مدیران خودرو
سه شنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۴۹
تعداد نظر۱۰
داغ کنيد+ ۰
دولت های عربی به دلیل وجود اختلافات عمیق داخلی، سیاسی و حتی مذهبی، هیچ‌گاه قادر به ایجاد یک استراتژی منسجم و مستقل در قبال مسائل منطقه‌ای نبوده‌اند. دولت های مختلف با توجه به منافع ملی خود، گاه در کنار هم قرار می‌گیرند و گاه با هم در تضاد هستند.
پایان نشست دوحه/ چرا دولت‌های عربی نمی‌توانند در مقابل رژیم صهیونی ایستادگی کنند؟/ بررسی شش مولفه
گروه بین الملل جهان نیوز: مدت زمان زیادی از اقدام تجاوزکارانه اخیر رژیم اشغالگر قدس در حمله به دوحه پایتخت قطر با هدف ترور رهبران جنبش حماس نمی گذرد. حرکتی که با شکست همراه شد و البته که بازتاب های گسترده ای در سطح منطقه و ورای آن پیدا کرد. دولت قطر از همان زمان آغاز جنگ غزه تاکنون، در مقام بازیگر میانجی‌گر سعی داشته آتش‌بس در قالب جنگ مذکور برقرار شود. 

با این حال، اینکه رژیم اشغالگر قدس به کشور قطر به عنوان کشور میانجی‌گر که حتی مقام های این رژیم بارها به دوحه سفر کرده و در مذاکرات آتش‌بس شرکت داشته اند حمله می کند، بار دیگر اثبات کرد که اساسا رژیم‌صهیونیستی به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیست. عجیب اینکه حفاظت از حریم هوایی قطر نیز بر عهده آمریکا است و این کشور در قالب تجاوز اخیر رژیم اشغالگر قدس به قطر، هیچ اقدامی برای مقابله با تجاوز هوایی اسرائیل به قطر انجام نداد. با این همه، پس از انجام گرفتن تجاوز مذکور و محکومیت گسترده جهانی آن، قطر و بلوک کشورهای عربی از نشان دادن واکنشی قاطع به رژیم‌صهیونیستی حرف زدند و حتی برخی از آن ها از احتمال اقدام نظامی علیه اسرائیل صحبت کردند!

البته که طیف متنوعی از اقدامات احتمالی دیگر نیز از سوی این دسته از بازیگران مطرح شد. با این همه، به تازگی شاهد برگزاری نشست اضطراری سران کشورهای عربی و اسلامی در دوحه قطر و با هدف بررسی تجاوز صهیونیست‌ها به قطر بودیم. رویدادی که علی‌رغم مواضع فعال کشورهایی نظیر ایران، مصر، عراق و پاکستان، در نهایت با بیانیه ای ضعیف و ناامیدکننده و خودداری از حتی در دستورکار قرار‌گرفتن یک اقدام عملی نظیر قطع یا کاهش روابط از سوی کشورهای سازشکار با رژیم اشغالگر قدس، به پایان رسید. در این میان، یک سوال مطرح می شود و آن هم این است که چرا بلوک دول عرب علی رغم طرح شعارهای مختلف با محوریت وحدت عربی، قادر نیستند مثل کشوری نظیر ایران به تجاوزات و اقدامات نامشروع رژیم اشغالگر قدس، واکنشی قاطع نشان دهند؟ به نظر می رسد برای پاسخ به این پرسش باید 6 مولفه را مد نظر داشت.  

یک: وابستگی اعراب به آمریکا و غرب
کشورهای عربی به‌ویژه در منطقه خلیج فارس، همواره وابستگی عمیق اقتصادی، نظامی و امنیتی به آمریکا و غرب داشته‌اند. این وابستگی‌ها به‌شدت روی سیاست‌های آن‌ها تأثیرگذار است. ایران اما برخلاف بسیاری از کشورهای عربی، از سال‌ها پیش استقلال سیاست خارجی خود را حفظ کرده و وابسته به هیچ قدرت خارجی نیست.

