سنگ تمام روزنامه رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در دفاع از نگهداری سگ و سگ گردانی/ كيفيت زندگی را افزایش میدهد؛ استرس را کم میکند!/ مجبور به تحرک و پیاده روی میشویم!/ دیگر نميتوان اين جمعيت زیادی كه حيوانات خانگی دارند را ناديده گرفت!
نکته آنجاست همان طور که اصلاح طلبان در دلسوزی برای مصرف کنندگان مشروبات الکلی تقلبی که کور شده و یا مرده بودند، پیشنهاد تهیه و توزیع مشروبات الکلی را از سوی دولت می دادند، حالا هم در این گزارش گفته می شود که دلیل چالش برخی خانواده هایی که سگ دارند این است که سگ در ایران مانند اروپا بخشی از زندگی نیست!
گروه سیاسی جهان نیوز: سیر حاشیه سازی روزنامه رئیس شورای اطلاع رسانی دولت روز به روز بیشتر می شود. در تازه ترین مورد، روزنامه اعتماد در شماره امروز خود گزارش مفصلی از مزایای نگهداری سگ و گربه در خانه منتشر کرده است.
برای نمونه کارشناسی که با آن گفتگو شده مدعی شده است که نگهداری از سگ و گربه سطح كيفيت زندگی را افزایش میدهد و استرس را کم میکند؛ همچنین به این دلیل مجبور به تحرک و پیاده روی میشویم!
همچنین ممنوعیت نگهداری از حیوانات خانگی را باعث شدت پيوند عاطفي ميان انسان و حيوانش دانسته است.
وی در نهایت با ادعای گسترش نگهداری از حیوانات خانگی مدعی شده است که «امروز ديگر كمتر خانهاي است كه در آن حداقل يكي از همسايهها یک حیوان خانگی نداشته باشد»! در ادامه هم چالش نگهداری حیوانات خانگی و سگ گردانی را یک شكاف عميق اجتماعي ميان بخشي از حاكميت و گروهي از مردم با بسياري از مردم که به آن اعتقاد دارند، دانسته و تاکید کرده است که ديگر نميتوان اين جمعيت بسياري را كه حيوانات خانگي دارند، ناديده گرفت!
نکته آنجاست همان طور که اصلاح طلبان در دلسوزی برای مصرف کنندگان مشروبات الکلی تقلبی که کور شده و یا مرده بودند، پیشنهاد تهیه و توزیع مشروبات الکلی را از سوی دولت می دادند، حالا هم در این گزارش گفته میشود که دلیل چالش برخی خانواده هایی که سگ دارند این است که سگ در ایران مانند اروپا بخشی از زندگی نیست!
بیشتر بخوانید:
ماجرای مسمومیت الکلی و اصلاح طلبان/ برای جوانان شراب سالم تهیه کنید!
رسانههای اصلاح طلب به جای دفاع از هنجارها خود را مدافع هنجارشکنی و ترویج آنها میدانند. یک روز کشف حجاب، یک روز هنجارشکنی در پوشش، یک روز مشروبات الکلی، یک روز نگهداری از حیوانات خانگی، یک روز سگ گردانی و ... همه از مواردی هستند که رسانههای این جریان سیاسی برای دفاع و ترویج آن دست به قلم شدهاند و متاسفانه نهاد ناظر هم به راحتی از کنار آن عبور میکند.
به گزارش جهان نیوز، بخش هایی از گزارش روزنامه اعتماد را خواهید خواند:
**حالا نگهداري حيوانات خانگي بيش از يك دهه ميشود كه در ايران هم مانند ديگر كشورهاي جهان باب شده است. اغلب خانوادهها طبق گفته خودشان به دليل علاقه كودك يا نوجوانشان اين حيوانات را به خانه ميآورند و برخي افراد كهنسال نيز به دليل تنهايي، يا حتي جواناني كه تنها زيست ميكنند و همچنين افراد متاهلي كه امكان و علاقهاي به فرزندآوري ندارند، حيواني خانگي مانند سگ و گربه را نگهداري ميكنند، برخي هم به پرندهها و انواع ماهي علاقه دارند. تعداد كمي هم هستند كه سراغ همستر و خوكچه هندي و خرگوش ميروند و اقليتي هم كه دنبال حيواني خاصتر هستند، سراغ حيوانهايي مانند مار و مارمولك و ميمون و... ميروند. قديمترها برخي جوجه را هم نگهداري ميكردند.
