سه شنبه ۱۶ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۵۴
تعداد نظر۱
داغ کنيد+ ۱
در دوران زعامت رهبری شهید، قدرت نظامی و امنیتی ایران به نحوی چشمگیر چه به صورت مستقل و چه در بعد منطقه‌ای تقویت و به پشتوانه دیپلماسی ایرانی تبدیل شد، استقلال راهبردی ایران تثبیت شد و واقع گرایی راهبردی در عین توجه به اصول راهنما، چراغ راه سیاست خارجی ایران شد. مسائلی که همه و همه در کنار هم، دستاوردهای زیادی را برای ایران خلق کردند.
۶ میراث مهم رهبر شهید برای سیاست خارجی ایران/ از توسعه عمق راهبردی ایران و افزایش نقش‌آفرینی منطقه‌ای تا تثبیت بی‌اعتمادی راهبردی به آمریکا
گروه بین‌الملل جهان نیوز، در مدت اخیر و البته وضعیت کنونی و همزمان با برگزاری باشکوه مراسم تشییع و بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران "حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای"، شاهد طرح دیدگاه‌ها و تحلیل‌های مختلف با محوریت ابعاد گوناگون میراث حکمرانی ایشان در دوره زعامتشان هستیم. در این چهارچوب، صاحب نظران داخلی و بین المللی هرکدام به شیوه‌ای سعی در برجسته ساز نکته و مساله‌ای دارند. در این میان، تقریبا اغلب ناظران و تحلیلگران اجماع نظر دارند که انقلاب اسلامی ایران در دوران زعامت رهبر شهید، با نگاه به گذشته افتخارآمیز خود، در زمان حال تثبیت و تقویت شد و البته که رهبری شهید، چشم اندازهای روشن و معناداری را برای آینده آن تعیین کردند و ملت ایران را در مسیر درستِ رسیدن به قله فتح و موفقیت قرار دادند.

در این راستا، یکی از حوزه‌هایی که می توان نمودهای عینی میراث موفق رهبر شهید در امر حکمرانی ایران را در قالب آن مشاهده کرد، عرصه سیاست خارجی کشورمان است. از این رو، به نظر می رسد که در این رابطه، توجه به ۶ مولفه ضروری است.

1: تثبیت اصل استقلال راهبردی در سیاست خارجی ایران
مهم‌ترین میراث سیاست خارجی دوران زعامت رهبریِ شهید را باید تثبیت مفهوم «استقلال راهبردی» در سیاست خارجی کشورمان دانست. در این چهارچوب، استقلال صرفا به معنای استقلال سیاسی نیست، بلکه توانایی کشور برای اتخاذ تصمیمات کلان بدون تاثیرپذیری از فشارهای قدرت‌های خارجی است. بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران تحت زعامت رهبری شهید تلاش کرد در موضوعات حساس امنیتی، دفاعی، هسته‌ای و منطقه‌ای، تصمیمات خود را بر پایه محاسبات داخلی و نَه خواست بازیگران خارجی اتخاذ کند. این رویکرد موجب شد ایران در مقاطع مختلف، حتی در شرایط فشار اقتصادی و سیاسی، از برخی مواضع راهبردی خود عقب‌نشینی نکند.

از منظر این دیدگاه، تجربه کشورهای وابسته نشان داده است که اتکا به قدرت‌های بزرگ، در نهایت، استقلال تصمیم‌گیری را شدیدا تضعیف می‌کند. بنابراین حفظ ظرفیت تصمیم‌سازی مستقل، حتی اگر هزینه‌هایی در کوتاه‌مدت داشته باشد، در بلندمدت، امنیت و اقتدار بیشتری برای کشور ایجاد می‌کند. همین اصل، به یکی از شاخص‌های اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره حیات سیاسی رهبری شهید تبدیل شد و در بسیاری از تصمیمات کلان، از مذاکرات هسته‌ای گرفته تا مناسبات منطقه‌ای و مواجهه با قدرت‌های جهانی، نقش تعیین‌کننده ایفا کرد.