آمریکا و اسرائیل هر دو دشمن ایران هستند، ولی ایران به جای اینکه تحت فشارهای غربی تسلیم شود، توانسته است با پشتوانه مردمی و قدرت بازدارندگی خود، در برابر تمام تهدیدات مقاومت کند. به همین دلیل، ایران در هیچ شرایطی حاضر نیست امنیت خود را به کشورهای غربی بسپارد و در مواجهه با اسرائیل، بدون توجه به تهدیدات خارجی، موضع قاطعانه‌تری می‌گیرد.

ایران نه‌تنها برای حقوق مردم فلسطین در عرصه دیپلماتیک می‌جنگد، بلکه در عمل از گروه‌های مقاومت فلسطینی و دیگر گروه‌های ضدصهیونیستی مثل حزب‌الله حمایت مستقیم می‌کند. این در حالی است که اکثر کشورهای عربی برای حفظ روابط با آمریکا، از نقد جدی اسرائیل اجتناب کرده و ترجیح می‌دهند به عنوان بخشی از راهبردهای ایالات متحده آمریکا، در برابر این رژیم سکوت کنند.

دو: رویکردهای محافظه‌کارانه و ملاحظات سیاسی داخلی رژیم های عربی
بسیاری از دولت‌های عربی به‌ویژه در منطقه خلیج فارس، سیاست‌های داخلی‌شان را بر حفظ حکومت خود متمرکز کرده‌اند. برای این کشورها، مساله فلسطین یا سایر مسائل منطقه‌ای ممکن است در اولویت نباشد، بلکه حفظ قدرت و ثبات داخلی برای‌شان اهمیت بیشتری دارد. ایران اما به دلیل ساختار سیاسی و حمایت‌های مردمی‌اش، در برابر تهدیدات خارجی مقاومت می‌کند و در این مسیر هیچ‌گاه مصالحه نمی‌کند.
حمایت از آرمان فلسطین جزو هویت انقلاب اسلامی ایران است و این سیاست به‌هیچ‌وجه تنها به نفع یک گروه یا دولت نیست. بلکه ایران از «مقاومت» به عنوان یک اصل برای حفظ عزت و استقلال خود یاد می‌کند و در این راستا، حتی اگر همه دنیا علیه ایران باشند، مردم و رهبران ایران همواره در کنار فلسطینیان خواهند ایستاد.

سه: ترس از محور مقاومت و تقویت نفوذ ایران
برای بسیاری از کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، ایران تهدید اصلی و البته ساختگی به شمار می‌رود. این کشورها به جای اینکه اسرائیل را دشمن شماره یک بدانند، ترس آن‌ها از قدرت منطقه‌ای ایران و نفوذ این کشور در غرب آسیا، بیشتر است. در واقع، آنها به این نتیجه رسیده‌اند که مقابله با اسرائیل برای آن‌ها خطرات بیشتری به همراه دارد، چون ممکن است باعث تقویت محور مقاومت در منطقه شود که ایران رهبری آن را بر عهده دارد.

اما ایران برخلاف این نگاه‌های کج‌فهم، نه تنها از قدرت خود برای ایستادگی در برابر اسرائیل استفاده می‌کند، بلکه از آن به عنوان اهرم فشار برای تحقق آرمان‌های منطقه‌ای و جهانی خود بهره می‌برد. ایران شجاعانه با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا مقابله می‌کند، در حالی که کشورهای عربی به دلایل مختلف ترجیح می‌دهند این دشمن مشترک را نادیده بگیرند و روابط پنهانی یا آشکار با اسرائیل برقرار کنند. 

چهار: عادی‌سازی روابط با اسرائیل
بسیاری از کشورهای عربی که در گذشته با اسرائیل در جنگ و درگیری بودند، در سال‌های اخیر به ویژه پس از پیمان ابراهیم، روابط خود را با اسرائیل عادی کرده‌اند. این کشورهای عربی مثل امارات، بحرین، و مراکش با اسرائیل توافق‌هایی در زمینه‌های اقتصادی، نظامی و حتی اطلاعاتی دارند. این روند عادی‌سازی روابط عمدتاً در راستای منافع اقتصادی و امنیتی این کشورها، به ویژه در مقابله با ایران، صورت می‌گیرد.
در مقابل، ایران هیچ‌گاه حاضر به رسمیت شناختن اسرائیل نبوده و همواره از حق فلسطینیان برای داشتن یک دولت مستقل و آزاد دفاع کرده است. ایران به جای اینکه وارد بازی‌های سیاسی یا اقتصادی با اسرائیل و آمریکا شود، به‌طور مستمر در کنار مقاومت فلسطین قرار دارد و هر نوع فشار برای تغییر مواضع خود در این زمینه را رد می کند. 

