طی دو سال اخیر هربار که محمدرضا باهنر به نحوی درباره خاتمی سخنان ملایم سیاسی گفته و یا پرستیژ گفتگو با جریان اصلاح طلب به خود گرفته، نکته عجیب این است که اصلاح طلبان در جواب درخواست و پرستیژ مذاکره باهنر به او توهین کرده اند!
گروه سیاسی جهان نیوز، مهدی جهان تیغی: محمدرضا باهنر از چهره های سنتی و باسابقه جریان اصولگرا محسوب می شود، او در حال حاضر ظاهرا تنها مشغله رسمی اش، عضویت در تشخیص مصلحت نظام است و در گذشته نیز در ادوارا مختلف مجلس به عنوان چهره ای موثر و همچنین فردی کم نظیر در لابی گری معروف بوده است.
ایشان در سالهای اخیر به دفعات درباره خاتمی و جریان اصلاحات سخنان و مواضع متعددی داشته اند. تقریبا می توان گفت که ایشان دراینباره از بسیاری از اصولگرایان سنتی و قدیمی بیشتر اظهارنظر داشته اند. اظهاراتی که البته بسیار ملایم و با شیب تعامل و گفتگو درباره جناح اصلاحات بیان شده است.
آقای باهنر سال 95 بازگشت رئيس دولت اصلاحات به عرصه سياست را حامل بركاتي خوانده و گفته بود: «ممكن است گفته شود كه آقاي خاتمي اپوزيسيون نظام نيست؛ بسيار خوب؛ ايشان با يك موضعگيري رسمي اين امر را به اثبات برساند و سپس به عنوان يك فعال سياسي وارد عرصه شود و قطعا حضورش بركاتي را خواهد داشت».
زمستان سال 96 نیز او از افرادی در جریان اصلاح طلب نام برد که اصولگرایان می توانند با آن ها مذاکره کنند؛ چهره هایی همچون موسوی خوئینی ها، محمدرضا عارف و مجید انصاری . او حتی در آن مقطع اظهار داشت که آماده است با سید محمد خاتمی هم گفت و گو کند و او را جزو سران فتنه نمی داند!
اما طی دو سال اخیر هربار که محمدرضا باهنر به نحوی درباره خاتمی سخنان ملایم سیاسی گفته و یا پرستیژ گفتگو با جریان اصلاح طلب به خود گرفته، نکته عجیب این است که اصلاح طلبان در مقابل درخواست و پرستیژ مذاکره باهنر به او توهین کرده اند!
بعد از اظهارات زمستان سال 96، غلامحسین کرباسچی که خود و هم حزبی هایش به نوعی در جریان فتنه نقش آفرین بوده اند، به انتقاد از اظهارات باهنر پرداخت و تاکید کرد که اول باید باهنر به خاطر حمایت از احمدی نژاد پاسخ بدهد.
چند روز بعد، سخنگوی دولت اصلاحات که او نیز کارنامه پرحاشیه ای دارد، درخواست گفتگو باهنر را با طلبکاری جواب داد. عبدالله رمضان زاده گفت: "نميدانم آقاي باهنر از چه موضعي صحبت ميکند و چگونه به خود اجازه داده است براي گفتوگو پيششرط بگذارد! اگر قرار به پيششرطگذاشتن است، ايشان ابتدا بايد از آوردن احمدينژاد عذرخواهي کند.
تلخ تر اینکه هادی غفاری که علاوه بر فعالیت آشکار در فتنه انگیری سال 88 در میان چهره های اصلاح طلب به مواضع بسیار سبک و کم عمق معروف است، بعد از کرباسچی و رمضان زاده در مواجه با درخواست و مطالبه باهنر برای گفتگو با اصلاح طلبان پا رافراتر از طلبکاری گذشته و به او توهین نیز کرد.
وی در پاسخ به طرح گفتگو از طرف باهنر اظهار داشت: بنده لازم میدانم این نکته را عنوان کنم که برای آقای باهنر چندان اعتبار برجسته سیاسی قائل نیستم. ایشان هیچ سابقه انقلابی نداشتهاند و بیشتر در راستای جریانسازی دوران پس از انقلاب وارد فضای سیاسی شدهاند. عمدهترین دلیل حضور ایشان در فضای سیاسی نیز به نسبت خانوادگی با شهید باهنر باز میگردد و از این طریق بود که وارد فضای سیاسی ایران شدند.امثال آقای باهنر از روی ناچاری و از دوران افول خود چنین پیشنهاداتی را مطرح میکنند.
