اگر موسیقی حرام است اعلام کند و از صداوسیما حذف کند تا همگان تکلیف خود را بدانند؛ یا میپذیرند یا بر اعتراضات مدنی در عرصه موسیقی میافزایند
گروه سیاسی جهان نیوز: اصلاح طلبان تندرو و همچنین فعالین فتنه 88 از مدت ها قبل برای فرارسیدن وفات استاد شجریان، لحظه شماری می کردند که بتوانند دوباره عقده گشایی کنند و از فرصت وفات این استاد آواز ایران، بهره برداری سیاسی داشته باشند.
به گزارش جهان نیوز، در این میان نگاه سیاست زده فعالین اصلاح طلب و رسانه های این جریان به وفات استاد شجریان قابل توجه است. یادداشت های رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب درباره وفات استاد شجریان نمایان می کند که اصلاح طلبان و طرفداران فتنه 88 با بزرگ نمایی بیش از حد وفات استاد آواز ایران به دنبال بهره برداری هرچه بیشتر سیاسی هستند.
در بسیاری از مطالب منتشر شده اصلاح طلبان در نشریات امروز خود به جای تقدیر از جایگاه هنری او به بهره برداری سیاسی او تخریب مستقیم نهادهای جاکمیتی، صدا و سیما و .... پرداختند.
این سیاسی کاری به حدی است که صادق زیبا کلام از فعالین سیاسی اصلاح طلب در مطلبی که می توان آن را توهین آمیز نیز نامید، نوشته است: « معتقدم آنچه اين جايگاه را براي شجريان رقم زده، رفتار او و موضعگيري او در قبال حوادث و جريانات سال 88 بود. هر قدر که آن موضعگيري و آن رفتار مسائلي براي وي به همراه آورد به گونهاي که عملا آواز او از صداوسيما پخش نشد و به اشکال مختلف او را به حاشيه برد اما از سوي ديگر محبوبيت او و جايگاهش در افکار عمومي افزايش يافت. بنابراين جا دارد اين سوال را از خودمان بپرسيم که اگر شجريان با همين آواز، با همين هنر، با همين موسيقي موضعگيري نکرده بود، آيا امروز شاهد اين ماتم، شاهد اين تجليل، شاهد اين بزرگداشت براي او ميشديم؟ من قبول نميکنم.
این در حالیست که همایون شجریان فرزند ارشد محمدرضا شجریان طی سخنانی در اولین پیام شفاهی خود در بیمارستان جم اظهار داشت: «دلم نمیخواهد اتفاقی که امروز رخ داد تبدیل به صحنه طرح مسائل سیاسی شود. جایگاه پدرم بالاتر از اینهاست. نمیخواهم این اتفاق تبدیل به کارزار کشمکشهای سیاسی شود. چه اینکه پدر در کنسرتهایشان هم اجازه این اتفاق را نمیداد. به احترام پدر به این نکته توجه داشته باشیم که احترام هنر فراتر از سیاست است.»
همچنین دکتر سیفالرضا شهابی در روزنامه اصلاح طلب همدلی در یادداشتی بی ربط به وفات استاد آواز ایران، حاکمیت را تهدید به ناامنی کرده و نوشت: اکثریت مردم از فشارهای زندگی، گرانی، بیکاری و... ناراحت و نگران هستند و اگر نظام جمهوری اسلامی بر سر مسائلی نظیر موسیقی سنگ پیش پای هنرمندان بگذارد، بر خشم جامعه افزوده میشود و با بیتدبیری بر جمع مخالفان میافزاید و آنگاه نباید انتظار داشته باشد مردم و جامعه در آرامش به سر برند، زیرا از ناآرامی دودی بر خواهد خاست که چشمهای همگان را آزار خواهد داد.
این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نیز تاکید کرده که وفاف استاد شجریان فرصتی است تا جمهوری اسلامی مشخص کند که موسیقی حلال است یا حرام!
روزنامه همدلی در اینباره نوشته است: اکنون با توجه به میزان محبوبیت شجریان در میان بخشهایی از اقشار جامعه، فرصت مناسبی است تا جمهوری اسلامی تکلیف خودش را با موسیقی بهطور شفاف و روشن مشخص کند و جامعه را از این بلاتکلیفی و سر درگمی خارج سازد. اگر موسیقی حرام است اعلام کند و از صداوسیما حذف کند تا همگان تکلیف خود را بدانند و اصحاب موسیقی و مشتاقان آهنگهای دلنشین و غیرمبتذل بدانند چه باید بکنند یا میپذیرند یا بر اعتراضات مدنی در عرصه موسیقی میافزایند و اگر اشکال شرعی ندارد باز هم فضای موسیقایی را از دوگانگی فعلی خارج کند.