**امروز نگهداري از گربه و سگ از ديگر حيوانات و پرنده و ماهي متداولتر هستند. هرچند مسووليت نگهداري گربه از سگ كمتر است، اما سگها به دليل محبتي كه به گفته صاحبانشان ابراز ميكنند، پرطرفدارتر هستند. هرچند به همان اندازه مسووليت بيشتري هم ميطلبند. مثلا شما اگر يك گربه پارسي يا همان پرشين كَت نازك نارنجي داشته باشي، بايد حواست باشد كه آب در دلش تكان نخورد و دچار اضطراب نشود. اما يك سگ از هر نژادي را حداقل در هفته بايد چند روز بيرون ببري. البته برخي افراد سگهايشان را براي قضاي حاجت نيز به خيابان ميبرند، اما گربه آرامي كه لم ميدهد و صدا از دلش درنميآيد را با يك باكس شني مخصوص ميتواني در خانه نگه داري و فقط بايد چند روز يك بار خاكش را تميز كني.
**خانم «ز» كه ساكن محله گيشاست، ميگويد اغلب خانههاي گيشا گربه دارند. البته اين غير از آن حجم انبوه گربههايي است كه در خيابانهاي گيشا مشاهده ميكني. خودشان هم در يك ساختمان پنج طبقه ساكن هستند كه دو طبقه گربه دارند.
**آنها كه سگ دارند، بايد وقت بيشتري براي حيوان بگذارند. حداقل يك روز در ميان بايد او را بيرون ببرند. هر چند آنها كه ترجيح ميدهند سگشان بيرون از خانه قضاي حاجت كند، هر روز بايد حيوان را ببرند چرخي بزند و خودش را خالي كند. ديگر توجهي هم ندارند كه داخل چمن پارك باشد، يا فضاي سبزي گوشه اتوبان. حتي در برخي پاركها، به سگها از همان شيري آب ميدهند كه انسانها آب مينوشند. بارها در پاركي سگي را ديدم كه صاحبش دهانش را لب شير آب آشاميدني گذاشته بود و وقتي مردي اعتراض كرد كه از اينجا آدمها آب مينوشند و اين كار شما باعث بيماري ميشود و سگ نجس است، صاحب سگ شروع به توهين كرد و مرد هم سرش را انداخت و رفت.
**در برخي پاركها در مناطق شماليتر تهران، آنقدر تعداد سگها در پارك زياد است كه انسان كمتر ميبيني. همه سگهايشان را در ساعاتي از روز به پارك ميآورند و صاحبانشان هم همه دغدغههايشان اين است كه ديروز سگ من با سگ تازه واردي دعوا كرد يا به هم پارس كردند و همين سگها سبب شده است صاحبانشان همزمان بيشتري را خارج از خانه بگذرانند. البته گاهي هم صاحبان حيوانات با هم درگير ميشوند.
**خانم «ز» كه نماز ميخواند، ميگويد گربه نجس نيست. آنها كه به خانهاش رفت و آمد ميكنند، معتقدند كه همه خانهاش را موي گربه برداشته است. حتي تخت خوابش را هم با تامي قسمت كرده است. همه جا موهاي بلند نارنجي را ميبيني كه در خانه نورگيرشان برق ميزند، اما خودش ميگويد كه با پرزگير موها را ميگيريم و موي زيادي نميريزد! شايد هم خودشان بعد از 7 سال به بودن حيوان و موهايش خو گرفتهاند. آنقدر كنار هم آرام و قرار دارند كه ميگويد سالهاست قيد مسافرت خانوادگي را زدهايم و بالاخره يك نفر بايد در خانه پيش تامي بماند. زيرا اگر مجبور شويم در پانسيون بگذاريمش استرس ميگيرد و طوري نگاهمان ميكند كه كل سفر را با عذاب وجدان ميگذرانيم. چند سال قبل براي شبي سه تا چهار ميليون تومان، او را چند شب در پانسيون گذاشتند. اين چند روز هر روز تماس تصويري ميگرفتند و با تامي صحبت ميكردند تا بچه دلش نگيرد!
