قطر، سالهاست میزبان پایگاه نظامی آمریکاست. صدها میلیارد دلار قرارداد یکطرفه را هم به ترامپ پیشکش کرده تا امنیت بخرد. اگر هم واسطه مذاکرات آتش بس میان حماس و اسرائیل شدهه، به خواست ترامپ و نتانیاهو بوده است.
این ذی نفعان، کدام محافل هستند که از به هم ریختن بازار ارز، دامن زدن به تورم انظاری و بالا کشیدن قیمت ها، تحریف واقعیت ها، نا امید کردن مردم، جرئت دادن به تروریست ها و خرابکاران و قانون شکنان، و ایجاد حاشیه امن برای مجرمان سود می برند؟
دشمن، ضرباتی زد و ضرباتی خورد. ضرباتی که دریافت کرد، چنان بی سابقه و درناک بود که واسطه فرستاد و درخواست آتش بس داد. مقاومت مقتدرانه بود که محاسبات اشتباه او را به هم ریخت و به تردید جدی انداخت.
از نظر تاکتیکی، مذاکرات غیر مستقیم اگر از سوی وزارت خارجه درست مدیریت، می تواند به عنوان سرعت گیر در مقابل دشمن عمل کند. اما از نظر راهبردی، قطعا به لغو تضمین شده تحریم ها نخواهد انجامید.
می گفتند که با وجود اوج گیری کرونا و رکود شدید اقتصادی در سال های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، مصرف برق به خاطر عدم توسعه ظرفیت های نیروگاهی چنان از تولید برق پیشی گرفت که شاهد قطع شبانه روز و سراسری برق در تابستان و زمستان بودیم.
طوفانالاقصی، زیر سر ذوالفقار علی(ع)، و بارقهای از تکاپوی «مرحب» کش اوست. مدیران MI۶، CIA و موساد حق دارند بر پشت دست خود بزنند و بگویند مگر ما هزینه هنگفتی نکردیم و اسلام آمریکایی و شیعه و سنی انگلیسی نساختیم تا جهان اسلام را به جان هم بیندازیم.
چرا حزبالله لبنان و دیگر اعضای جبهه مقاومت وارد جنگ نمیشوند؟ حزبالله همین حالا به شکل هوشمندانه و حکیمانه، وارد جنگ شده و کابوس حمله غافلگیرانهاش، لحظهای نتانیاهو را رها نمیکند.
مخاطب این یادداشت، همه مسؤولان و مدیران در سه قوه و همه نیروهای انقلابی هستند. دشمنان سرشکسته از اقتدار فزاینده ایران، شبانهروز، به جنگ ترکیبی در ابعاد رسانهای، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهتمام دارند. این مصاف، میدان آزمون بصیرت، غیرت و همت است. معیشت مردم، همان قدر در معرض دستدرازی بدخواهان است، که فرهنگ و باورها و ادراکات افکار عمومی.
نمیدانم آمریکا تا ۲ سال دیگر دوام خواهد آورد یا نه. این اتفاقی است که در حال وقوع است. واشنگتن نقش و قدرت خود را در عرصه جهانی از دست داده. ایالتهای آمریکا هرگز در وضعیت وخیمی مثل امروز نبودهاند. هیچ چیز خوبی درباره وضعیت کشور وجود ندارد که بخواهیم درباره آن گفتوگو کنیم.
فهرست طولانی بیتدبیری و سوء تدبیرهای دولت گذشته، چیزی از مسئولیت دولت مستقر نمیکاهد. اولا رفتار دولتمردان، باید در قالب یک کل به هم پیوسته باشد و پازل راهبرد کلان دولت را تکمیل کند.
اسرائیل با هیاهوی اخیر میخواست روند مذاکرات وین را -که حاکی از موقعیت برتر ایران است- منحرف کند، اما بر عکس، تصاویر تمرین موشکی برای «انهدام تاسیسات دیمونا»، موقعیت غرب را ضعیفتر کرد و دهان آنها را درباره لزوم مذاکرات موشکی و منطقهای بست
باور کردنی نبود، اما وزیر نیرو 23 بهمن 96، با ادبیاتی تُهی از تدبیر مدعی شد «ساخت نیروگاه برای ۲۰۰ ساعت، توجیه اقتصادی ندارد و زیر بار فشار مافیای نیروگاهسازی نمیروم»!
در این میان از همه عجیبتر، فضاسازی غربگرایان است. آنها مطابق آرزوی آمریکا، اصرار داشتند ایران پا در تلهای بگذارد که آمریکا برای شوروی چید و خودش گرفتار آن شد.
اتفاقات مهمی در راه است. ساخت درونی قدرت ملی، در حال ترمیم و تقویت دوباره از ابعاد اجتماعی و حاکمیتی است؛ و حال آنکه طیف مأمور غرب کوشیدند انشقاق و بیهنجاری را ترویج کنند.
آیا خون به ناحق ریخته شده قهرمان مقاومت و امنیت منطقه، برخی مدیران خوابزده را بیدار میکند تا بیش از این، به دشمن اعتماد نکنند و مرتکب خیانت شکافافکنی دوباره در جامعه نشوند؟
در این میان، مشکل بودجه، موجب شد شهرداری و شورای شهر تهران با وجود خطر شیوع کرونا، بر اجرای دوباره طرح ترافیک اصرار ورزند و طبعاً مترو و اتوبوسها با ازدحام مواجه شوند.