طبق قانون اقدام راهبردی دولت موظف است سالانه حداقل 120 کیلوگرم اورانیوم 20 درصد تولید و ذخیره سازی کند. بدیهی است که این موضوع در حیطه وظایف قانونی دولت بوده و به هیچ عنوان نمیتواند از آن تخطی کرده یا آن را دور بزند.
تشدید رایزنی های رئیس موساد علیه مذاکرات هسته ای با ایران تا حد زیادی معطوف به انتقال این پیام از سوی صهیونیستها به کشورهای منطقه و جهان است که اسرائیل علی رغم متحملشدن ضربات سخت و سنگین در طی تحولات حدودا دو ساله اخیر در سطح منطقه، همچنان قدرت دارد و می تواند بر تعیین بسیاری از دستورکارها در واشینگتن با محوریت پرونده های مهم منطقه ای، اثرگذاری جدی ...
در بُعد نظامی نیز، ۷۰ درصد پاسخدهندگان قدرت نظامی ایران را "زیاد" یا "خیلی زیاد" توصیف کردهاند، و 66 درصد معتقدند در صورت وقوع جنگی میان ایران و آمریکا، نتیجه نهایی به مقاومت ایران و عقبنشینی طرف مقابل خواهد انجامید. تنها 14 درصد چنین درگیریای را بینتیجه یا منتهی به بنبست دانستهاند.
وسط مذاکره غیر مستقیم با آمریکا، اصلاح طلبان دنبال زیر بغل مار میگردند. زنجیرهایها چنان به دشمن فرضی مخالف مذاکره حمله میکنند که گویی جریان انقلابی مذاکرات شنبه را لغو کرده است نه ویتکاف!
این روایتهای تحریفآمیز در حالی است که ترامپ اگر والتز را از سمت مشاور امنیت ملی کنار گذاشت، مارکو روبیو وزیر امور خارجه تندرو خود را با حفظ سمت به جای والتز گماشت.
با وجود آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای تعامل سازنده، نشانههای تردید و ناهماهنگی در سمت آمریکایی نشان میدهد که اراده جدی برای دستیابی به توافق متوازن وجود ندارد.
این جریان رسانه ای با وجود اینکه تجربه برجام و عاقبت رفتارهای ساده لوحانه گذشته را پیش روی خود می بینید، متأسفانه باز هم مشغول کف و سوت شده و بدون واقع گرایی و مبتنی بر رفتارهای سطحی و عوامانه در حال برهم زدن امنیت روانی مردم و مسئولین است.
اینکه می بینیم ترامپ و متحدانش به دنبال کسب دستاوردهای حداقلی و شاخ و برگ دادن رسانه ای به آنها هستند، ریشه در این واقعیت دارد که اساسا آمریکایِ کنونی توان کسب پیروزی واقعی را ندارد. این مساله ناشی از افول هژمونیک آمریکا است که روندی ادامهدار را در سالهای اخیر طی کرده و اکنون به دوره جدیدِ حضور ترامپ در قدرت رسیده است.
اصلاح طلبان گرچه به غربگرایی شهرت دارند اما کمتر کسی تصور میکرد در جریان مذاکرات انگشت اتهام را به سوی ایران بگیرند و مذاکره کننده ایرانی را به روتوش کردن و عدم صداقت متهم کنند! یا پذیرش ایران به مذاکره را تن دادن جمهوری اسلامی به خواسته مردم میخوانند!
مذاکراتی که انجام شد با هماهنگی کامل در تمام سطوح جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. نمیتوان تصور کرد که از صداوسیما گرفته تا وزارت خارجه، رسانههای رسمی و مقامات دولتی و ... مسیری را طی کرده باشند و این مسیر بدون هماهنگیهای کامل انجام شده باشد.
کم توجهی به موضوع مورد علاقه آمریکاییها و پرداختن به موضوعات اساسی کشور از یک طرف انتظارات واهی افکار عمومی را از معجزه مذاکره کاهش میدهد و از طرف دیگر مسئولانی را که به بهانه رفع تحریمها و حل شدن مسائل کشور دست روی دست گذاشتند، به رفع سریعتر مشکلات ترغیب خواهد کرد.
این جریان رادیکال همچون رئیس جمهور محبوبشان که از آب خوردن و مشکلات محیط زیستی، تا احیای بانکها، صنعت، اشتغال و ازدیاد منابع آبی را به مذاکره با آمریکا ربط داده بود، اگر بتوانند، حیات و ممات ملت ایران را نیز به آمریکا گره میزنند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب استراتژی ترامپ مبنی بر «صلح از راه زور» پرده برداشت: «استراتژی ترامپ اما نه جنگ که «صلح از راه قدرت» یا زور است؛ تحمیل صلح که در اولین دستورالعمل ریاست جمهوری ترامپ دوم هم به چشم میخورد. و این ترکیبی از بلوف، تهدید و تحریک بود؛ بدون آنکه بیش از اندازه یا کمتر از حد امکان جدی گرفته شود.»
در افق بلندمدت امريكا، ايران را متحد خود ميبيند. در اين راستا چهرهاي مثل ترامپ به دليل پيوندهاي فردي و كاسبي مشترك در گذشته با پوتين چه بسا علاقهمند باشد روسيه و ايران را در راهبرد محاصره چين شريك كند!
در جدیدترین اظهارات، مدعیان اصلاحات بر اساس توئیت یکی دو نفر که یکی از آنها عضو شورای اطلاعرسانی دولت هم هست! و بیشتر به یک شوخی و لطیفه شبیه است، ادعا میکنند که آمریکا در صورت توافق با ایران، یک هزار میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری میکند!
مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا از شنبهی هفتهی آینده در عمان آغاز میشود و فعلاً جمهوری اسلامی ایران دست برتر را دارد، امّا باید به دو نکتهی بسیار مهم و جدّی توجّه کرد. نخست آنکه چون تجربه نشان داده آمریکاییها به دلیل روحیّه و منش استکباری و زورگویی خود، حاضر به مذاکره و توافقی عادلانه نیستند.