نگرانی اصلی این است که فیفا با ایجاد یک سنت تازه، راهی را باز کند که در آینده نیز از جایزهها، مراسمها و نمادهای ورزشی برای اهداف سیاسی استفاده شود. اگر امروز جایزه صلح فیفا به ترامپ داده شده، چه تضمینی وجود دارد که در آینده به دیگر سیاستمداران بدنام در دیگر نقاط جهان داده نشود؟ و اگر چنین روندی آغاز شود، آیا ورزش همچنان میتواند به عنوان حوزهای مستقل و غیرسیاسی باقی بماند؟
گروه بین الملل جهان نیوز: به تازگی شاهد برگزارشدن مراسم قرعهکشی جام جهانی 2026 فوتبال در آمریکا بودهایم. رویدادی که طبق معمول توجهات گسترده رسانه ای و البته افکار عمومی از اقصی نقاط جهان را به خود جلب کرد. با این همه، در جریان برگزاری مراسم مذکور، شاهد به بار آمدن یک رسوایی بزرگ برای فدراسیون جهانی فوتبال و البته دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بودیم.
در این راستا، فیفا اقدام به اعطای جایزه صلحِ خود به دونالد ترامپ کرد. جایزه ای که پیش از این وجود نداشته و آن را برای نخستین بار جهت اهدا به ترامپ در قالب مراسم قرعهکشی جام جهانی گنجاندهاند. عجیبتر اینکه دونالد ترامپ در جریان برگزاری مراسم مذکور، در موضعگیری عجیبی مدعی شد که در یک سال اخیر یعنی دوره جدید حضور وی در قدرت، جهان مکان امنتری شده و البته که آمریکا نیز رو به رشد و پیشرفت است! ادعاهایی که معلوم نیست مستند به چه اسناد و شواهدی هستند. با این همه، اعطای جایزه صلح فیفا به ترامپ حداقل از 5 منظر قابلتامل است.
یک: جیانی اینفانتینو و تبانی با ترامپ!؟
تنها اندکی پس از برگزاری مراسم قرعهکشی جام جهانی فوتبال، بسیاری از رسانه ها حتی در جهان غرب این موضوع را فاش کردند که ظاهرا یک بده بستان پشت پرده میان ترامپ و اینفانتینو(رئیس فیفا) صورت گرفته است. در این چهارچوب، رئیس فیفا وعده اعطای جایزه صلح به ترامپ را داده و رئیس جمهور آمریکا نیز تضمین کرده که فیفا بتواند مراسم قرعه کشی جام جهانی را به صورت رایگان و بدون پرداخت هزینه، در محل سالن مرکز کِندی در واشینگتن دی سی برگزار کند. موضوعی که پرداختِ رسانه ای گسترده به آن عملا به یک رسوایی تمامعیار برای رئیس جمهور آمریکا و البته فیفا تبدیل شده است.
دو: افشای چندباره یک دروغ بزرگ
اینفانتینو همان کسی است که در سال 2022 مدعی بود که سیاست نباید راهی به حوزه ورزش داشته باشد و وی اجازه این مساله را نمی دهد. حال حتی بسیاری از رسانه های غربی از جمله سی ان ان و دویچه ووله با انجام مانور روی این موضعگیری اینفانتینو از وی می پرسند که آیا او در قالب اهدای جایزه صلح فیفا به ترامپ که یک جایزه ساختگی و عجیب است، به این موضعگیری خود باز هم اعتقاد داشته است؟
جدای از همه این ها، آیا براستی فردی نظیر ترامپ که از زمان حضور مجدد خود در قدرت همچون دولت اولش صرفا تنش و هرج و مرج را به سیاست و اقتصاد جهانی تحمیل کرده و از هیچ کمکی به یک رژیم جنایتکار نظیر رژیم صهیونیستی در اعمال جنایت علیه ملت فلسطین و دیگر ملت های منطقه دریغ نکرده، حقیقتا لایق دریافت جایزه صلح فیفا است؟ این رویداد بار دیگر نشان داد که تشکیلات و نهادهای به ظاهر غیرسیاسی نظیر فیفا کاملا تحت نفوذ جهان غرب هستند و اساسا بدون اجازه آنچه غربی ها می خواهند، آب نمی توانند بخورند و هر زمان لازم باشد، رهبران غربی آن ها را احضار و در ریل مطلوب خود قرار می دهند.
