به عدد قطرههای خون پاکی که ریخته شد، باید حسابکشی شود؛ از آمران و حامیان بیرونی تا عوامل داخلی، از طراحان اتاق عملیات تا پیادهنظام رسانهای. این پرونده بسته نمیشود؛ این مطالبه فراموش نمیشود.
دمدمی مزاجی یا وانمودکردن به آن از جمله ویژگیهای رسانهای ترامپ است که همزمان دو نتیجه در پی دارد: اول آنکه هرگز نمیتوان به هیچ یک از جملات و حرفهای ترامپ چه به نفع و چه علیه خود یا کشور اعتماد و اتکا کرد چراکه در فرض درست بودن نیز هرلحظه امکان تغییر آن وجود دارد.
پرچم شیروخورشید نشان شاهان مسلط بر ایران بود، اما نتوانست مردم ایران را دور خود و در برابر دشمن جمع کند و در شهریور ۱۳۲۰ ایران اشغال شد و همان انگلیسیهایی که رضاشاه را بر سر کار آورده بودند، او را با خفت از ایران خارج کردند و پسر بیاختیارش را بهجایش نشاندند.
در روزهایی که صدای اعتراض معیشتی از خانهها و سفرههای خالی شنیده میشود، بخشی از جنجالهای رسانهای نه برای حل اقتصاد، بلکه برای بازگشت چهرههای آشنا به صحنه سیاست شکل میگیرد و این متن تلاشی است برای نشان دادن اینکه چگونه بعضی منتقدان حرفهای، از جمله برخی اصلاحطلبان و عباس عبدی، همواره طلبکار ماندهاند اما سهم خود را از وضعیت امروز به رسمیت نشناختهاند....
اخلال در عرصه اقتصادی کشور بخشی از برنامهریزی دشمن برای ناراضی کردن مردم بوده است تا زمینه را برای ایجاد اغتشاش از سوی پادوهای تروریست خود فراهم کرده باشد!
این راهپیمایی از انسجام جنگ 12روزه نیز قیمتیتر است. چرا؟ چون انسجام تبدیل به اراده شده است؛ دستگاه محاسباتی مردم را شکل داده است که حاضرند برایش هزینه دهند.
رئیسجمهور امریکا و نخستوزیر جنایتکار رژیمصهیونی که در سال جاری ۱۱۰۰ نفر ایرانی بیگناه را بهطور مستقیم به شهادت رسانده، اخیراً به مداخله در امور داخلی ایران پرداختهاند و مدعی حمایت از معترضان شدهاند.
از پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ که مداخله نظامی مستقیم آمریکا در ایران پس از انقلاب اسلامی شروع شد، بارها به صورتهای مختلف تکرار و هر بار نیز با ناکامی مواجه شد.
آقای عراقچی با اظهارات برگرفته از فعالان اقتصادی و کمرنگ نشان دادن نقش تحریمها، پا روی لوله اکسیژن دشمنان بیرونی و پادوهای داخلی آنها گذاشته و مسیر تنفس این مجموعه را به مخاطره انداخته است.
ازاینرو، ونزوئلا امروز بهعنوان سنگر پیشانی جبهه مقاومت در برابر هژمونی امریکا است و حمایت همهجانبه بهویژه حمایت سیاسی از این کشور ضروری به نظر میرسد. مردم و دولت ونزوئلا باید اطمینان یابند که کشورهای جهان، بهویژه کشورهای مستقل آسیایی، پشتیبان آنان هستند.
ما با آمریکا مذاکره کردیم و آماده توافق بودیم، اما آنها توافق را با جنگ بر هم زدند. اکنون نیز برای ادامه مذاکره شرایطی تحقیرآمیز مطرح میکنند که بنده حاضر به پذیرش آن نیستم؛ زیر بار ذلت نمیرویم و ایران ضعیف و تکهپاره را نمیپذیریم.
جنگ غزه و درگیری بخش شمالی یمن با رژیم اسرائیل، سبب شد در طول جنگ، تعرض عوامل جنوب به بخش شمالی متوقف گردد. البته گاه و بیگاه خبرهایی از بخش جنوبی میرسید که از روابط پنهان جنوب با رژیم در حین جنگ غزه و حتی آمادگی آن برای عادیسازی با رژیم حکایت میکرد.
احتمالا عبارت "برانداز" استنباط مرحوم هاشمی از حرف رهبری(مثلا مجلس پر تنش) یا استنباط خود عطریان فر از سخن هاشمی باشد.زیرا به دلایل ذیل منطقی به نظر نمی رسد.
جناب پزشکیان، ماراتن کیش، یک اقدام مجرمانه و خیانت به مردم است. رژیم صهیونیستی و سایر دشمنان ایران اسلامی همه توان خود را برای ایجاد و گسترش اینگونه اقدامات هنجارشکنانه نیز به کار گرفته و میگیرند.
در فرهنگ ایرانی، یک مرد «مرد» است چون بار مشکلات بیرون را به خانه نمیآورد تا بین زن و بچه تقسیم کند. این حرف بدین معنا نیست که واقعیتها را به مردم نگوییم؛ اما اگر مشکلات را گفتیم و خدای نکرده چنان وانمود کردیم که راهحل نیست و کاری از ما ساخته نیست، عملاً چالشگویی میکنیم.
رهبر انقلاب با دعوت از محمود کریمی برای خواندن «ایران ای سرای امید»، بار دیگر همین حقیقت را برجسته کردند که ایمان و ایران یک هویت واحد را میسازند. آنچه ملت ایران را پیروز دفاع 8ساله یا 12روزه میکند، همین هویت ایرانی-اسلامی است.
برگزاری این دیدار در شرایطی است که معادلات منطقهای شاهد چرخشهای بنیادین بوده است. مقاومت قهرمانانه ایران در برابر رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲روزه، با ناکامی مشترک واشنگتن-تلآویو در دستیابی به اهداف خود در جنگ 2ساله غزه، وزن جدیدی به قدرتهای منطقهای بخشیده است.
جنگ غزه یک «نقطه عطف» بیبدیل در نظام بینالملل محسوب میشود. مختصات این نقطه عطف بر 2ستون اساسی استوار شده است: «آگاهی عمومی نسبت به ماهیت جنایتکارانه صهیونیسم» و «حمایت جهانی رو به رشد از حق حاکمیت مردم مظلوم فلسطین».
ریانات فکری و سیاسی همه به یک شکل به «ایران» نمینگرند و در تبیین مفهوم ایراندوستی و ملیگرایی در گستره میهن ما، سه رهیافت متمایز قابلتشخیص است که هر یک از منظری خاص به واکاوی معنای دلبستگی به ایران و هویت ملی میپردازد.
در موضوع تلگرام این دوگانه، سالهاست ذهن سیاستگذاران و افکار عمومی را درگیر کرده؛ حال آنکه مسئله اصلی نه «فیلتر یا رفع فیلتر» بلکه چگونگی حکمرانی مؤثر و مسئولانه بر بسترهای دیجیتال است.