه فرصت سوزی بی ثمر. شتاب زدگی تحلیل بدون شناخت مشکل، مسئله و مبانی مدیریت آن، همچون حباب لغزان ترجمان بنا کردن خانه بر روی آب است.

در میدان جنگ ترکیبی و شناختی امروز، دشمن تنها با ابزار نظامی پیش نمی‌آید، بلکه با داده، تصویر و روایت وارد می‌شود. ایستادن هم‌زمان در خاکریز ایمان و فناوری، شرط بقا و پیشرفت است.

اگر جبهه‌ها و اندیشکده های فکری انقلاب به رکود کشیده شود و نسبت خود را با حل مسئله و هویت تاریخی و انقلابی خود گم کنند، دشمن نیازی به تحریم، تهدید و فشار ندارد؛ زیرا نفوذ خود را از نیت‌ها و انگیزه‌ها آغاز کرده است. خاموش شدن میدان روایت صحیح انقلاب، به‌معنای واگذاری آینده است؛ آینده‌ای که اگر به الگوریتم‌های بی‌ریشه سپرده شود، نه انسان می‌سازد و نه تمدن.
 
https://jahannews.com/vdciyra3rt1aqw2.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما