این آخر هفته تلویزیون، مخاطبان با ترکیبی از هیجان، کمدی، درام و انیمیشن مواجهاند؛ از سرقتهای «یازده و دوازده یار اوشن» تا قصههای «مزرعه پدری» و «هیوا» و ماجراهای کودکانه «پرندگان خشمگین»، هرچند برخی آثار هنوز با چالش ریتم و عمق روایت مواجهاند.
با نزدیک شدن به روزهای پایانی دومین هفته مهرماه، شبکههای سیما بار دیگر به رسم هر پنجشنبه و جمعه، جشنوارهای از فیلمهای سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن را روی آنتن میبرند. این هفته، انتخابها رنگ و بوی خاصی دارند؛ از فیلمهای ایرانی با مضامین دفاع مقدس و خانوادگی تا آثار پرهیجان هالیوودی و انیمیشنهای سرگرمکننده برای کودکان.
حضور فیلمهایی همچون «مزرعه پدری» و «هیوا» نشان میدهد که تلویزیون در این هفته نگاه ویژهای به سینمای دفاع مقدس داشته است؛ آثاری که یادآور خاطرات جمعی و هویت فرهنگی ایرانیاناند. در کنار آن، نمایش فیلمهایی چون «یازده یار اوشن» و «بیگانه 2» به سمت علاقهمندان سینمای تجاری و پرهیجان متمایل است و تلاش دارد جوانان و خانوادههایی را که به دنبال هیجان و سرگرمیاند، جذب کند.
از سوی دیگر، فیلمهای کودک و نوجوان مانند «پرندگان خشمگین» و «باغ اسرارآمیز» سهمی برای خانوادهها در نظر گرفتهاند تا نسل جدید هم در کنار والدین مخاطب تلویزیون بماند. انتخاب انیمیشنها و فیلمهای خانوادگی نشان از آن دارد که سیاستگذاران رسانه ملی همچنان به اهمیت مخاطب کودک و فضای گرم خانوادگی توجه دارند.
در مجموع، میتوان گفت چینش فیلمهای این هفته یک ترکیب چندوجهی از «نوستالژی ایرانی»، «هیجان بینالمللی» و «سرگرمی خانوادگی» است؛ راهبردی که اگرچه به جذب طیف متنوعی از مخاطبان کمک میکند، اما همچنان پرسش مهم این است که آیا این تنوع به اندازهای هست که رضایتمندی بلندمدت مخاطب را تضمین کند یا نیازمند بازآفرینی و نوآوری جدیتر در انتخاب فیلمهاست؟
شبکههای سیما طبق روال هر هفته، پنجشنبه و جمعه دومین هفته مهرماه را هم با پخش مجموعهای متنوع از فیلمهای سینمایی پر خواهند کرد. این انتخابها، بهنوعی آینهای از راهبرد تلویزیون در پاسخ به نیازهای گوناگون مخاطبان است؛ از علاقهمندان سینمای معنوی و دینی گرفته تا طرفداران هیجان و اکشنهای بینالمللی.
ترکیب ملودرام ایرانی، سینمای حادثهای و انیمیشن خانوادگی
شبکه یک با دو انتخاب شاخص، ترکیب معنوی ـ اجتماعی را به نمایش گذاشته است. فیلم کرهای «آتشنشانها» روایتگر دنیای پرخطر عملیات امدادی و انتخابهای اخلاقی سخت است؛ اثری که بهنوعی به دغدغههای شغلی و انسانی آتشنشانان میپردازد. در مقابل، «اختالرضا» اثری تاریخی و مذهبی است که هجرت حضرت معصومه (س) به مرو را بازآفرینی میکند و بار دیگر نگاه سیما به تولیدات با محوریت اهلبیت (ع) را برجسته میسازد.
شبکه دو نیز هم سراغ ملودرامهای اجتماعی داخلی رفته و هم فیلمهای خارجی با بار احساسی را روی آنتن میبرد. فیلم ایرانی «آبی روشن» با بازی مهران احمدی و مهران غفوریان، قصهای آمیخته با ماجرای سرقت، سفر و جستوجوی حقیقت دارد که در بستری دینی روایت میشود. در کنار آن، فیلمهای خارجی نظیر «گرانبهای من» (داستان مردی درگیر سرنوشت دختر نابینا و ناشنوا) و «همراه» (با محوریت قهرمان نابینای رزمیکار) نیز بار دراماتیک و انسانی ویژهای دارند که انتخابشان نشاندهنده توجه به آثار احساسی و خانوادگی است.