اما بخوانید از دور جدید توهینها به محمدرضا باهنر
جناب باهنر چند روز قبل دوباره از بازگشت خاتمی به سیاست به نوعی استقبال کرده و البته اینبار برخلاف دفعه های قبلی شروطی را هم تعیین کرده است. اما تلخ آنکه اصلاح طلبان در پاسخ به این اظهارات باهنر، اینبار نیز به وی توهین کردند!
دراینباره عبدالله ناصری از مشاوران خاتمی گفته است: به نظر ميرسد كه باهنر تلاش میکند به نحوي ناشيانه گذشته خود را جبران كند. این نكته اول است. نکته دوم که خود آقای باهنر هم نیز قبول دارد، اين است که او در حال حاضر از نظر تشکیلاتی نه در جبهه اصولگرايي و نه كانونهاي قدرت جايگاه اصلي را ندارد. براي همين چنین اظهارنظراتی را بیان میکند. بنابراین اینگونه اظهارنظرهاي آقای باهنر و امثال او اهمیت زیادی ندارد.
احمد زیدآبادی فعال سیاسی اصلاحطلب در واکنش به ادعای باهنر نوشت: «محمدرضا باهنر برای بازگشت رئیس دولت اصلاحات به عرصه سیاست شروطی را مطرح کرده است. مگر ایشان میخواهد به عرصه سیاست برگردد که باهنر برایش شرط هم تعیین میکند؟ در این شرایط میخواهد به کجا برگردد؟ برگردد که چه بکند؟ اگر بنا به برگشت باشد؛ به نظرم این رئیس دولت اصلاحات است که باید شرط تعیین کند نه طرف مقابل! این ریخت از سیاست، دیگر متاعی نیست که به گمانم حتی رئیس دولت اصلاحات هم علاقهمند به بازگشت به عرصه آن باشد! تمامش برای باهنر و دوستانش!»
و سخنی با آقای باهنر!
نکته عجیب درباره آقای باهنر این نیست که اصرار دارد به هر نحوی هرچند وقت یکبار درباره خاتمی سخنان نرم و ملایم داشته و یا طرح درخواست گفتگو با جریان اصلاح طلب را بیان کنند؛ نکته قابل تامل و عجیب تر این است که ایشان درباره اینهمه توهین عجیب و غریب اصلاح طلبان به خودش سکوت می کنند. آنهم در حالیکه این جریان اصلاحات است که باید به خاطر عملکردش در سال 88، تلاش برای براندازی انقلاب اسلامی، نقش آفرینی مستقیم در تحریم های آمریکا بر علیه ملت ایران و همچنین بیست سال پرورش جاسوس و نیروی رسانه ای برای بی بی سی فارسی، رادیو فردا، صدای آمریکا، العربیه، اینترنشنال و... باید از مردم و حاکمیت معذرت خواهی کنند، نه اینکه اینگونه طلبکار هم باشند. همچنانکه خودشان نیز می دانند خاتمی به عنوان لیدر اصلاحات و یکی از سران فتنه 88 باید ماه ها قبل به دادگاه میرفت و درباره کارنامه ننگین خود پاسخگو می بود و تنها به لطف رحمتو صبر نظام همچنان آزادانه مشغول گشت و گذار و ایضا تعیین شهردار و تهیه نقشه برای پایتخت جمهوری اسلامی است.
در هرصورت باید از اقای باهنر درخواست کرد اگر از توهین به خود به راحتی می گذرند ولی به خاطر جریان اصولگرایی دربرابر این همه توهین های جریان اصلاحات سکوت نکنند! زیرا از شخصیت حقیقی جناب باهنر که بگذریم، چهره های طلبکار – بخوانید پررو- اصلاح طلب بیش از آنکه به شخص ایشان توهین کنند، در حقیقت باهنر را بهانه قرار داده و به نوعی اصولگرایی را هم به تمسخر گرفته اند.
اما یک نکته عبرت آموز درباره نوع رفتار اصلاح طلبان با آقای باهنر وجود دارد که هم برای ایشان و هم برای دیگر فعالین سیاسی می تواند قابل تامل باشد و آن اینکه: اصلاح طلبان هرگاه کسی از جریان اصولگرایی به آنها پیشنهاد مذاکره و گفتگو بدهد، سریع ناز می کنند و بعد هم طلبکار می شوند. این در حالیست که درپشت صحنه خاتمی توبه نامه می نویسد و واسطه می فرست که او را به حاکمیت برگردانند. این نشان می دهد که اصلاح طلبان علاوه بر ظاهر و باطن متفاوت، فقط وقتی اقتدار ببینند رفتار نرمال سیاسی دارند!
جناب آقای جهان تیغی؛ جنبش سبز و اصلاح طلبان هرگز در سال ۸۸ به دنبال براندازی نبوده اند وبه آرمان ها و ارزشهای انقلاب پایبند بوده اند!