سه: نتیجه معکوس برای رئیس جمهور آمریکا
ترامپ همواره نشان داده که هیچ رویدادی را که سیل قابل توجهی از توجهات بینالمللی را به سمت خود جلب کند، به هیچ عنوان از دست نمی دهد. دلیل هم روشن است: زیرا او اهل نمایش و تبلیغات است و می تواند آنچه را که می خواهد به افکار عمومی جهان ارائه کند. با این همه، این مرتبه نیز او از آنچه می خواست به دست آورد، نتیجه معکوس گرفت.
او در حقیقت در مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال به خودش جایزه داد و حتی رسانه های غربی از چند روز قبل، اینفانتینو و فیفا را مسخره میکردند که برای ترامپ گویی یک جایزه ابداع کردهاند و می خواهند به هر شکل ممکن که شده وی را راضی کنند. از این رو، ترامپ که نتوانست جایزه صلح نوبل را کسب کند، حداقل خود را راضی می کند که توانسته جایزه صلح فیفا را دریافت کند! جایزه ای که تا به اینجای کار بیشتر از همه به مایه تمسخر وی تبدیل شده تا اینکه موقعیت او را ارتقا بخشیده باشد.
چهار: مصرفِ رسانه ای جایزه ترامپ در جهان روایت ها
در عصر شبکههای اجتماعی و جنگ روایتها، اعطای چنین جایزهای را میتوان تلاشی برای مدیریت برداشت عمومی و جهتدهی به افکار جهانی دانست. این اقدام به فیفا و دولت آمریکا امکان میدهد روایت خاصی از به اصطلاح "رهبری صلحطلب" ترامپ بسازند و آن را در مقیاس جهانی بازنشر دهند. حتی اگر واقعیتهای میدانی با این تصویر همخوان نباشد، قدرت رسانهای رویدادهایی مانند جام جهانی میتواند ادراک عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین فضایی، حقیقت نه براساس اسناد و سیاستهای واقعی، بلکه براساس تصاویری که در مراسم رسمی نمایش داده میشود شکل میگیرد. این مولفه نشان میدهد که چگونه فوتبال، بهجای بازتاب واقعیتهای اجتماعی، می تواند گاهی به ابزاری برای شکلدادن به واقعیتهای مطلوب قدرتها تبدیل شود. روندی که استقلال ورزش و اعتماد عمومی را تهدید میکند.
پنج: آغاز یک سنتِ منفی توسط فیفا
مسئله مشروعیت داخلی و جهانی چنین جوایزی نیز جای طرح دارد. وقتی جایزهای بدونسابقه و بدون داوری عمومی ارائه میشود، اعتبار آن در همان لحظه اعطای جایزه زیر سؤال میرود. بسیاری از تحلیلگران این جایزه را "ساختهشده"، "نمادین" و "بیپایه" توصیف کردند. نکاتی که بازتاب گستردهای در فضای رسانهای داشت و اعتبار جایزه را به حاشیه برد.
نگرانی اصلی اما فراتر از این جایزه خاص است. نگرانی اصلی این است که فیفا با ایجاد یک سنت تازه، راهی را باز کند که در آینده نیز از جایزهها، مراسمها و نمادهای ورزشی برای اهداف سیاسی استفاده شود. اگر امروز این جایزه به ترامپ داده شده، چه تضمینی وجود دارد که در آینده به دیگر سیاستمداران و چهره های بدنام در دیگر نقاط جهان داده نشود؟ و اگر چنین روندی آغاز شود، آیا ورزش همچنان میتواند به عنوان حوزهای مستقل و غیرسیاسی باقی بماند؟