شجریان در همین مصاحبه در پاسخ به سؤال یکی از بینندگان صدای آمریکا که از او پرسید آیا اگر در تهران هم بودید حاضر به انجام گفت وگو با صدای آمریکا می شدید، می گوید: «بله، اگر در تهران هم بودم این مصاحبه را می پذیرفتم.»
مجری برنامه رضا فرهودی هم با زیرکی تمام در لابه لای سؤالات هنری و موسیقی، مسایل سیاسی را نیز مطرح می کرد که به گفته کارشناسان، صدای آمریکا بهترین بهره برداری را از شجریان در راستای مقاصد ضد ایرانی خود برد.
مصاحبه شجریان با صدای آمریکا نشان داد که این خواننده که قرار است متعلق به همه مردم باشد اینک از یک طرف به عروسک خیمه شب بازی دشمنان نظام و انقلاب اسلامی مبدل شده و از طرف دیگر به تریبونی برای مقاصد اغتشاشگران بدل گردیده است.
اما این همه ماجرای شجریان نبود، بلکه او راه جدیدی را آغاز کرد که مصاحبه با بی بی سی، سیانان و شبکه تلویزیونی استرالیا به نوعی چهره پنهانی خود را به خوبی نشان داد.
مصاحبه شجریان با بی بی سی فارسی و در برنامه مستند «پژواک روزگار» لایه های انحرافی دیگری از افکار وی را برای همگان مشخص کرد.
وی که در پژواک روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبکه تلویزیونی استعمار پیر گفت وگو می کرد کاملا نشان داد که هیچگونه اعتقادی به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران که برآمده از خواست و اراده ملت بزرگ کشورمان است ندارد.
این مصاحبه که روز یکشنبه بیست وششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد شجریان را چهره ای ضدانقلاب و مخالف صد درصد نظام جمهوری اسلامی نشان داد.
شجریان در بخشی از اظهاراتش با بی بی سی فارسی گفت: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می زدند».
شجریان در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بیبیسی فارس میگوید: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده اینجوری میکنند."
شجریان در بیان گوشه دیگری از اعتقادات خود به حکومت اسلامی ایران در پاسخ به سؤال خبرنگار بی بی سی درباره دلایل اجرای اثر «بیداد» که در سال ۱۳۶۱ اجرا شده، میگوید: «بعد از چهار سال از به ثمر رسیدن انقلاب دیدم که قول هایی که داده شد کو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد»
شجریان در ادامه همین مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رییس بخش فارسی بی بی سی که از او میپرسد اصولا نگران نیستید که حکومت ایران بخواهد با شما برخورد کند یا شما را بازداشت کنند، میگوید: «نه، چه برخوردی بکنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسی نیست!»
شجریان در همان مصاحبه مدعی میشود که در جامعه ایران یک خشم فرو خورده علیه جمهوری اسلامی وجود دارد و معقتد است که مردم و حکومت در برابر یکدیگر ایستاده اند.
با این حال اگر محمدرضا شجریان و مواضع سیاسی او تا قبل از این مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب می شد، اما اظهارات صریح و بی پرده او در مستند پژواک روزگار در بی بی سی فارسی به خوبی نشان داد که مشکل ایشان فقط روی کار آمدن دولت دکتر محمود احمدی نژاد نیست بلکه او از ابتدا نیز با اصل جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه مخالف بوده و در این مدت شاید فرصت اعلام مواضع صریح خود را نیافته است.
البته تناقض گویی های فراوانی هم در نظرات شجریان در این برنامه وجود دارد. محمدرضا شجریان در گفتوگو با بی بی سی توضیح می دهد که در زندگی اش هیچگاه گرایش سیاسی خاصی نداشته ولی میگوید که همیشه با خواسته های مردم برای آزادی و دموکراسی همسو بوده است، یعنی از یک طرف خود را خارج از چارچوبهای تعریف شده سیاسی به حساب می آورد و از طرف دیگر تندترین انتقادات خود را به رئیس جمهور و نظام جمهوری اسلامی بیان می کند.
محمدرضا شجریان با درآمیختن هنر موسیقی سنتی و آواز با سیاست آن هم از نوع اپوزیسیون خارج نشین ضد انقلاب به ریزش هواداران خود دامن زد، به گونه ای که گفته می شود خیل عظیمی از طرفداران خود را که عموما مردم مذهبی و متدینی بودند که بخاطر قرائت زیبای مناجات ربنا توسط وی، هوادارش شده بودند، با این مواضع ضد انقلابی و ضد دینی شجریان دست از حمایت او برداشتند و او را در ردیف سایر خواننده های لوس آنجلسی قرار دادند.
