شعارها متفاوت و جالب بود؛ در یک پلاکارد نوشته شده بود «خرابکاری کارشون آمریکا اربابشون»؛ یکی دیگر نوشته بود «مشکل اقتصادی داریم اما وطن فروش نیستیم»، جمعی از جوانان فریاد میزدند «این آخرین پیامه فتنه گری تمامه»، آن یکی نوشته بود «ایران حرم است»، یک نفر «سس خرسی» آورده بود تا شاهزاده خیالی هم حضور داشته باشد!
منتظر شروع سخنرانی بودیم که دیدم آقا در حال صحبت با آقای رفیعی هستند. گفتم احتمالا سوالی، نکتهای رد و بدل شده است که دیدم آقا برخواستند و جلوتر آمدند تا در مقابل جمعیت قرار گرفتند.
مهمانان که صحبت می کردند در بین همهمه تا نوبت نفر بعدی شود صدایی از قسمت بانوان بلند شد؛ صدا آنقدری واضح نبود. گوشم را تیز کردم متوجه شدم که درخواستی دارد. آقا شنیدند و پشت بلندگو گفتند بعد از جلسه بیایید و نکاتتان را مطرح کنید.