**آقاي «م» كه به خاطر علاقه دخترش سگ گرفته است هم درباره مهرباني و وفاداري اين حيوان ميگويد: سگها موجودات مهرباني هستند كه حاضرند حتي جانشان را براي صاحبشان بدهند. سگها عموما در دو مدل كوچك و بزرگ هستند كه كوچكترها كمهوشتر هستند ولي زودتر فرمانبرداري ميكنند. سگهاي بزرگي هم هستند كه خيلي باهوش هستند اما ديرتر فرمانبرداري ميكنند.
**ما يك سگ بزرگ لابرادور داشتيم كه بسيار مهربان بود و اگر اعضاي خانواده مريض ميشد، از آنها دلجويي ميكرد و نوازش ميكرد. اگر خوشحال بودي، او هم شاد ميشد. اين حيوانات هم ميخندند و هم گريه ميكنند. اشك ميريزند و بسيار عاطفي هستند. اما اگر كسي ميخواهد از سگي نگهداري كند ابتدا بايد با خود عهد ببندد كه سگ را هرگز رها نميكند، زيرا اين حيوان بسيار عاطفي است و سگ بدون صاحبش نابود ميشود.
**حسين روزبهاني، روانشناس باليني درباره نگهداري از حيوانات خانگي به «اعتماد» گفت: پژوهشهاي معتبري كه در رشته روانشناسي در ايران و جهان انجام شده حاكي از آن است كه ارتباط با حيوانات، بهخصوص حيوانات خانگي مانند سگ و گربه و پرندگان و حتي حيوانات كوچكتر، ميتواند در جهت بالاتر بردن سطح كيفيت زندگي و افزايش سطح سلامت روان افراد موثر باشد.
**نگهداري از اين حيوانات سبب احساس همراهي ميشود و اين داشتن همراه موجب كاهش تنهايي افراد ميشود. در تنهايي و انزوا سطح كيفيت زندگي فرد كاهش مييابد، اما وجود حيوانات خانگي از پرنده تا سگ و گربه، به نوعي سبب ميشود حضوري دائمي و غيرقضاوتگر را كنار خودمان داشته باشيم. براي افرادي كه تنها زندگي ميكنند، وجود يك حيوان خانگي ميتواند آرامشبخش باشد و سبب افزايش تحرك زندگي روزانه و نظم بيشتر شود. زماني كه به اجبار به خاطر سگ خود مجبور به پيادهروي ميشويم، اين بيرون رفتن مرتب ميتواند در زندگي فردي اثرگذار باشد. برنامه غذا دادن منظم به حيوان، نظافت و مراقبت از آن، ميتواند كمككننده باشد. تعامل با حيوانات ميتواند سطح كورتيزول كه هورمون استرس است را كاهش بدهد، يا سطح اوكسي توسين كه هورمون پيوند يا آرامش است را افزايش بدهد. اين تعادل شيميايي مغز سبب ميشود كه فرد آرامتر و اميدوارتر شود.
