برتری فناوری اسرائیل در برابر ابزارهای ساده اما مؤثری مانند پهپادهای FPV به چالش کشیده شده، راهبرد اتکا به مواضع ثابت ناکام مانده و این مواضع به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شدهاند.
گروه بین الملل جهان نیوز: در ارزیابی جامعی از وضعیت کلی جبهه لبنان روشن میشود که ۲۴ ساعت گذشته نقطه عطفی میدانی و کیفی بوده است؛ بهگونهای که مقاومت اسلامی با ابتکار عمل و آتش، ریتم تحولات را در دست گرفته، از فشارهای سیاسی مرتبط با مذاکرات واشنگتن عبور کرده و تأکید کرده است که میدان نبرد تعیینکننده واقعی مسیر درگیری است.
در این چارچوب، با ورود یک تیپ زرهی جدید از لشکر ۳۶ ارتش اشغالگر اسرایل به صحنه نبرد، شمار نیروهای درگیر در نبرد بنت جبیل به سه لشکر اصلی ۹۸، ۱۶۲ و ۳۶ افزایش یافت؛ بهطوری که در میدان، شش تیپ نخبه پیاده و دو تیپ زرهی فعال هستنندد که حدود ۸۰ درصد از برترین یگانهای رزمی ارتش دشمن را تشکیل میدهند؛ نشانهای روشن از حجم سرمایهگذاری نظامی اسرائیل در این جبهه.
با وجود این تجمع بیسابقه، دشمن طی چهار روز متوالی در شکستن پوسته دفاعی شهر بنت جبیل ناکام ماند و با ضدحملات پرشدت مقاومت مواجه شد. در همین حال، درگیریها در شهرک الخیام با شدت از سر گرفته شد؛ جایی که هجدهمین تلاش پیاپی برای پیشروی به سمت محلههای غربی و شمالی بدون هیچ دستاورد قابلتوجهی ناکام ماند. مقاومت این تلاشها را به تلههای مرگ تبدیل کرد؛ بهگونهای که دشمن به زخمی شدن فرمانده گردان ۵۲ زرهی، کشته شدن یک سرگرد و زخمی شدن سه سرباز از تیپ ۱۸۸ در یک درگیری دوم اعتراف کرد، افزون بر آنکه در درگیری سوم با یک هسته مقاومت متشکل از تنها سه رزمنده، ۱۰ چترباز نیز زخمی شدند؛ امری که نشاندهنده کارآمدی بالای واحدهای کوچک رزمی است.
در سطح عملیاتی، مقاومت الگوی پیشرفتهای از «تمرکززدایی هماهنگ» را به نمایش گذاشت؛ بهطوری که حملات موشکی همزمان در حدود نیم ساعت علیه بیش از ۱۲ شهرک و پایگاه نظامی بهصورت همزمان اجرا شد؛ موضوعی که از وجود شبکه فرماندهی و کنترل منسجمی حکایت دارد که از حملات هوایی اسرائیل آسیب ندیده است. در مقابل، دشمن تلاش کرد در محورهای بنت جبیل، الخیام، شمع و البیاضه مستقر شود و مواضع نظامی ثابت و موقت ایجاد کند، اما مقاومت این روند را زودهنگام رصد کرده و این نقاط را به مراکز فرسایش و تخریب لجستیکی و انسانی تبدیل کرد.
در تاکتیکهای نبرد زمینی، مقاومت با اعتماد به نفس بالا و بر پایه مفاهیم جنگ نامتقارن مدرن عمل کرد و بهجای استقرار ثابت، از «دفاع انعطافپذیر و فعال» بهره گرفت؛ از جمله با تاکتیک «کِشاندن و هدف قرار دادن» که مبتنی بر اجازه نفوذ محدود به نیروهای دشمن در حاشیه های شهرهای الخیام، بنت جبیل و القوزح و سپس محاصره آنها با آتش متمرکز است، به گونهای که امکان تثبیت یا ایجاد استحکامات از آنها سلب میشود.
همچنین استفاده گسترده از پهپادهای انتحاری FPV متصل به فیبر نوری و غیرقابل اخلال، تحولی تعیینکننده ایجاد کرده است؛ این پهپادها برای هدف قرار دادن دقیق اهداف متحرک بهکار رفتند، از جمله انهدام یک خودروی هامر در عین إبل، یک خودروی لجستیکی در کریات شمونا و حمله مستقیم به نظامیان رژیم اشغالگر در الناقوره که عملاً برتری زرهی و سامانههای حفاظتی اسرائیل مانند «تروفی» را خنثی کرد.