لطفن دقیق، متقن وعالمانه سخن بگویید!
چه کسانی شعار " مرگ بر اصل ولایت فقیه "
سر دادند و بر روی شعار مرگ بر اسرائیل خط کشیدند
چرا سران فتنه اگر واقعا ریگی به کفش نداشتند آنها را محکوم نکردند و نگفتند اینها از ما نیستند
راه اعتراض به نتیجه انتخابات اردو کشی خیابانی بود ؟؟؟
کجای دنیا مطرح بودن به معنای حقانیت یک موضوع یا شخص تعبیر میشه؟ چرا عوض اردوکشی و کارهای چاله میدانی که ما بیشتریم و شما کمتر اید، درصدد دفاع عاقلانه و انسانی از کسی برنمیاید؟ اینکه کسی بره با جورج سورس شام و ناهار بزنه و گعده بگیره یعنی حقانیت؟ اینکه سران اسرائیلی بگن که اصلاح طلبا سرمایه های ما در ایران و خط مقدم ما در جنگ علیه جمهوری اسلامی هستند، یعنی حقانیت؟ اینکه نامه فدایت شوم برای جورج بوش پسر بنویسی و محور شرارت دنیا لقب بگیری یعنی حقانیت؟ اینطوری طرفداری و سینه چاک کردن غیرعقلانی برای شخص رو اسمش رو تحجّر و عقب موندگی نذاریم، چی باید بذاریم؟
بیانیه های آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی موجود است و سخنان آقای خاتمی هم موجود است!
لطفن تحقیق کنید!
اجرای کامل و بدون تنازل قانون اساسی خواست و مطالبه جنبش سبز و اصلاح طلبان است!
می دانم کمتشر نخواهید کرد ولی بر اساس درد انقلابی و ارمانی و تعهد به شهدای عزیز باید باز فریاد بزنم بله احمدی نزاد باید بمیرد جرا که اگر مردی غیرتی داشته باشد از این بیعدالتی های و زندگی مردم در این شرایط رندگی می کنند که با ارمانهای انقلاب و شهدا سازگاری ندارد بر او عار نیست اما عده ای باید به جهنم بروند چرا که با خاله باری و ژن برتر و رانت و....... که همراهی کردن با هر جریانی مدیران و برنامه ریزان ناتوان و بی سواد را با عطش قدرت و ثروت واشرافی گری تحمیل جامعه و مردم کردند و هر روز به رنگی در امدند و بر هر حق خواهی بر اساس ارمان گرایی چشم فرو یستند این اوضاع را رقم زدند40 سال گذشت هنوز مردم در تامین نیاز های اولیه خود مشکل دارند و کرفتارند و اصلا" زندگی مردم قراموش شده اینها بزرگترین ظلم را به نظام و ارمانها کرده اند پس چه جایی بهتر از جهنم برای انان است
اى جونم ! تو بايد دبير كل رهپويان ميشدى ! تا مى تونيد براش شرط و شروط بذاريد تا اون باشه كه ديگه پشت پرده توبه نامه ننويسه ! بعد هم حاضر نيست در حضور جمع يه كلمه بگه انتخابات كذا تقلب نشده ! يا توبه كنه يا … چه ميدونم بخدا ؟! بد روزگارى شده. ولى خودمونيم تا حكيم برجسته اى چون حسن عباسى و استاد فرهيخته اى چون جنابعالى و اون مشهديه كه شب تا صبح خاتمى رو نفرين ميكنه در صحنه حضور داريد بياد كه چى بگه ؟ كدوم دردى رو دوا كنه ؟! لابد مهندس هم خواب نما شده كه باز اسم اين سيد فتنه گر رو آورده وگرنه اگر كاريش نداشته باشند خود بخود فراموش ميشه .
"لازم میدانم این نکته را عنوان کنم که آقای باهنر چندان اعتبار برجسته سیاسی ندارد. ایشان هیچ سابقه انقلابی نداشتهاند و بیشتر در راستای جریانسازی دوران پس از انقلاب وارد فضای سیاسی شدهاند....
تنها راه نجات کشور از وضعیت فعلی وفاق و همدلی است همه با هم بدون در نظر گرفتن جریانات سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب این دو دیگر به آخر راه رسیده اند باید فکری نو از مردم که فقط دغدغه معیشتی و اقتصادی داشته باشند../.
مردم انقدر بعلت گرانی به دولتیها و نمایندگان بدو بیراه میگوند که فکر کنم مردگان مسیولین در گور دایم در حال لرزش هستند از اینکه مسیول نیستم احساس ارامش میکنم