پنج: نبود اراده مستقل و هماهنگ در جهان عرب
دولت های عربی به دلیل وجود اختلافات عمیق داخلی، سیاسی و حتی مذهبی، هیچ‌گاه قادر به ایجاد یک استراتژی منسجم و مستقل در قبال مسائل منطقه‌ای نبوده‌اند. دولت های مختلف با توجه به منافع ملی خود، گاه در کنار هم قرار می‌گیرند و گاه با هم در تضاد هستند. همین اختلافات موجب شده تا سازمان‌های منطقه‌ای مثل اتحادیه عرب بیشتر یک نهاد تشریفاتی شوند که هیچ تصمیم عملی برای مقابله با اسرائیل نمی‌گیرند.

ایران اما در این زمینه موفق شده است که یک جبهه متحد و مقاوم ایجاد کند. در واقع، ایران در ایجاد یک محور مقاومتی در برابر اسرائیل موفق عمل کرده است. محوری که قادر به تغییر موازنه قدرت در منطقه است.

شش: شکاف میان رژیم های عربی و ملت های آن ها
یکی از نکات ملموس در مورد کشورهای عربی منطقه غرب آسیا این است که دولت های آن ها عمدتا برآمده از خواست مردم خود نیستند و نظر و رای مردم در آن ها از جایگاه چندانی برخوردرا نیست. اساسا به همین دلیل است که می بینیم برخلاف اوج گیری حمایت های مردمی در این دسته از کشورها از آرمان فلسطین و یا مقاومت در برابر رژیم اشغالگر قدس، حکومت های عربی عملا راه و مسیری متفاوت را در پیش می گیرند و در برابر خواست مردم خود قرار دارند. این در حالی است که در کشوری نظیر ایران، مردم با آزادگی، تقابل با صهیونیست ها را فریاد می زنند و چون دولت و حکومت مالِ خود آن ها است، شاهدیم که نظام سیاسی در کشورمان نیز قدرتمندانه در برابر تجاوزات و زیاده خواهی های صهیونیست ها و غرب می ایستند. 
https://jahannews.com/vdcceoqox2bq0m8.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

این نشست که فرمایشی ونمایشی بودن ان اظهرمن الشمس بود وفقط برای فرارازپاسخگویی جوانان وملت عرب وهمچنین مانوراقتداربود،چه ضرورتی داشت که رییس جمهور۲روزوقت خودراصرف نماید
تاثیراین قطعنامه برای امریکاورژیم صهیونی به اندازه ارزش یک دستمال کاغذی است!
دولتهای عربی وبعضا اسلامی نقش خاکریز اول ودوم رابرای رژیم اشغالگر دارندیعنی ضربه گیر ومانع رابرای مجاهدینی مثل حماس وحزب الله وانصارالله راداشته وخواهندداشت،اینها یاوران صهیون ودشمنان مجاهدین راستین هستند
اسرائیل اینهمه به تهران حمله کرد یکبار نشست نذاشتن اما برای یکبار حمله به قطر نشست گذاشتن
چون میترسند وترس برادر مرگ است باید اول ترس را از بین برد میترسند نابود شوند
دوریال نمی ارزد فقط برای کند کردن افکار عمومیست وگرنه همین ها دشمن حزب الله وحماس مقاومت وبدنبال خلع سلاح انها ونابودی انها هستند
یک ایرانی
بعضی از این دولتهای عربی دستشون با صهیونیستها تو یه کاسته است. معلومه که بخاطر حمله به حماس تاج و تخت خودشون رو به خطر نمیندازند.
صادق
پزشکیان از بیت المال هزینه میکنه و رفته به نشست روسای غرب پرست کشورهای اسلامی در ضمن اگر مکه و مدینه هم شب و روز بمباران بشه باز هم از کشورهای اسلامی بعیده اخم به غرب و به شیطان بزرگ بکنند
تعجبم جولانی داعشی هم بود تو عکس فقط پزشکیان نبود
...