2: نهادینه شدن بی‌اعتمادی راهبردی به آمریکا
شاید هیچ مولفه‌ای به اندازه «بی‌اعتمادی به آمریکا» در اندیشه سیاست خارجی ایران در دوره زعامت رهبری شهید برجسته نباشد. این رویکرد بر پایه این برداشت شکل گرفت که اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا صرفا اختلافی تاکتیکی یا ناشی از سوتفاهم نیست، بلکه ریشه در تعارض منافع، برداشت‌های متفاوت از نظم منطقه‌ای و تجربه‌های تاریخی و البته جهان بینی‌های متفاوت دارد. رهبر شهید در این زمینه به طور خاص به تجربیات تاریخی بدعهدی‌ها و خیانت آمریکا به ملت ایران اشاره ویژه‌ای داشتند و تاکید می کردند که نباید کشور را معطل رابطه با آمریکا و یا دل خوش کردن به این نکته کرد که آمریکا به تعهداتش در قبال ایران عمل خواهد کرد. حمایت جدی آمریکا از رژیم پهلوی در پیش از انقلاب و پشتیبانی از عراق در جریان جنگ تحمیلی، اعمال تحریم‌های گسترده علیه کشورمان و خروج غیرقانونی دولت آمریکا از توافق هسته‌ای (برجام) در سال ۲۰۱۸ و البته تجاوز به کشورمان در بحبوحه مذاکرات ایران و آمریکا، تنها بخشی از بدعهدی‌هایی بودند که رهبر شهدید مکررا به آن‌ها اشاره داشتند.

در این چارچوب، رهبر شهید به طرق آشکار و پنهان تاکید داشتند که تغییر دولت‌ها در واشینگتن لزوما به تغییر رویکردهای بنیادین آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران منجر نشده است. بر این اساس، در این دوره این گزاره به یکی از مبانی سیاست خارجی ایران تبدیل شد که مذاکره، در صورت انجام، نباید به معنای اعتماد به طرف مقابل تلقی شود. از منظر این تحلیل، گفت‌وگو می‌تواند ابزاری برای تامین منافع ملی باشد، اما طراحی سیاست خارجی نباید بر فرض حسن نیت یا پایبندی دائمی آمریکا به تعهداتش استوار شود. گزاره‌ای که کمتر در تاریخ از سوی آمریکایی‌ها رنگ واقعیت به خود گرفته است.

این نگاه در سال‌های بعد، به‌ ویژه پس از خروج آمریکا از برجام، به مساله‌ای تبدیل شد که تاکیدات جدی‌ترِ رهبر شهید بر ضرورت احتیاط و اتکا حداکثری به توان داخلی و نه وعده‌های دشمن را در پی داشت. در نتیجه، بی‌اعتمادی به آمریکا صرفا یک شعار سیاسی تلقی نشد، بلکه به یک اصل راهبردی در محاسبات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل گشت.

3: توسعه عمق راهبردی ایران و افزایش نقش‌آفرینی منطقه‌ای
یکی دیگر از مهم‌ترین میراث‌های دوران زعامت رهبر شهید، گسترش حضور و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران بود. در این چهارچوب، امنیت ایران صرفا در مرزهای جغرافیایی کشورمان تعریف نشد، بلکه بر این مبنا قرار گرفت که مقابله با تهدیدها باید پیش از رسیدن آن‌ها به مرزهای کشور، مد نظر باشد. بر اساس این برداشت، تحولات غرب آسیا مستقیما با امنیت ملی ایران پیوند دارد و بی‌تفاوتی نسبت به مسائل منطقه می‌تواند هزینه‌های بیشتری را بر ایران تحمیل کند.

از این رو، جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای کوشید روابط خود را با بازیگران همسو گسترش دهد و نقش فعال‌تری در تحولات پیرامونی ایفا کند. این رویکرد رهبر شهید موجب شد تا قدرت بازدارندگی منطقه‌ای ایران تقویت شود (از منظر ظهور محور مقاومت) و جایگاه کشور در بسیاری از معادلات راهبردی ارتقا یابد. امروز بسیاری از تحولات مهم غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تحلیل نیست و این جایگاه، محصول سرمایه‌گذاری راهبردی بلندمدت در سیاست منطقه‌ای و رهنمودها و جنس نگرش خاص رهبر شهید انقلاب اسلامی است.

4: پیوند بازدارندگی دفاعی با دیپلماسی
در این دوره، سیاست خارجی ایران و توان دفاعی کشورمان دو حوزه جدا از یکدیگر تلقی نشدند، بلکه مکمل هم بودند. بر اساس این دیدگاه، دیپلماسی زمانی از قدرت چانه‌زنی موثر برخوردار خواهد بود که کشور از ظرفیت‌های دفاعی و بازدارندگی قابل اتکا برخوردار باشد. این مساله بارها و بارها در بیانات رهبر شهید انقلاب بازتاب داشت. به همین دلیل، توسعه توان موشکی، ارتقای ظرفیت‌های دفاعی و تاکید بر خودکفایی در صنایع نظامی، صرفا سیاست‌های دفاعی محسوب نشدند، بلکه بخشی از راهبرد کلان سیاست خارجی ایران بودند.

