بر اساس گزارش های منختلف و معتبر، گرینلند منطقه ای است که میزان قابل توجهی از منابع معدنی کمیاب را در خود جای داده است. صنایع نظامی و الکتریکی آمریکا شدیدا به این منابع معدنی کمیاب نظیر لیتیوم نیازمند هستند و ترامپ و ترامپیستها، از رهگذر تصرف گرینلند سعی دارند تا برای آمریکا در زمینه تامین این منابع، نوعی امنیت پایدار ایجاد کنند.
گروه بین الملل جهان نیوز: یکی از موضوعاتی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از همان نخستین روزهای بازگشتش به کاخ سفید بر آن به صورت مکرر تاکید داشته این بوده که آمریکا به نحوی گرینلند را ضمیمه خاک خود خواهد کرد و آن را کنترل می کند. ترامپ به تازگی در موضع گیری مدعی شده که تصرف گرینلند به دست آمریکا، گامی مهم در راستای تقویت امنیت ملی این کشور است.
این در حالی است که دولت دانمارک به عنوان کشوری که گرینلند بخشی از خاک آن محسوب می شود در موضعگیری های مختلف خود این گزاره را رد کرده و حتی برخی منابع از تقویت ناوگان دریایی دانمارک در گرینلند نیز خبر می دهند. به تازگی هم "ینس فردریک نیلسن" نخست وزیر جدید منطقه گرینلند در موضعگیری گفته است که ایالات متحده آمریکا هیچگاه نخواهد توانست گرینلند را تصاحب کند.
مواضع غیرمنطقی و تهاجمی ترامپ در مورد اشغال گرینلند توسط آمریکا سبب شده تا احزاب استقلالطلب در گرینلند قدرت بیشتری پیدا کنند و حتی برخی مقام های اتحادیه اروپا نیز با حمایت از دانمارک از ضرورت ایستادگی در برابر دستورکارهای ترامپ با محوریت گرینلند خبر داده اند. با این همه، بسیاری به طور خاص این سوال را مطرح می کنند که دلیل گرایش جدی و شدید دولت آمریکا جهت تصاحب گرینلند چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، توجه به 4 نکته ضروری است.
یک: نیازِ آمریکا به منابع معدنی کمیاب
بر اساس گزارش های منختلف و معتبر، گرینلند منطقه ای است که میزان قابل توجهی از منابع معدنی کمیاب را در خود جای داده است. صنایع نظامی و الکتریکی آمریکا شدیدا به این منابع معدنی کمیاب نظیر لیتیوم نیازمند هستند و ترامپ و ترامپیستها، از رهگذر تصرف گرینلند سعی دارند تا برای آمریکا در زمینه تامین این منابع، نوعی امنیت پایدار ایجاد کنند.
آمریکا سال هاست که در زمینه تامین منابع معدنی کمیاب مورد نیاز خود، به کشور چین وابسته است و چینیها نیز این مساله را به اهرمی در مقابله با سیاست های تهاجمی واشینگتن تبدیل کرده اند. حال که تنشهای ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی در محیط بینالمللی افزایش قابل توجهی پیدا کرده، آمریکایی های سعی دارند به هر شکل ممکن که شده از میزان وابستگی خود در حوزه مذکور به چین بکاهند و درست به همین دلیل، تصرف گرینلند را یک اقدام راهبردی در راستای منافع خود ارزیابی می کنند.
دو: تقویت تسلط آمریکا بر آبراهها و دریانوردی بین المللی
گرینلند منطقه ای مجاور با قطب شمال است که بر آبراه های مهم بینالمللی مشرف است و تسلط بر آن، دست برتر را به آمریکا در زمینه کنترل دریانوردی جهانی نیز می دهد. برخی مقام های دولت ترامپ در مدت اخیر در موضع گیری هایی مدعی شده اند که اگر آمریکا، گرینلند را تصاحب نکند، دیگر کشورها نظیر چین و روسیه چنین خواهند کرد و این مساله به هیچ عنوان به نفع واشینگتن نیست.
از این رو، دولت آمریکا قصد دارد تا از رهگذر تسلط بر گرینلند که از وسعت جغرافیایی قابل توجهی نیز برخوردار است، به نوعی موقعیت خود در جنگ پنهان علیه قطب های شرقی قدرت جهان و البته تشدید نظارتش بر متحدان خود را تقویت کند.
سه: دولت آمریکا و سودای کشورگشایی
یکی دیگر از محرک های بدیهی دولت آمریکا برای تصرف گرینلند، طمع سابقهدار واشینگتن جهت توسعه کشورگشاییاش و به زعم برخی دولتمردان آمریکایی، توسعه امپراطوری آمریکا در سطح بین المللی است. به بیان ساده تر، دولت آمریکا این باور را دارد که پلیس و قدرت اصلی جهان است و باید تا جای ممکن از این موقعیت خود استفاده کرده و نوعی نظمِ تحمیلی و صلح اجباری که مبتنی بر ظلم و رویه های غیرمنطقی(اما به نفع آمریکا است) را به جهانیان تحمیل کند.
درست به همین دلیل، در بزنگاه های تاریخی، به عینه اصول مسلم و ابتدایی حقوق بین الملل را به راحتی نقض می کند و می بینیم که صریحا از اراده خود جهت اشغال دیگر سرزمین ها و کشورها سخن می گوید.
چهار: خط و نشان آمریکا برای طیف رقبا و مخالفان بینالمللی خود
در نهایت باید گفت که دولت آمریکا با طرح مواضع گوناگون مبنی بر اراده اش جهت تصرف گرینلند به نوعی سعی دارد تا برای دیگر رقبایش نیز خط و نشان های صریحی را بکشد. به هر حال، واشینگتن و به طور خاص ترامپ به خوبی می دانند که آن ها در محیط بین المللی با رقبای به مراتب سرسختتری تا گرینلند و دولت دانمارک رو به رو هستند.
از این رو، دولت جدید آمریکا عملا تصرف گرینلند را به مثابه یک بازی تدارکاتی و خط نشانِ جدی برای دیگر رقبا و مخالفانش در عرصه بین المللی اررزیابی می کند و از رهگذر کسب موفقیت در به کرسی نشاندن مواضع ناحق خود سعی دارد با اعتماد به نفس بیشتری به مصاف دیگر رقبایش در صحنه بین المللی برود. معادله ای که بعید است طبق نقشه های ترامپ پیش رود و او با مسیر پرپیج و خمی برای محقق کردن مواضعش در مورد گرینلند رو به رو است.