تقریبا وجه مشترک تمامی آنچه اقدامات اصلاحی محمد بن سلمان نامیده شود یک چیز است و آن هم این موضوع می باشد که او مظاهر مدرنیته غربی را می خرد و یا به صورت خام وارد عربستان می کند. در حقیقت، نگاه وی به مقوله توسعه و پیشرفت به جای اینکه درونزا باشد، صرفا ظاهربینانه است و هیچ توجهی به ظرفیتهای داخلی کشور عربستان ندارد. از این رو، این اقدامات چیزی بیش از نمایش و تبلیغات نیست.
گروه بین الملل جهان نیوز: یکی از نکاتی که از همان روزهای نخست کودتای سیاسی در عربستان سعودی و انتخاب محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد این کشور(بدون درنظر گرفتن روند طبیعی و قانونی جانشینی در حکومت سعودی)، به طور خاص از سوی جریان های سیاسی و رسانه ای غربی و البته سعودی، به نحو ویژه ای مورد تاکید بوده، تصویرسازی از بن سلمان به عنوان سمبل مدرنیته و پیشرفت در عربستان بوده است.
در حقیقت، جریان حامی بن سلمان سعی داشته او را نماد تغییر و البته حرکت رو به جلویِ عربستان معرفی کند. در این رابطه، گاه و بیگاه شاهد رویدادهای قابلتاملی نیز بوده ایم. مثلا در دوره ای، بن سلمان دیدارهای زیادی با مدیران غول های فناوری جهانِ غرب داشت و تصاویر و ویدئوهای این دیدارها نیز به نحو گسترده ای در رسانها و فضای مجازی پخش و وایرال می شد.
در سال های گذشته نیز شاهد رویدادهایی نظیر حضور خوانندگان غربی در عربستان و برگزاری کنسرت از سوی آن ها، برگزاری مسابقات کشتیکج در عربستان، دایر شدن قمارخانه در این کشور و یا برگزاری جشن های غربی نظیر رویداد هالووین در عربستان و البته خرید ستارههای جهان فوتبال از سوی تیم های باشگاهی عربستانی و جلب توجهات بینالمللی از سوی سعودی ها بوده ایم.
در این راستا، به تازگی نیز خبرگزاری رویترز گزارش داده که قرار است دو فروشگاه عرضه نوشیدنی های الکلی در عربستان افتتاح شود. اقدامی که بخشی از برنامه اصلاحی کلان محمد بن سلمان توصیف شده است! از این رو، در تحلیل آنچه سیاست های اصلاحی محمد بن سلمان و مانور رسانه های غربی در معرفی وی به عنوان معمار مدرنیته در عربستان ادعا می شود، توجه به 4 نکته ضروری است.
یک: بنسلمان و شوخی بزرگِ توسعه وارداتی!
تقریبا وجه مشترک تمامی آنچه اقدامات اصلاحی محمد بن سلمان نامیده می شود یک چیز است و آن هم این موضوع می باشد که او مظاهر مدرنیته غربی را می خرد و یا به صورت خام وارد عربستان می کند. در حقیقت، نگاه وی به مقوله توسعه و پیشرفت به جای اینکه درونزا باشد، صرفا ظاهر بینانه است و هیچ توجهی به ظرفیهای داخلی کشور عربستان ندارد.
به بیان ساده تر، بن سلمان با استفاده از اقتصاد پترودلاری و سرمایه نفتی این کشور، آنچه در غرب وحود دارد را می خرد و به کشورش وارد می کند و یا دستور به تقلید صِرف از غربی ها می دهد. این موضوع بیش از آنکه فرآیندی از توسعه واقعی را به ذهن متبادر کند، چیزی بیش از یک تقلید ابتدایی و نمایشی نیست و نمی توان عنوان توسعه را بر آن نهاد.
دو: عیان شدن تناقضی بزرگ برای نظام حکمرانی عربستان
اقدامات و رفتارهای به ظاهر اصلاحی بن سلمان و نظام حکمرانی عربستان سعودی، شکاف میان گفتار رسمی و عمل حکومت در این کشور را عمیقتر میکند. عربستان تا همین چند سال پیش هرگونه تخطی از قواعد شرعی را با ادعای دفاع از ارزشهای اسلامی سرکوب میکرد، اما اکنون همان حکومت، فروش الکل را عادیسازی میکند. این دوگانگی باعث فرسایش اعتماد عمومی و تزلزل در سازوکار مشروعیتسازی حکومت میشود زیرا جامعه احساس میکند معیارهای اخلاقی نه براساس اصول روشن و ثابت، بلکه براساس مصلحتِ قدرت جابهجا میشوند.
سه: جذب سرمایه و توجه به هر قیمتی!
بر کسی پوشیده نیست که بخش قابلتوجهی از اقدامات بن سلمان و نظام حکمرانی سعودی، نه با هدف اصلی تحقق رشد و توسعه در عربستان بلکه معطوف به جلب سرمایه و توجهات بین المللی است. اینکه دولت عربستان برای این قبیل اهداف حاضر است چشم بر هر چیزی حتی باورها و بنیان های دینی جامعه خود ببندد یک پیام را به ذهن متبادر می کند و آن هم این است که حکومت حاضر است برای تحقق چشماندازهای مدنظر خود، از جمله جذب گردشگر و سرمایه، خطوط قرمز فرهنگی را قربانی کند.
اتکای بیش از حد به منطق بازار برای کسب درآمد غیرنفتی، بدون در نظر گرفتن حساسیتهای اجتماعی، میتواند مدل توسعه عربستان را به طرحی ناپایدار و صرفا تبلیغاتی تبدیل کند. توسعهای که بر حذف تدریجی ارزشها بنا شود، دیر یا زود با بحران مشروعیت روبهرو خواهد شد.
چهار: دولت عربستان و معمای توسعه دستوری
اقدامات به ظاهر اصلاحی نظام حکمرانی سعودی و به طور خاص شخص محمد بن سلمان در سال های اخیر، این واقعیت را فریاد میزنند که حکومت این کشور معتقد است که تحولات فرهنگی نه محصول گفتوگو با جامعه هستند و نه برآمده از خواست عمومی بلکه از بالا، شتابزده و مطابق اراده فردی ولیعهد این کشور اعمال میشوند. این الگوی حکمرانی اقتدارگرایانه باعث افزایش شکاف میان دولت و جامعه، و همچنین میان نسل سنتی و نسل جدید میشود. نتیجه این روند، نه نوسازی پایدار، بلکه تغییراتی بیریشه و پرهزینه است که احتمالاً تنشهای اجتماعی و سیاسی آتی عربستان سعودی را تشدید خواهد کرد.