مدیران خودرو
دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۱۶
تعداد نظر۳
داغ کنيد+ ۰
دو تن از شاعران انقلابی-آئینی ایران اسلامی، در سوگ شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری شهید کشور اشعاری را سروده اند.
واکنش شاعران به شهادت رئیس جمهور
به گزارش جهان نیوز به نقل از میزان، شهادت رئیس‌جمهوری مجاهد جمهوری اسلامی ایران و همراهانش در حادثه سقوط بالگرد غم بزرگی را برای مردم و هنرمندان ایران به دنبال داشته است و شاعران و ادیبان ایران اسلامی در پی شهادت آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی اشعاری سروده‌اند. 

علیرضا قزوه شاعر انقلابی در نخستین لحظه‌های شهادت رئیس‌جمهور در شعری سروده است:

در ما قیامت کن قیامت سید ابراهیم‌
ای صاحب جود و کرامت سید ابراهیم
ما را خبر‌ها بی‌خود از خود کرده می‌دانی
اما تو راحت باش راحت سید ابراهیم
تو شاد از دیدار با ما مردم دلتنگ
ما خسته از دنیای غربت سید ابراهیم
از ابتدا هم تو شهید زنده‌ای بودی
شد قسمتت آخر شهادت سید ابراهیم
یاد رجایی، باهنر، را زنده کردی باز 
دیدار ما روز قیامت سید ابراهیم

محمدمهدی سیار، دیگر شاعری بود که برای شهید آیت الله رئیسی سروده است:

آری همین امروز و فردا باز می‌گردیم
ما اهل آنجاییم، از اینجا باز می‌گردیم
با پای خود سر در نیاوردیم از این اطراف
با پای خود یک‌روز، اما باز می‌گردیم
چون ابر‌ها صحرا به صحرا برد ما را باد
چون رود‌ها صحرا به صحرا باز می‌گردیم
این زندگی مکثی‌ست مابین دو تا سجده 
اسغفراللهی بگو، ما باز می‌گردیم
ما عاقبت «انا الیه راجعون» بر لب
از کوچه بن بست دنیا باز می‌گردیم

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهوری، حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه، آیت‌الله آل‌هاشم نماینده ولی فقیه، مالک رحمتی استاندار آذربایجان شرقی و اعضای تیم حفاظت و خلبانان پرواز، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت طی یک سانحه هوایی و در حین خدمت به مردم شریف ایران به شهادت رسیدند.
https://jahannews.com/vdcjhveoiuqeovz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما

tolo
شعر شاعر افغانستانی نجیب بارور را هم اضافه کنید
بمان برادر من، وقت، وقت رفتن نیست
بمان، شتاب مکن، وقت، وقت مردن نیست
هنوز جنگ من و جنگ ما تمام نشد
هنوز فرصتِ این‌گونه رخت‌بستن نیست
اگرچه قصه‌ی ما، قصه‌ی شهادت ماست
اگرچه مرگ در این راه گَردِ دامن نیست
مباد خاطر ما بشکند بدون شما
مباد گریه بیاریم، وقت شیون نیست!
یکی برفت و هزاران دوباره برخیزد
سپاه می‌رزمد گر در آن تهمتن نیست
شهیدِ خدمت مردم‌شدن سزای دل است
که هیچ خوشه چنین در تمام خرمن نیست
به خاک دفن شدن، لذتِ مبارزه است
مباد این‌که بمانیم، و خاک میهن نیست
بمان برادر من، تا نهایتِ این راه
نرو که طاقت لبخندهای دشمن نیست
نفیسه ورکیانی پور
خانه ای بود در کشور ما
خانه ی عشق نامیده میشد
موی سرسبز یاس سپیدی
پشت دیوار آن دیده میشد
روزی از روزها از کشور ما
مردی از جنس مردم سفر کرد
عبا بر پشت و کفش گلی به پا داشت
از درون کشور ما گذر کرد
ساعتها باغم گذشتند
کشور از سیدابراهیم بی خبر بود
چشمهای صبور و نجیبش
چندساعتی خیره به در بود
تا که یک صبح یک صبح غمگین
بر در کشور ما خیمه بستند
نغمه ی شهادت آمد و از دیوار کشور
شاخه ی یاسها را شکستند
بعد از آن روز دیگر ندیدم
کشورم شاد باشد بخندد
بعد از آن روز دیگر ندیدم
خنده بر لبان عاشقان نقش بندد
ردپای یک عشق در اینجاست
پا به قلبمان آهسته بگذار
وقتی از کشور ما گذر می کنی تو
حرمت رئیس جمهورمان را نگهدار.....
شعر...دکتر نفیسه ورکیانی پور
نفیسه ورکیانی
خانه ای بود در کشور ما
خانه ی عشق نامیده میشد
موی سرسبز یاس سپیدی
پشت دیوار آن دیده میشد
روزی از روزها از کشور ما
مردی از جنس مردم سفر کرد
عبا بر پشت و کفش گلی به پا داشت
از درون کشور ما گذر کرد
ساعتها باغم گذشتند
کشور از سیدابراهیم بی خبر بود
چشمهای صبور و نجیبش
چندساعتی خیره به در بود
تا که یک صبح یک صبح غمگین
بر در کشور ما خیمه بستند
نغمه ی شهادت آمد و از دیوار کشور
شاخه ی یاسها را شکستند
بعد از آن روز دیگر ندیدم
کشورم شاد باشد بخندد
بعد از آن روز دیگر ندیدم
خنده بر لبان عاشقان نقش بندد
ردپای یک عشق در اینجاست
پا به قلبمان آهسته بگذار
وقتی از کشور ما گذر می کنی تو
حرمت رئیس جمهورمان را نگهدار.....
دکتر نفیسه ورکیانی پور