در چارچوب عملیات تهاجمی، مقاومت منتظر حملات دشمن نماند و پیش از آغاز، تجمعات آن را هدف قرار داد؛ چنانکه در جنوب الخیام و نیز در شمع و البیاضه رخ داد. همچنین با رصد محلهای تازه ایجادشده توپخانه در البیاضه و انهدام فوری آنها با موشک موفقیتی اطلاعاتی مهم به دست آورد که سامانه پشتیبانی آتش نیروهای پیشرو را دچار اختلال کرد.
در حوزه مانور آتش، مقاومت بر سه بُعد مکمل تکیه کرد: نخست، هدف قرار دادن عمق راهبردی از طریق حمله به پایگاهها و مراکز فرماندهی مانند شراگا، پادگان لیمان، کرمیئل و نهاریا؛ دوم، گسترش جبهه فرسایشی در جولان اشغالی سوریه با هدف قرار دادن مواضع متعدد نظامی؛ و سوم، اجرای حملات رگبارهای موشکی علیه شهرکهای مجاور مرز لبنان مانند کریات شمونا، المطله، مسکاو عام و دیشون با هدف اشباع سامانههای پدافند هوایی و فلج نگه داشتن جبهه داخلی.
در مقابل، دشمن تغییر رویکردی در راهبرد آتش خود نشان داد و از آتشبار مقدماتی محدود به سمت ایزولهسازی کامل و تخریب نظاممند حرکت کرد؛ بهگونهای که با تلفیق توپخانه، نیروی هوایی و پهپادها، پوشش لجستیکی بنت جبیل، عمق ساحلی صور و گرههای ارتباطی در محور النبطیه–اللیطانی و نیز خط مقدم شرقی در الخیام و میس الجبل را هدف قرار داد تا نوعی نابودی مهندسیشده در مناطق مسکونی ایجاد کند. این حملات بیش از ۴۰ روستا را دربر گرفت و نشاندهنده تلاش برای جبران ناکامی زمینی از طریق تخریب گسترده در خطوط دوم و سوم است.
در عرصه پدافند هوایی، مقاومت دستاوردهای قابلتوجهی ثبت کرد؛ از جمله وادار کردن یک جنگنده اسرائیلی به عقبنشینی بر فراز بقاع غربی، مجبور کردن دو پهپاد «هرمز ۴۵۰» به خروج از آسمان صور و ساحل الزهرانی، و اعلام سرنگونی یک پهپاد از همین نوع در تاریخ ۱۱ آوریل ۲۰۲۶ بر فراز شهرک صدیقین با موشک زمین به هوا؛ رخدادهایی که نشاندهنده تضعیف واقعی توان شناسایی اسرائیل است.
در حوزه جنگ روانی نیز روایت اسرائیل درباره کنترل اوضاع فرو ریخت؛ چرا که گزارشهای داخلی از تبدیل مواضع نظامی به نقاط فرسایشی دائمی حکایت دارد و زخمی شدن فرماندهان میدانی، کشته شدن افسران و نافرمانی نیروهای ذخیره در لشکر ۱۴۶، عمق بحران ساختاری ارتش اسرائیل در میدان را فاش کردهاست.
در جمعبندی، برتری فناوری اسرائیل در برابر ابزارهای ساده اما مؤثری مانند پهپادهای FPV به چالش کشیده شده، راهبرد اتکا به مواضع ثابت ناکام مانده و این مواضع به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شدهاند؛ در مقابل، یکپارچگی جبهههای پشتیبانی مقاومت و توان آن در مدیریت نبردی چندساحتی همچنان پابرجاست. در نتیجه، ارتش دشمن بدون چشماندازی روشن، در فرسایش بنت جبیل و الخیام گرفتار شده، در حالی که مقاومت با ثبات میدانی و نوآوری فناورانه رو به رشد، معادلات جدیدی را تحمیل کرده و توازن قوا را در این مرحله از درگیری بازتعریف میکند.
هوالله
آقای شعام!
فهمیدید آتش بس یک فریبکاری و دام بود
جهت اشغال جنوب لبنان و آمادگی حمله مجدد به ایران.
متاسفانه هنوز شروط ایران برای مرحله مذاکرات عملی نشده و داخل سطل زباله کاخ سفید است!
پس تمدید آن هم در واقع تمدید آن دام و اشتباهی بزرگتر است.
مثل لاریجانی عمل کنید تا عاقبت به خیر شوید!
حرف توده مردم از هر قشری را بشنوید
خلاصه وضعیت لبنان اینه که دولت لبنان طرف اسرائیله و کشور هم با تبلیغات تبدیل شده به طرفدازان و مخالفان اسرائیل ، دولت لبنان تازه داره مسیر دولت روحانی رو میره و به خیالش با مذاکره همه چی حل میشه تنها فرق اینه که دولت روحانی با آمریکا مذاکره کرد دولت لبنان با اسرائیل ، همون آمریکا هم به مذاکرات و توافقاتش پایبند نبود چه برسه به اسرائیل