محمدرضا شجریان در روز یکشنبه بیست وسوم خرداد ۱۳۸۹ و به مناسبت سالگرد بیست و دوم خرداد سالگرد شکست فتنه گران از ملت ایران، این بار با شبکه تلویزیونی سیانان به گفت وگو پرداخت و در جلوی دوربین تلویزیون شیطان بزرگ گریه کرد و علیه جمهوری اسلامی ایران مواضع تندتری اتخاذ نمود.
شجریان به سیانان گفت: «در طول ۳۱ سال گذشته حتی یک هفته یا یک روز هم احساس شادی نکردم!»
آنگاه نباید انتظار داشته باشد مردم و جامعه در آرامش به سر برند، زیرا از ناآرامی دودی بر خواهد خاست که چشمهای همگان را آزار خواهد داد.
آیا این تهدید مستقیم نظام به درگیر کردن مردم و نظام نیست؟ چرا سه سال است لیبرالها عملا زمینه را برای ناآرامی خیابانی آماده میکنند؟
همچنانکه تعداد کثیری از ایران دوستان در مراسم تشییع سردار سلیمانی شرکت کردند اگر کرونا نبود در مورد استاد شجریان هم شرکت میکردند چنانکه در این شرایط تشییع باشکوهی بود.
این نشان میدهد که مردم درک بالایی دارند. و به اونی که تو تلوزیون گفت توجه نمیکنن.
مردم اگه درک بالایی داشتن دلار ۳۰ تومان نبود. مردم اگر درک بالایی داشتن فوتبالیست و بازیگر ماشین های میلیاردی نداشتن در حالیکه بیش از نیمی از مردم زیر خط فقر هستن
برادر عزیز قیاس مع الفارق می فرمایید سردار سلیمانی مجاهد فی سبیل الله کجا و شجریان مطرب آوازه خوان کجا من با سیاست کاری ندارم خواهشا در مقایسه دقت کنید
شما هرهنری وهراستعداد کم وزیاد وخوب یابد داشته باش ودریک رسانه به بهانه ای یک لگد وبی حرمتی به نظام جمهوری اسلامی بکن،بعد دیگه برو کنار،انوقت یهویی میشی،استاد،میشی افسانه،میشی خسرو،میشی پدرجدان هنر،میشی خدایگان،قمر،خورشید،الماس زمرد،.....
شجریان در برنامه مستند پژواک روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبکه تلویزیونی استعمار پیر که روز 26 اردیبهشت ۱۳۸۹ از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی(ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» گفت: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده اینجوری میکند."
زیباکلام درست گفته این بنده خدا واقعا صدای زیبایی نداشت و فقط به دلایل سیاسی مشهور شد.
اتفاقا ربنای ایشان خیلی گوش خراش و ملالت آور بود و اصلا قابل مقایسه با آثار هنرمندان درجه ی صدم هم نبود.
اتفاقا صدای زیبا و روح نوازی داشت ، از هنر هم خیلی بهره مند بود اما هنر همه چیز نیست ، هنر هدف نیست ، هنر بخودی خود اصل نیست ، افرادی که تام و تمام فقط عاشق هنر هستند در جاهایی که هنر با اعتقادات یا سنت یا قانون یا عفت یا هر هنجار دیگری تناقض پیدا کند ، طرف هنر را می گیرند.
شجریان هم خاک شد و خودش توی اون دنیا جوابگوی اعمالشه. اصلاح طلبای االان بفرمایند اجاره خانه ارزان شده یا از تورم وحشتناک بی سابقه ای که با امضای ظریف و کری به مردم تحمیل کردند کاسته شده .
پدرش با اعلام موضع علیه انقلاب و امام و رهبری و همپیالگی با فرقه بهائیت و نامه نگاری در عدم انعکاس و انتشار آثارش از سیمای ج.ا. خود را سیاسی کرده بود آنهم ضد انقلاب حالا بگذریم.
کسی که هنوز نمیداند در جمهوری اسلامی موسیقی حلال است یا حرام یا کر و کور است یا هرگز در ایران زندگی نکرده یا مغرض است و یا هرسه. البته با این حرفهای مغرضانه باید به سیفالرضا شهابی گفت دود را تو و دوستانت بپا میکنید نه جمهوری اسلامی.