شبکه سه اما بیشتر به سمت مخاطبان علاقهمند به اکشن و سرگرمیهای پرهیجان رفته است. از فیلم نوستالژیک «چارلی و سانی» با بازی باد اسپنسر گرفته تا آثار جدیدی چون «کاغذ 2» که نقدی اجتماعی به بروکراسی و قانونگرایی خشک دارد. در کنار اینها، «سگهای جنگ» و «موج انفجار» با محوریت عملیاتهای پرخطر، جاسوسی و ضدتروریسم، بخش هیجانی این جدول پخش را کامل میکنند. فیلم کوهنوردی «کی2» نیز برای علاقهمندان به ماجراجویی و طبیعت جذاب خواهد بود.
چینش فیلمهای پایان هفته سیما، سه خط محتوایی را دنبال میکند:
هویت دینی و تاریخی (با آثاری مثل «اختالرضا» و «آبی روشن»).
هیجان و سرگرمی بینالمللی (از «سگهای جنگ» تا «موج انفجار»).
داستانهای خانوادگی و عاطفی (نمونهاش «گرانبهای من» و «همراه»).
این تنوع، بهظاهر توانسته تمام گروههای سنی و سلیقهای را پوشش دهد؛ اما همچنان جای خالی آثار روز سینمای ایران و بازآفرینی جدیتر از تولیدات جدید داخلی در جدول سیما حس میشود. با این حال، انتخابها نشاندهنده تلاش برای ترکیب «سرگرمی، هویت و هیجان» در یک بسته آخر هفته است؛ راهبردی که اگر استمرار یابد، میتواند سیما را همچنان به عنوان گزینهای برای تماشای خانوادگی حفظ کند.
در میان خاطرات جنگ، هویت شهری و قصههای خانوادگی
شبکه چهار همیشه شناخته شده به عنوان شبکهای جدیتر و اندیشمندتر در جدول پخش سیماست. انتخاب فیلم «آخرین آشیانه» (آسلی اوزگه) کاملاً در راستای هویت این شبکه است؛ اثری اجتماعی از سینمای ترکیه که به مسئله «نوسازی شهری و تضاد میان خاطره و مدرنیته» میپردازد. داستان فاروق، پیرمردی که حاضر نیست خانه قدیمیاش را ترک کند، بهانهای است برای گفتوگو درباره تغییر سبک زندگی و بحران هویت در کلانشهرها.
در مقابل، «خاکستر سبز» از ابراهیم حاتمیکیا، یکی از آثار کمتر دیدهشده او در دهه هفتاد است که پیوند میان جنگ، مهاجرت و عشق ناتمام را در بستر بالکان روایت میکند. این انتخاب نشان میدهد که شبکه چهار همچنان بر بازخوانی میراث سینمای دفاع مقدس و نگاه فلسفیتر به جنگ اصرار دارد.
شبکه تهران اما مسیر متفاوتی را برگزیده است. این شبکه برای خانوادهها و مخاطبان عمومی، ترکیبی از انیمیشن، فیلم اجتماعی ایرانی و درام تاریخی اروپایی پخش میکند. «ژی در مسیر رالی» یک انیمیشن پرانرژی برای مخاطب کودک و نوجوان است که مفاهیم رقابت سالم، تلاش فردی و ایستادگی در برابر زورگویی را بازنمایی میکند. در کنار آن، فیلم ایرانی «بلوگا» ساخته مهدی جعفری، قصهای صمیمی از زندگی صیادان شمال و کشمکش بقا در شرایط سخت اقتصادی را به تصویر میکشد.
اما انتخاب ویژه این شبکه، «دالان بیانتها» محصول اسپانیاست؛ درامی تاریخی که به سرنوشت یک جمهوریخواه پس از جنگ داخلی میپردازد. این فیلم، فراتر از یک داستان فردی، تصویری از رنج، ترس و مقاومت نسلها در برابر استبداد را ارائه میکند و تماشای آن برای علاقهمندان به تاریخ و سینمای اروپا بسیار ارزشمند است.