در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر نیز همگان به عینه دیدند که این قدرت نظامی ایران بود که توانست سطح چانه‌زنی سیاسی کشورمان در مذاکرات را افزایش دهد و دستاوردهای میدانی ایران را تثبیت کند. افزایش قدرت نظامی ایران در ابعاد گوناگون در دوره رهبر شهید، امکان تصمیم‌گیری مستقل و مقاومت در برابر فشارهای خارجی را تا حد زیادی تقویت کرد.

5؛ نگاه به شرق و حمایت از نظام چندقطبی
یکی از مهم‌ترین نکات مد نظر رهبر شهید در حوزه سیاست خارجی ایران، تلاش برای تنوع‌بخشی به روابط خارجی کشورمان و کاهش وابستگی به غرب بود. بر این اساس، همکاری با قدرت‌های آسیایی و اقتصادهای نوظهور، نه به‌عنوان جایگزینی کامل برای تعامل با سایر کشورها، بلکه به‌عنوان راهبردی برای ایجاد توازن در روابط خارجی ایران دنبال شد. در این چهارچوب، گسترش روابط با قدرت‌های شرقی، حضور فعال‌تر در سازوکارهای منطقه‌ای و بین‌المللی و تاکید بر شکل‌گیری نظم چندقطبی، از اولویت‌های سیاست خارجی ایران محسوب شدند.

این نگاه بر این فرض استوار بود که ساختار قدرت جهانی در حال تغییر است و سهم‌بازیگران غیرغربی در اقتصاد و سیاست بین‌الملل رو به افزایش است. رهر شهید به این مساله تاکید داشتند که باور به تغییر در نظام بین الملل خود ظرفیت‌های جدیدی برای همکاری اقتصادی، امنیتی و سیاسی ایجاد می کند. از منظر ایشان، تنوع‌بخشی به شرکای بین‌المللی ایران و توسعه همکاری‌های با جهان شرق و البته ملت‌های ستمدیده در کشورهای در حال توسعه، آسیب‌پذیری کشور را در برابر فشارهای یک‌جانبه کاهش می‌دهد و اهرم اعمال نفوذ غرب بر معادلات حکمرانی ایران را از بین می برد. موضوعی که خود تثبیت کننده استقلال ملی ایران در دوران زعامت رهبر شهید بوده است.

6: تاکید بر دیپلماسی همراه با حفظ خطوط قرمز
آخرین مولفه مهم از میراث رهبری شهید در حوزه سیاست خارجی ایران، تلفیق دیپلماسی با حفظ اصول و خطوط قرمز راهبردی کشورمان بود. در این نگاه، مذاکره نه یک هدف، بلکه ابزاری برای تامین منافع ملی است و زمانی ارزشمند خواهد بود که به حفظ عزت، استقلال و منافع کشور منجر شود. بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف وارد گفت‌وگو و مذاکره شد، اما همواره بر حفظ برخی اصول بنیادین تاکید داشت. این رویکرد تلاش می‌کرد میان انعطاف تاکتیکی و ثبات راهبردی تعادل‌برقرار کند. به این معنا که شیوه‌های دستیابی به اهداف می‌تواند متغیر باشد، اما اهداف کلان و اصول اساسی نباید دستخوش تغییر شود.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این الگو موجب شد سیاست خارجی ایران از افتادن در دام تصمیم‌های مقطعی یا هیجانی فاصله بگیرد و چهارچوبی نسبتا پایدار برای مدیریت روابط خارجی شکل گیرد. به طور کلی در دوران زعامت رهبری شهید، قدرت نظامی و امنیتی ایران به نحوی چشمگیر چه به صورت مستقل و چه در بُعد منطقه‌ای تقویت شد و به پشتوانه دیپلماسی ایرانی تبدیل شد، استقلال راهبردی ایران تثبیت شد و واقع گرایی راهبردی در عینِ توجه به اصول راهنما، چراغ راهِ سیاست خارجی ایران شد. مسائلی که همه و همه در کنار هم، دستاوردهای زیادی را برای ایران خلق کردند.
https://jahannews.com/vdchxmnww23n6-d.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

اگر سیدعلی فقط یک میراث داشت،‌ ساخت همین ایران مقتدری است که ۴۰ روز برابر دو قدرت اتمی ایستاد، سرخم نکرد و آنها را شکست داد.