نمی دانستم چه هدفی را دنبال میکند. اما مدتی بعد اعلام شد که در کاخ صدام درگیری شدیدی رخ داده و یکی از پسران صدام به شدت مجروح شده و چندین فرمانده و محافظ کشته شده اند!
در سالگرد اعدام صدام، دخترش رغد صدام حسین بخشهایی از یادداشتهایی را که به پدرش منسوب است منتشر کرد. این یادداشتها که به گفته او در دوران زندان صدام نوشته شدهاند، جزئیاتی از روزهای پایانی زندگی او و ایستادگیاش در برابر مرگ را روشن میکنند.
هاوارد تیچ عضو شورای امنیت ملی آمریکا در زمان ریگان معتقد است: «آمریکا برای صدام حسین کاری کرد که تا آن روز برای هیچیک از نزدیک ترین متحدان خود نکرده بود.»
قبل از شروع رسمی جنگ گزارشهایی از حضور تک تیراندازهای عراقی در مرزها و شلیک آنها به نیروهای ما مخابره میشد. این گزارشها نشان میداد که حمله بعثیها قریبالوقوع است، اما وقتی این گزارشها را به بنیصدر میدادیم کاری انجام نمیداد
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نتانیاهو کار صدام را انجام میدهد و برای کشاندن ما به جنگ تمامعیار با آمریکا، مدام در حال تحریک ایران و انجام اقدامات تروریستی مثل حمله به سفارتخانه و ترور هنیه است.
صدام در اجلاس اضطراری مجلس ملی تازه تأسیس عراق در مقابل نمایندگان مجلس، گفت: در برابر شما اعلام میکنم که ما قرارداد مارس ۱۹۷۵ را کاملاً ملغی میدانیم.
خبرنگارها دور رزمندهها را گرفته بودند و یکییکی با آنها مصاحبه میکردند. یکی از رزمندهها که از مصاحبه خوشش نمیآمد، جملهای گفت که همه را به خنده انداخت.
میخاییل رمضان، معلم سادهای بود که به دستور صدام، عملی جراحی نیز روی صورتش انجام گرفت تا هیچگونه تفاوتی با او نداشته باشد. به این ترتیب میخائیل رمضان، ١٩ سال تمام در نقش صدام، همه را فریب داد.
با شنیدن این جمله اشک شوق در چشمهایم حلقه زد. مثل بقیه به زمین افتادم و سجده شکر رفتم. به یاد روزهای اول جنگ افتادم که صدام گفته بود هفته دیگر جشن پیروزی را در میدان آزادی تهران خواهد گرفت.
چیزی طول نکشید که سروکله تانکها و نفربرهای عراقی روی جاده آسفالت پیدا شد. ما حتی با آرپیجی هم از پس آنها برنمیآمدیم؛ آرپیجی به تانکها میخورد، کمانه میکرد؛ اما بچهها ناامید نمیشدند و با نارنجک ادامه میدادند تاکمی سرعت پیشروی تانکها را بگیرند. ما باید چند روز مقاومت میکردیم تا بقیه یگانها به ما الحاق شوند و پاتک را جواب دهیم.
بعد از تشییع پدرم، پیکرش را در همان مزاری دفن کردیم که اردیبهشت سال ۱۳۶۴ به صورت نمادین سنگی برایش گذاشته بودیم. پدرم به حضرت زهرا (س) خیلی ارادت داشت. برای همین پیکرش مقارن با شهادت حضرتزهرا (س) در ۱۷اردیبهشت سال ۱۳۹۰ به وطن برگشت و با استقبال مردم تشییع شد