انتخابهای این هفته شبکه چهار و تهران نشان میدهد:
1. شبکه چهار در پی حفظ برند نخبهگرایانه خود با پرداختن به مسائل فلسفی و اجتماعی عمیق است.
2. شبکه تهران تلاش دارد هم خانوادهها را با انیمیشن و آثار اجتماعی ایرانی همراه کند و هم با فیلمهای تاریخی و جدی، ذائقه مخاطبان جدیتر را پاسخ دهد.
در مجموع، سیاست سیما در این هفته به نوعی «ترکیب تعادل» است؛ هم برای سرگرمی خانوادگی و هم برای گفتوگوی جدیتر اجتماعی و تاریخی. این تنوع اگرچه نقاط قوتی دارد، اما نبود آثار روز سینمای ایران و فیلمهای تازه جهانی، همچنان خلأیی است که در انتخابها به چشم میآید.
نبرد پلیس و سارقان حرفهای در لسآنجلس؛ پرتنش و نفسگیر.
تحلیل انتخابها
جدول پخش شبکه نمایش در این هفته ترکیبی حسابشده از سینمای کلاسیک، جنگی، اجتماعی و اکشن پرهیجان است.
آثار ملاقلیپور («مزرعه پدری» و «هیوا») رنگ و بوی دفاع مقدس و نگاه انسانی به پیامدهای جنگ را پررنگ میکنند؛ نوعی یادآوری به نسلهای امروز درباره گذشتهی نهچندان دور.
در مقابل، فیلمهای تجاری و سرگرمکننده هالیوودی همچون «یازده یار اوشن»، «دوازده یار اوشن» و «لانه دزدان» پاسخی به ذائقه مخاطبان علاقهمند به هیجان و سرقتهای سینمایی است.
انتخاب فیلمهای کلاسیک و برنده اسکار مثل «در گرمای شب» و «بیگانه 2» نشاندهنده توجه به تاریخ سینما و معرفی آثار مرجع به مخاطب ایرانی است.
درامی تاریخی چون «حفاری» و اثری اجتماعی همچون «خون در غبار» نیز بُعد فرهنگی و دغدغههای انسانی را برجسته میکنند.
به طور کلی، این چینش نشان میدهد که شبکه نمایش تلاش دارد تا در تعطیلات آخر هفته، برای هر سلیقهای گزینهای داشته باشد: از مخاطب اندیشمند و علاقهمند به تاریخ و جامعه گرفته تا بینندهای که به دنبال سرگرمی پرهیجان یا تماشای آثار ماندگار سینماست.
اثری تازه از سینمای دفاع مقدس با موضوع عملیات موشکی و مقاومت نیروهای ایرانی.
تحلیل انتخابها
انتخاب فیلمهای این هفته نشاندهنده چندلایه بودن رویکرد تلویزیون است:
- شبکه افق با نمایش اثری اکشن و سیاسی مثل «ضارب» همچنان بر موضوعات استراتژیک و امنیتی تأکید دارد.
- شبکه کودک و امید سهم مهمی را به انیمیشن و فیلمهای خانوادگی اختصاص دادهاند؛ این سیاست نشان میدهد تلویزیون در پی حفظ جایگاهش نزد مخاطب نوجوان است.
- شبکه سلامت با پخش فیلمی ویژه همراه با زیرنویس ناشنوایان، رویکرد اجتماعی و مخاطبمحور خود را پررنگ کرده است.
- شبکه فراتر تلاش میکند با ترکیب سرگرمی بینالمللی (پرندگان خشمگین) و فیلم ملی با محوریت دفاع مقدس (خدای جنگ) همزمان دو گروه مخاطب عام و خاص را پوشش دهد.
این الگو نشان میدهد که سیاستگذاران رسانه ملی در پایان هفته سعی دارند با ایجاد تعادل میان سرگرمی، آموزش و هویت ملی، نیازهای متنوع خانوادههای ایرانی را پاسخ دهند.
با این حال، پرسش اصلی باقی میماند: آیا این ترکیب میتواند در برابر سیل محتوای جهانی و پلتفرمهای آنلاین مخاطب را وفادار نگه دارد، یا نیازمند جسارت بیشتر در نوآوری و تولید آثار اختصاصی است؟