**ولي نكته مهم اين است كه همه اين آثار در كوتاهمدت است و در بلندمدت ميتواند آثار غيرقابل جبراني بر جاي بگذارد، زيرا وقتي حيوان خانگي را وارد زندگيمان ميكنيم، عمري حداقل 10 تا 15ساله دارد و بعد از آن داغ از دست دادن حيوان سبب ميشود كه افسردگي افراد حتي شديدتر هم شود. نمونههايي هم بوده است كه سالمندي همسرش را از دست داده و دچار افسردگي خفيف و انزواي اجتماعي شده است و زماني كه يك سگ كوچك را وارد زندگي خود كرده، بعد از گذشت سه ماه، فعاليتهاي روزانهاش تا 50 درصد افزايش پيدا كرده و علائم افسردگياش كاهش پيدا كرده است و همين يافتن انگيزه تازه براي بيرون رفتن، به بالارفتن معناي زندگياش هم كمك كرده است.
**زماني كه فردي شكست عشقي ميخورد و حيواني را جايگزين تنهايي ميكند، حتي اگر فرد ديگري وارد زندگي اين افرادي شود كه حيوان دارند، ممكن است حيوان را از همسر خود هم بيشتر دوست داشته باشند و من مراجعاني اينچنيني داشتم كه اولويت همسرشان پايينتر از سگشان بوده و فراتر از آن حتي فردي بود كه سگش را بيش از كودك يك سالهاش دوست داشت و سگ اين فرد اتاق شخصي داشت، اما كودكش در پذيرايي ميخوابيد و حتي همسرش اعتراض داشت كه سگ را بغل ميكند و در تخت ميخوابد و من بايد ديوار را نگاه كنم و بخوابم! اثر عاطفي حيوانات خانگي در ايران شديدتر است، زيرا حيوان جاي خالي را پر ميكند، در حالي كه در ديگر كشورها بخشي از سبك زندگيشان است و نه راهكاري براي فرار از تنهايي.
**در ايران نگهداري از حيوانات خانگي، به خصوص سگ و گرداندن آن در خيابان و با خودرو، محل مناقشه بسياري بوده است، به طوري كه هر چند وقت يك بار خبري مبني بر ممنوعيت سگگرداني در خيابان و مكانهاي عمومي در تهران و ديگر شهرها شنيده ميشود. اما همچنان آنچه در خيابان مشاهده ميكني، تعداد زيادي افرادي است كه سگهاي خود را براي گردش در خيابان و فروشگاهها و حتي كافهها ميآورند. اين مساله به نوعي نشان از شكاف عميق اجتماعي ميان آنچه بخشي از حاكميت و گروهي از مردم ميگويند و آنچه بخش بسياري از مردم به آن اعتقاد دارند، است. حتي با نيم نگاهي به همسايههاي خود - امروز ديگر كمتر خانهاي است كه در آن حداقل يكي از همسايهها یک حیوان خانگی نداشته باشد - ديگر نميتوان اين جمعيت بسياري را كه حيوانات خانگي دارند، ناديده گرفت.
**روزبهاني نگهداري از حيوانات خانگي در ايران را نوعي تابوشكني ميداند و ميگويد: به دليل ممنوعيت نگهداري حيوانات خانگي در ايران و اينكه به نوعي تابوشكني محسوب ميشود، ميتواند پيوند عاطفي ميان انسان و حيوانش را شديدتر كند. به دليل محدوديتهايي كه وجود دارد، حيوان ميتواند به مركز توجه عاطفي بدل شود و همين مساله سبب افزايش شدت عاطفي بين فرد و حيوانش ميشود، مانند همان پدري كه در مثال بالا گفتم سگ 8 ساله را از نوزاد يك ساله بيشتر دوست داشت.
** آسيبهايي كه حيوانات خانگي دارند در ايران بسيار زياد است. حتي نگهداري از حيوانات خانگي باعث شده است كه اين افراد سمت ازدواج نروند يا اگر متاهل هستند، بچهدار نشوند يا اگر فرزند هم داشتند، حيوانشان را بيش از فرزند خود دوست بدارند. من مراجعهكنندهاي داشتم كه طلاق گرفته بود و فرزندش را به همسرش داده بود اما حيوانش را نگه داشته بود. يعني در اين حد اين رابطه عميق است كه ميتواند منجر به ايجاد ناهنجاريهايي شود كه اثرات مخرب منفي براي فرد دارد.