شهید آوینی در سفرنامه خود مینویسد: «ای بقیع ای گنجینهدار فریاد خطاب ما اینجا با عاشقان است. و با دردآشنایان که این حکایت را دیگر هر دلی تاب شنیدن ندارد. ای اشک مهلتی تا بازگویم حکایتی را که قرنهاست در سینهام مستور مانده است.»
آوینی دوبار به سفر حج میرود. اولینبار سال ۶۶ که به عنوان عضو گروه هنری از طرف بعثه به حج مشرف میشود و حاصل آن در قالب «سفر به سرزمین نور» منتشر میشود.
اگر شهید نباشد ...خورشید طلوع نمیکند و زمستان سپری نمیشود. اگر شهید نباشد ...چشمههای اشک میخشکد، قلبها سنگ میشود و دیگر نمیشکند و سرنوشت انسان به شب تاریک شقاوت و زمستان سرد قساوت انتها میگیرد.
شهید آوینی در سفرنامهاش از حج مینویسد: حکایت بقیع، حکایت غربت است، غربت اسلام، و با که باید این راز را باز گفت که اسلام در مدینةالنبی از همه جا غریبتر است؟خطاب ما اینجا با عاشقان است و با درد آشنایان، که این حکایت را دیگر، هر دلی تاب شنیدن ندارد.
فیلمبردار مستندهای «روایت فتح» و «مستندساز» گفت: در میان بچههای جهادی تلویزیون رسم نبود که کسی دنبال نام باشد. فضا به گونهای بود که بحث پول را مطرح نمیکردیم. انتهای برنامهها نیز تنها همین جمله نوشته میشد: «تهیه شده در گروه جهاد سازندگی». حتی اسم شهید آوینی هم نبود، خود ایشان نیز پس از شهادت، نامشان مطرح شد.